روایت شاهدخت حیدری از مظلومیت شهدای غریب اسارت در کتاب «قفسهای خاکستری»
به گزارش نوید شاهد ایلام: بعضی قصهها را باد با خود نمیبرد، بعضی نامها را زمان از خاطرها نمیزداید. در میان حماسهسرایان هشت سال دفاع مقدس، راویانی هستند که قلمشان بوی باروت میدهد و نفسشان گرمای نفس رزمندگان را دارد. اما در این میان، قصههایی هست که هنوز در غبار غربت مانده؛ قصه مردانی که نه در میدان نبرد، نه در آغوش وطن، که در سلولهای سرد و خاکستری اسارت، چشم از جهان فرو بستند.
شهدای «غریب در اسارت»؛ این ترکیب، خود روایتگر مظلومیتی مضاعف است. مظلومیت اسارت، مظلومیت غربت، مظلومیت شهادت در دیار دشمن، و مظلومیت چشمانتظار مادرانی که سالها درگاه خانه را نگاه کردند تا قامت آشنا بیاید، اما خبری نرسید. پدرانی که عصا زنان کوچههای انتظار را طی کردند و همسرانی که جوانی خود را در حسرت یک دیدار به پیری سپردند.
استان ایلام تاکنون چهار شهید سرافرازِ غریب در اسارت را تقدیم نظام و انقلاب کرده است: شهیدان خدایار کاوری، علیجان شریفی، حسن صفا و علیاکبر ملکی؛ بزرگمردانی که در پشت میلههای اسارت، مظلومانه، اما با عزت و ایمان به شهادت رسیدند و نامشان به عنوان نماد پایداری در حافظه ملت ماندگار شد.

به مناسبت برگزاری اجلاسیه بزرگداشت نام و یاد شهدای غریب در اسارت، فرصت را غنیمت شمرده تا با یکی از راویان پرتلاش این عرصه به گفتوگو بنشینیم. شاهدخت حیدری، نویسنده و پژوهشگر برجسته ایلامی حوزه دفاع مقدس، دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی و روانشناسی است که سالهاست قلم خود را وقف روایت دلاوریها و مظلومیتهای رزمندگان اسلام کرده است.
حیدری که فعالیت نویسندگی خود را از دوران راهنمایی و با تشویق معلم ادبیاتش آغاز کرد، در طول سالها فعالیت حرفهای خود، آثار ارزشمند متعددی را به جامعه ادبیات دفاع مقدس تقدیم کرده است. از جمله آثار ایشان میتوان به کتابهای «اخراجی»، «نفسهای یک قهرمان»، «شاخهای از یاس»، «کبوتر نجات»، «مویه در باغ»، «فانوسهای معابر»، «سوقی» (که به خاطرات ایرانیان بازگردانده شده از عراق میپردازد)، «لحظههای ناگزیر» (درباره زندگی شهید احمد کرمی و همسر جانبازش)، «صنمگیان» (روایت زندگی دختری روستایی از دیار مرزی ایلام) و اثر ارزشمند «قفسهای خاکستری» اشاره کرد.
کتاب «قفسهای خاکستری» که توسط نشر شاهد و با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام منتشر شده، یکی از آثار مجموعه «شهدای غریب اسارت» است که با روایتهایی جانسوز از روزهای تلخ اسارت، برگ تازهای از ایمان، استقامت و آزادگی فرزندان این دیار را پیش روی تاریخ میگشاید. این اثر که در ۱۲۵ صفحه به چاپ رسیده، با قلمی روان، داستانی و احساسی، رنجها، فداکاریها و مقاومت شهدای غریب در اسارت را به تصویر کشیده و تلاش کرده تا جنبههای انسانی و عاطفی جنگ و پایداری را به خواننده منتقل کند.
از کلاس انشا تا قلمی که برای شهدا مینویسد
شاهدخت حیدری گفت: علاقهام به نوشتن به سالهای اول و دوم راهنمایی برمیگردد. برای من زنگ نگارش و انشا، بهترین ساعت مدرسه بود. نقش معلم ادبیات آن دوره را هرگز فراموش نمیکنم. او برای پرورش توانایی نوشتن در دانشآموزانش ارزش زیادی قائل بود. من از کودکی عاشق کتاب و مطالعه بودم. داستان و شعر میخریدم و از کتابخانه نزدیک خانهمان کتاب امانت میگرفتم. این علاقه با حمایت و تشویق همان معلم عزیز، جهتگیری جدیتری پیدا کرد. او مرا به خوب نوشتن تشویق میکرد و من هم هر هفته در کلاس، انشایم را میخواندم و نمره خوبی میگرفتم.
