شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۰۰:۳۱
برای خوش رنگی، قدری جنون، برای خوش طعمی یک پر نمک و برای خوش مزگی چند قطره ترشی به مخلوط افزوده و سعی کنید مقدار جنون و نمک و ترشی از حد نگذرد.

یک یا دو کیلو امید،50کیلو گرم اراده و احتیاط و تسلیم و رضا. هر چه ممکن است نیکی و خوبی و اعتماد و ایمان و دیانت. اینها را خوب خمیر نموده، سپس به میزان دلخواه سرور و بشاشیت، اطاعت و فرمانبرداری، ملاطفت و مهربانی و عطوفت و پاکی و راستی به آن اضافه کنید.

برای خوش رنگی، قدری جنون، برای خوش طعمی یک پر نمک و برای خوش مزگی چند قطره ترشی به مخلوط افزوده و سعی کنید مقدار جنون و نمک و ترشی از حد نگذرد.

دو برابر مخلوط بالا، صبر و حوصله به معجون بیفزایید. آنقدر مالش بدهید که از کار درآید. سپس مشعل دوستی و سعادت را بر افروخته و پاتیل معجون را بر فراز آن قرار داده و بگذارید با حرارت ملایم بپزد.

بلا درنگ، زشت خویی، کینه، بخل، دورویی، غیبت، بغض، کبر، ریا و... را که در اثر حرارت مشعل در سطح معجون گرد آمده را جمع و به دور بریزید. معجون را در پیمانه زندگی که به تعداد روزهای عمر شما قالب دارد ریخته و هر روز یک قالب آن را به کار بگیرید تا خوشبخت شوید.
--------------------

شهید حسن مصلح خو یکم ديماه سال 1340 در همدان و در خانواده مذهبی و انقلابی به دنیا آمد. سال 1347 وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا پایان دوره متوسطه در رشته علوم انساني درس خواند و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.

در سال های انقلاب با اینکه نوجوانی بیش نبود اما همراه با دیگر جوانان و نوجوانان و دوستان انقلابی خود در فعالیت های مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی انقلاب گام برداشت.

پس از انقلاب و در ایام دفاع مقدس، بنا بر تکلیف شرعی و قانونی به عنوان سرباز ارتش جمهوری اسلامی ایران در جبهه های نبرد حق علیه باطل حاضر شد و در برابر تجاوز رژیم بعث عراق ایستادگی کرد.

سرانجام پس از ماه ها مجاهدت در راه خدا در سی ام مهر ماه سال 1360 در منطقه عملیاتی سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به یاران و همرزمان شهیدش پیوست.

آرامگاه او در گلزار شهداي زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

در بخشی از وصیتنامه شهید آمده است: مگر نه اینکه طبق آیه 92 سوره آل عمران به نیکی نمی رسیم مگر از آن چیزی که بیشتر دوست داریم انفاق کنیم. و از جان دوست داشتنی تر چیست؟

و باز مگر نه اینکه انالله و اناالیه راجعون . به فرمان خدا آمده ایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد. وقتی مشخص است که به سوی خدا می رویم پس چه ترسی از مرگ و مگر نه اینکه عوامل ترس از مرگ یکی تصور به پایان و نابودی بعد از مرگ است که ما مسلمانیم و طبق آیات 154 بقره و 169 آل عمران مرگ را شروع زندگی جاوید می دانیم و عامل دیگر ترس از مرگ انس و علاقه به زندگی مادی است که الحمدالله از نظر مادی چیزی که خود را وابسته به آن بدانم ندارم.

مگر ما از امام حسین (ع) که دنیای به او علاقه داشت بالاتریم؟ خیلی که به من علاقمند باشند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کنند و اگر هم بدانند که شهادت چه فیض عظیمی است مطمعنا برای از دست دادن من ناراحت نخواهند شد زیرا که شهادت حد نهایی تکامل انسان است. دلم می خواهد هیچکس برایم ناراحت نباشد ، زیرا فکر می کنم در راه هدف مقدسی گام برداشته ام و جان باخته ام. روز شهادت در نظر من شب دامادیم است زیرا من عاشقم و می خواهم با نثار خونم به عشقم برسم. عشقی که به الله داشتم و دارم . فتمنوا الموت ان کنتم صادقین ( 94 بقره ) پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می گوئید.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده