سخنراني شهيد محراب/
يکشنبه, ۲۰ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۰۰
از جانب خداوند تبارك و تعالي براي شهيد هفت خصلت و ويژگي و خصوصيت مي باشد، اكنون بعد از دكر اين هفت خصلت بايد ديد آيا شهادت در راه خدا بايد آرزو شود؟ خير؟ انسان در اين دنياي فاني بماند تا پير شود، از حركت بيفتد توانايي و قدرت بر اينكه حتي غذا بخورد نداشته باشد، در بستر بيماري آن قدر معطل كند كه تمام خويشاوندان وي ناراحت شده و اميد مرگ او را داشته باشند و پس از مدتي بميرد و او را در گوشنه اي برده و دفن نمايند؟ انسان است و اعمالش، ان شاء ا... بايد نيك باشد تا پس از مردن گرفتار نشود.



حال اگر انسان به درجه والاي شهادت رسيد و «شهيد» شد اگر در اين راه به فيض شهادت نائل شد خداوند متعال چه خصلتهايي براي او اختصاص خواهد داد.

 هفت ويژگي شهيد
 1- اولين خصلت شهيد: قطرة من دمه مغفور له كل ذنب
اگر انسان در بستر بميرد از گناهاني كه مرتكب گرديده بايد جوابگو باشد. بايد كيفر شود، هر گناه كيفري دارد، عذابي دارد، همانگونه كه علي (ع) مي فرمايد، بعضي از شيعيان ما هستند كه شفاعت ما به آنها نمي رسد مگر بعد آنكه 300000 سال در جهنم بسوزند. حال اگر انسان شهيد گرديد اولين نتيجه اش آن است كه اول قطره اي از خون شهيد كه بر روي زمين ريخته شود تمام گناهانش آمرزيده مي شود از او پرسيده نمي شود فلان جا چه عملي انجام دادي؟ و فلان مصيبت چه بود؟ چرا خداي نكرده فلان عمل زشتي را انجام دادي؟ اينها همه طومارش پيچيده و بسته مي شود. پس اولين خصلت شهيد اين است كه با ريختن اولين قطره خونش بر روي زمين گناهانش را خداي تعالي مي آمرزد.

 2- دومين خصلبت شهيد: «الثانيه يقع راسه في هجر زوجتين من الحورالعين يمسحان الغبار عن وجهه تقولان مرحبا بك و يقول هو مثل ذالك لهما.

به محضبي كه شهيد در ميدان جنگ روي زمين در مي غلطد در كنار دو حورالعين قرار مي گيرد اين دو حورالعين چه مي كنند؟ اين دو غبارهايي كه بر صورتش نشسته است، آن غبارها را پاك مي نمايند و و اولين بشارتي كه به وي مي دهند، مي گويند «مرحبابك» خوشا به حالت اي شهيد - او (شهيد) چه مي گويد؟

او هم در جواب مي گويد، خوشا به حال شما دوتا ... راستي خوشا به حالشان، يك همچون شهيدي را در اختيار مي گيرند همچون جواني، نصيب اين دور حورالعين گرديده، چرا مرحبا نداشته باشد؟


3- سومين خصلت شهيد:
يكسي من كشوة الجنه، از جامه هاي بهشتي پوشيده مي شوند.

حال جامه هاي بهشتي چگونه است؟ اگر فرصت پيدا كرديد، برويد و شرح حال اهل بهشت را ببينيد، صفاي اهل بهشت، نشاط اهل بهشت و همنشينان اهل بهشت را ببينيد، اجازه دهيد يكي از آنها را بگويم. آن كسي كه از همه جمعيت دنيا و از همه مردم داراي بهشت كمتري است، آسمان و زمين طول و عرض بهشت او مي باشد و لباسهاي بهشت هم كه ان شاء ا... خدا نصيب كند بپوشيد (ولي صلاحیت پوشيدن هم داشته باشید ان شاءا... به هر كسي جامعه بهشتي نمي پوشانند) در اينجا مي فرمايد اين لباسهاي بهشتي پوشانيده مي شود، بايد گفت لباس جنت را اگر ديگران داشته باشند حساب دارد ولي شهيد حساب ندارد. چون شهيد شده لباس بهشت به او پوشانده مي شود. ولي آنها (ديگران) بايد عمل (كار خير) داشته باشند، به مردم خدمت كرده باشند، رنج برده باشند، نمازهاي شب خوانده باشند، به مردم خدمت كرده باشند، صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (ص) فرستاده باشند. بهشت ديگران در برابر عمل و كار است و در اينجا در برابر شهادت است، ولي كار خيلي بزرگي است، مگر مي شود هركس به فيض شهادت برسد...

اگر بگويند ... در اين (موقعيت) جنگ بناهست نيم ساعت آبت يا غذايت دير شود دو دستي توي سرش مي زند، ولي جان بركف وقتي در راه اسلام انگشتانش قطع مي شود و بعد به دكتر مي رود تا پانسمان نمايد به دكتر مي گويد اقاي دكتر: هستند كساني كه زخمشان زا من خرابتر و بزرگتر است و شما بايد هر چه زودتر به آنها برسيد، اول برويد سراغ آنها، سپس بياييد سراغ من، كه سه چهار انگشتم قطع شده است.
شنيده بوديد كه در صدر اسلام وقتي آب بردند براي يك سرباز اسلام گفتك فلان از من تشنه تر است، اول آب را ببريد و به او بدهيد، وقتي رفتند سراغ هفتمي شهيد شده بود، برگشتند آمدند سراغ ششمي شهيد شده بود. پنجمي شهيد شده بود، وقتي سراغ اولي رفتند ديدند او هم شهيد شده است، اينها را شنيده بوديم ولي حالا داريد خودتان به چشم خود مي بينيد.