وی افزود: در دبیرستان، آثارم را در مسابقات و جشنوارههای مختلف شرکت میدادم و کسب مقامهای متوالی، اعتماد به نفسم را برای ادامه این مسیر دوچندان کرد. در آن سالها، مجله «زن روز» را با علاقه دنبال میکردم؛ مخصوصاً داستانهای دنبالهدار و متون ادبی و اشعار شاعران معروف که برایم جذاب و آموزنده بود.
این نویسنده حوزه دفاع مقدس تصریح کرد: آنچه انگیزه مرا برای نوشتن به یک رسالت تبدیل کرد، شرایط اجتماعی و سیاسی آن روزهای استانم بود. ایلام به دلیل همسایگی با عراق، مستقیماً زیر سایه جنگ زندگی میکرد. زنان و مردان این دیار، درگیر روزهای سخت بمباران و بیخبری بودند. شهدای جبهه و قربانیان بمباران، هر کدام یک قصه ناگفته بودند. همین موضوع، باعث شد حس کنم که باید راوی این قصهها باشم.
رسالت قلم را بر دوش میکشد
حیدری در ادامه اذعان داشت: در دوران دانشجویی، آگاهی و درک عمیقتری نسبت به فداکاریهای مردم استانم پیدا کردم. دیدم که چگونه بهترین سرمایههای زندگیشان را در طبق اخلاص گذاشتند و به جبهه فرستادند. آنها عزیزانشان را فدای آرامش و امنیت ما کردند. اینجا بود که عمیقاً حس کردم ما هم در پشت جبهه رسالتی داریم. این حس دین، مقدمه ورود من به حوزه نویسندگی دفاع مقدس شد.
شهدا دستگیر نویسنده میشوند
این پژوهشگر ایلامی خاطرنشان ساخت: نوشتن در مورد شهدا، برکات و جذابیتهای خاص خودش را دارد. جالب اینجاست که هر وقت شروع به نوشتن درباره یک شهید میکنم، بیتردید خود او مرا در این مسیر یاری میکند. با تمام وجودم آن روزها را درک کردهام و این یاری را بارها حس کردهام.
حیدری با اشاره به دشواریهای مسیر نویسندگی در حوزه دفاع مقدس اظهار داشت: البته نوشتن در حوزه دفاع مقدس و مخصوصاً درباره شهدا، چالشهای خاص خودش را دارد. این مسیر هموار و آسان نیست و هر نویسندهای که پا در این وادی میگذارد، با موانع متعددی روبهرو میشود.
وی یکی از بزرگترین چالشها را دسترسی به منابع موثق دانست و گفت: بسیاری از پدران و مادران شهدا که بهترین و بیواسطهترین منابع برای شناخت ابعاد شخصیتی شهید هستند، متأسفانه به دلیل کهولت سن یا بیماری از دنیا رفتهاند. با رفتن آنها، گنجینهای از خاطرات و اطلاعات ارزشمند برای همیشه از دست میرود.
این نویسنده ادامه داد: برادران و خواهران بهجایمانده شهدا نیز که اغلب از خود شهید کوچکتر بودند، یا در زمان شهادت سن کمی داشتند، حافظه کاملی از تمام وقایع و جزئیات زندگی شهید ندارند. آنها ممکن است خاطرات کلی و پراکندهای داشته باشند، اما برای تکمیل پازل زندگی یک شهید، به جزئیات بیشتری نیاز است.
شهدای غریب تا آخرین لحظه، پرچم ایمان و امید را زمین نگذاشتند
حیدری با بیان اینکه از وجود شهدای غریب در اسارت ایلام بیاطلاع بوده است، اظهار داشت: وقتی پیشنهاد نگارش کتاب «قفسهای خاکستری» به من داده شد، حتی نمیدانستم ما شهدایی داریم که در اسارت به شهادت رسیدهاند. در استان ایلام، چهار شهید غریب در اسارت داریم که بسیار مظلوم بودند. دو تن از آنها اصلاً نظامی نبودند.
وی با تحسین روحیه والای اسرا ادامه داد: نکته شگفتانگیز اینجاست که این عزیزان، روزهایشان را در آن قفسهای سرد و بی روح بیهوده نگذراندند. آنها با فراگیری قرآن، یادگیری زبان و ورزش، لحظههای اسارت را به فرصتی برای تعالی تبدیل کردند. آنها به دیگر اسرا روحیه میدادند، آنها را به صبر و استقامت دعوت میکردند و تا آخرین لحظه، پرچم ایمان و امید را زمین نگذاشتند.
پیام شهدا به نسل امروز
حیدری در بخش دیگری از این گفتوگو به تشریح پیامهای شهدای غریب در اسارت برای نسل امروز پرداخت و بیان کرد: اولین پیامشان این است که «وطن» و «ایمان» در هیچ شرایطی فراموش نمیشود. آنها در بدترین شرایط ممکن، دست از آرمانهای خود نکشیدند و تا پای جان بر سر اعتقادات خود ایستادند.
وی دومین پیام را صبر و استقامت دانست و افزود: آنها به ما آموختند که حتی در تاریکترین روزها نیز میتوان نور را دید و به فردا امید داشت.
این پژوهشگر سومین پیام را قدردانی از امنیت و آزادی برشمرد و خاطرنشان ساخت: ما وقتی میخوانیم یک انسان در اسارت چه کشیده، وقتی میشنویم که چگونه از سادهترین نعمتها محروم بوده، میفهمیم که نفس کشیدن در این فضای آزاد، غذا خوردن در کنار خانواده، خوابیدن در خانه خود، چه نعمتهای بزرگی است که مدیون خون همین غریبان است.
مطالعه را بر فضای مجازی ترجیح دهیم
این نویسنده حوزه دفاع مقدس با مقایسه مطالعه کتاب و استفاده از فضای مجازی تصریح کرد: فضای مجازی اگرچه دسترسی به اطلاعات را آسان کرده، اما باید بپذیریم که بیشترین وقت ما در این فضا صرف مطالب سطحی، سرگرمیهای زودگذر و گاه محتوای بیارزش میشود. در مقابل، مطالعه کتاب، تمرکز و تعمق میخواهد. کتاب ما را به تفکر وا میدارد، قدرت تحلیل ما را افزایش میدهد و اطلاعات را به صورت عمیق و ریشهای در ذهن ما جای میدهد.
توصیههایی برای نسل جوان
این پژوهشگر ایلامی خطاب به جوانان و نوجوانان گفت: به شما عزیزان توصیه میکنم حتماً برنامه منظمی برای مطالعه داشته باشید. حتی اگر شده روزی نیم ساعت یا چند صفحه کتاب بخوانید. همین مقدار کم، در درازمدت تأثیر شگرفی بر دانایی و شخصیت شما خواهد گذاشت.
وی ادامه داد: کتابهای تاریخی و ایرانشناسی را حتماً بخوانید. باید بدانیم گذشتگان ما چگونه زندگی میکردند، چه افتخاراتی داشتند، چه رنجهایی کشیدند. با ایران باستان آشنا شوید، تمدن درخشان خود را بشناسید. کتب حوزه دفاع مقدس را مطالعه کنید تا بدانید در طی هشت سال دفاع مقدس چه اتفاقاتی افتاده است.
روزهای سخت اسارت و لحظه امید بازگشت به وطن
این نویسنده با توصیف شرایط دشوار اسارت این عزیزان خاطرنشان ساخت: واقعیت تلخ این است که این عزیزان در سختترین شرایط ممکن به سر میبردند. آنها در سلولهای تنگ و تاریک، با شکنجههای روحی و جسمی دشمن مواجه بودند. از سادهترین امکانات زندگی محروم بودند، آب و غذای کافی نداشتند، بیماری به سراغشان میآمد و دارو به آنها نمیرسید. اما باورکردنی نیست که این انسانهای بزرگ، در همان شرایط طاقتفرسا، تسلیم نشدند.
وی با تأثر افزود: یکی از چیزهایی که برای من بسیار تأثربرانگیز بود، این است که این شهدا تا آخرین لحظه امید بازگشت به وطن را در دل داشتند. آنها لحظهشماری میکردند که به آغوش خانواده بازگردند، اما تقدیر چنین بود که پیکرشان در همان خاک غربت جاودانه بماند.حیدری با تأکید بر مظلومیت خانوادههای این شهدا اذعان داشت: شاید مظلومیت این شهدا تنها به روزهای اسارت شان خلاصه نمیشود. شاید مظلومترین بخش این قصه، خانوادههایی هستند که سالها چشم به راه ماندند و خبری از عزیزشان نداشتند.
«قفسهای خاکستری» را چنین نام مینهم
حیدری درباره علت انتخاب این عنوان برای کتابش توضیح داد: عنوان «قفسهای خاکستری» یک ایهام دارد. «قفس» همان سلولهای تنگ و تاریک اسارت است. «خاکستری» هم به بلوکهای سیمانی خاکستریرنگی اشاره دارد که اردوگاهها و سلولها با آن ساخته شده بودند. اما از سوی دیگر، خاکستری نمادی از وضعیت روحی آن روزهای اسرا بود. آنها در «خوف و رجا» (ترس و امید) به سر میبردند؛ میان نور و تاریکی، بین امید به آزادی و ترس از شهادت در غربت.
حیدری تأکید کرد: با شهدا آشنا شویم، زندگینامه آنها را بخوانیم، از صبر و استقامت و ایثارگریشان درس بگیریم. شهدا اسطورههای واقعی این سرزمین هستند. آنها برای ما درس ایثار، فداکاری، صبر و استقامت را به یادگار گذاشتند. ما باید این درسها را بگیریم و در زندگی خود به کار ببندیم.
مطالعه؛ سرمایهای برای آینده
وی با بیان فواید بیشمار مطالعه اظهار داشت: ملتی که اهل مطالعه است، ملتی دانا و آگاه است. ملتی که تاریخ خود را میداند، هویت خود را میشناسد و در برابر توطئههای دشمنان مصونیت دارد. مطالعه، انسان را از جهل و نادانی نجات میدهد. مطالعه، قدرت تحلیل و تفکر را افزایش میدهد. مطالعه، ما را با دنیای وسیعتری آشنا میکند و افق دیدمان را گسترش میدهد.
لزوم حمایت بیشتر از نویسندگان حوزه دفاع مقدس
این نویسنده در بخش دیگری از سخنان خود به دغدغههای جامعه نویسندگی حوزه دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: نویسندگان حوزه دفاع مقدس، با عشق و علاقه و احساس دین، پا در این وادی میگذارند. اما متأسفانه حمایتهای لازم از آنها صورت نمیگیرد. نوشتن در این حوزه، بسیار سخت و طاقتفرساست. ساعتها مصاحبه، تحقیق و پژوهش، مراجعه به خانوادهها و همرزمان شهدا، و سپس نگارش و ویرایش، زمان و انرژی بسیاری میطلبد.
وی افزود: بسیاری از نویسندگان این حوزه، با کمترین امکانات و بیشترین سختیها کار میکنند. مشکلات مادی، نبود بازار نشر مناسب، قیمت بالای کاغذ و هزینههای چاپ، از جمله موانعی است که بر سر راه این عزیزان قرار دارد. گاهی یک نویسنده سالها وقت خود را صرف یک کتاب میکند، اما در نهایت نه تنها سود مادی نمیبرد، بلکه مجبور است از جیب خود هزینه کند تا کتابش منتشر شود.
به راهم ادامه میدهم
حیدری در پایان این گفتوگو با عزم راسخ خود را برای ادامه این مسیر اعلام کرد و گفت: من با افتخار به این راه ادامه میدهم. ما وارثان شهدا هستیم و رسالت من این است که بتوانم در مورد آنها قلم بزنم و حق مطلب را ادا کنم.
این نویسنده تأکید کرد: مردم ما، مخصوصاً نوجوانان و جوانان، باید با این اسطورهها آشنا شوند. آنها باید بدانند چه مردان و زنان بزرگی در این سرزمین زیستهاند، چه حماسههایی آفریدهاند و چه افتخاراتی برای ما به یادگار گذاشتهاند.
حیدری با آرزوی توفیق برای ادامه مسیرش اظهار داشت: از خداوند متعال میخواهم توفیق دهد تا بتوانم این رسالت را به خوبی انجام دهم و قلمم در راه خدمت به شهدا و فرهنگ ایثار و شهادت، همواره جاری و روان باشد. همچنین از همه کسانی که در این مسیر یاریام کردهاند، به ویژه خانوادههای معظم شهدا و همرزمانشان، صمیمانه سپاسگزارم.
انتهای پیام/