اگر در صدر اسلام زني از پيامبر مي فهميد كه جوانش و شوهرش يا برادرش شهيد شده است در پاسخ مي گفت: يا رسول ا... خدا شاهد است غباري كه بر صورت شما نشسته است براي من تلخ تر است از شهادت شوهر و برادر و فرزندم، ما باور نمي كرديم، ولي اكنون ببينيد اين مادرها چگونه شور و شعف دارند و چگونه شادي مي كنند در شهادت فرزندانشان و نور چشمانشان.


مادري كه وقتي نگاه مي كند مي بيند بچه اش از بالا مي خواهد مشرف به افتادن شود، از شدت غصه مي ميرد، ديده شده است كه مادري نگاه كرده، ديده بچه اش در حال افتادن است، چنان هول و هراس او را فراگرفته است كه جان به جان آفرين تسليم كرده است، حال وقتي مي فهمد كه جوانش شهيد شده است يا فلان پدري مي رود سر بالين فرزندش و او را در كفن مي بيند وقتي نگاهش را مي اندازد و اين واقعه را تماشا مي كند مي گويد: من تو را كه دارم در اين كفن مي بينم بهتر است براي من تا اينكه تو را در لباس دامادي ببينم.


باز يكي از نزدیکان من كه از تهران آمده بود برايم نقل مي كرد، گفت در ماشيني كه بودم، پنج سرباز و يك پاسدار بودند، اينها داشتند صحبت مي كردند از جوانان كه در غرب و جنوب غربي مشغول مبارزه اند (در آنجا نقل مي شده) كه يكي از جوانهاي پاسدار حركت مي كند تا با دشمن بجنگد، توپ و تانك دشمن را تصرف مي كند و وقتي بر مي گردد، زار زار گريه مي كند كه چرا به سلامت برگشتم و چرا شهيد نشدم، شب هم كه شش ساعت براي او استراحت مي دهند پنج ساعت تمام را به قرائت قران و نماز شب و دعا و ورد براي سلامتي امام امت مي گذراند.

او (آن مجاهد) با ما خيلي فرق دارد - به خصوص ماي گرانفروش، ماي محتكر كه در اين فكر باشيم كه چه چيز احتكار كنيم كه در اين جنگ گرانتر شود او هم (مجاهد في سبيل ا...) گريه مي كند كه چرا كه شهيد نشده و به سلامت بازگشته است.

 4- چهارمين خصلت شهيد:
الرابعه يبتدره خزنة الجنة بكل ريح طيبة بهم ياخذه معه

وقتي انسان شهيد مي گردد، و الي (به سوي) روح و ريحان و جنة نعيم مي رود در اين هنگام خزينه داران بهشت به استقبالش مي آيند، يبتدره خزنة الجنة بكل ريح طيبة، خزينه داري بهشت، هر بوي خوشي كه در آنجاست با خود مي آورند و او را استقبلا مي كنند و به سراغ شهيد مي ايند و او هم تمام بوي خوش بهشت را مي گيرد آنگاه به شهيد عنايت مي كنند.


5- پنجمين خصلت شهيد:
اين يري منزله

تا شهيد بر روي زمين مي افتد، تا اينكه گلوله به مغزش مي خورد نقش بر زمين مي گردد و لحظه هاي شهادت نزديك مي گردد، مكان خويش را در بهشت مي بيند، البته اينها قول پيامبر است و فضيلت براي شهيد است، جايگاه خودش را مي بيند، با شوق و شعف از اين خانه و لانه و زندگي كثيف دنيا راحت مي شود، و به همچو جايي (بهشت) مي رود كيست كه ناراحت بشود وقتي مي بيند از اين زندگي كثيف و آلوده دنيا به همچون زندگاني كه سعادت سراپايش را گرفته مستقل مي شود؟

 6- ششمين خصلت شهيد:
«والسادس يقال له اسرفي الجنة حيث شئت

اين بهشت و اين هم شهيد، هر نقطه از آن كه بخواهد مي رود و تماشا مي كند، هر نقطه اي كه مي خواهد مي نشيند.


7- خصلت هفتم شهيد:
ان ينظر في وجه ا... تا نگاهش مي افتد به وجه ا... من كان يرجو لقاء ربه فلعمل عملاً صالحاً ولا يشرك بعباده ريه احداد.

شهيد به واسطه اينكه خونش را در راه خدا مي دهد، لطف خود را مي بيند، وجه خدا را مي بيند عنايت خدا را مي بيند ، پاداشي را كه خدا به او مي دهد مشاهده مي نمايد و سپس و انها لراحه لكل نبي و شهيد، يعني هيچ چيز براي نبي و شهيد خوشتر از اين نيست كه وجه خدا را ببيند، لطف خدا و عنايت حق را ببيند و مشمول الطاف الهيه بشود.

 والسلام
منبع: نرم افزار چند رسانهاي شهيد آيت الله مدني
 انتهاي پيام/ز
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده