نوید شاهد| پایگاه فرهنگ ایثار و شهادت

سکوت کردی و رفتی مگر رها بشوی / پدر بسوزد و تو بغض بی صدا بشوی / تو سرو بودی و هرگز گمان نمی­کردم / میان باغچۀ قاب عکس جا بشوی
۰۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۲
شبیه پاکی یک شهر دورافتاده ست / چقدر دلشده آری! چقدر دلداده ست / تواضعی­ست در این چهره سراسر نور
۲۷ تير ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۸
روزها از پی هم آمد و رفت، پیکر مطهر محمدرضا در میان مین ها مانده بود و دشمن نیز بر میدان مین تسلط داشت، و در این بین آن عروس دیروز که آرزوی یک لحظه بودن با مرد زندگی اش را داشت، اینک در آرزوی دیگری غوطه می خورد؛ کاش دشم زمین گیر شود و مرد زندگی آن عروس هر چند با پیکری تکه پاره به خانه برگردد اما…
۰۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۶
تلفن همسایه بالایی زنگ زد یقین داشتم با من کار دارند. بلند شدم دویدم رفتم بالا و مطمئن و ترسان گفتم:«مرا می خواهند.»...
۲۵ تير ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۴
بیان حال و هوای نوروز در زندان های سیاسی از زبان دو بانو از زندانیان سیاسی رژیم شاه خواندنی است. چه چیزی موجب می شود که دیوارهای تنگ زندان را بشکند و فراتر از محدودیت های غیرقابل تصوری که دارد، لحظه های شادمانه ای را برای خود رقم بزند...
۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۹
سینمای جنگ یک سینمای اجتماعی است؛ اگر این ژانر از سینما در کشور ما به سینمای دفاع مقدس نام گرفته به سبب تفاوتی است که ما برای ماهیت جنگ یا در واقع دفاع خود از مرز و خاک و ایمانمان قائل هستیم. پس دور از انتظار نیست، سینمایی که می خواهد اینگونه جنگ را به تصویر بکشد باید به سراغ کسانی برود که بتوانند غایت این قدسیت زمینی را نشان دهند.
۲۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۵
حمید را یادت هست ننه، چند بار او را دیده ای. هر بار که می آمد مرخصی، نامه های بچه ها را می آورد. خانه شان دو سه کوچه پایینتر از ما بود. آخرین بار نامه من و قاسم را که برایت آورده بود، یک سیب رسیده تعارفش کرده بودی.
۱۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۳
قبل از آن که عملیات فتح المبین در نوروز 1360 شروع شود، عضو واحد اطلاعات سپاه مستقر در شوش بودم. نزدیک واحد ماه تیپ «21 حمزه سیدالشهدا» ارتش بود. از بالا دستور رسید، برای پیش روی، بچه های سپاه و ارتش دو شادوش هم حرکت کنند.
۰۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۱
امروز ساعت شش مشغول صرف شام بودیم. در همان حال یکی از برادران مسئول، تعدادی نامه آورد و بچه ها سراپا گوش شدند تا ببینند چه کسی نامه دارد. بالاخره خواندن نامه ها که تمام شد، عده ای خوشحال و عده ای ناراحت و عده ای بی تفاوت به نظر می رسیدند.
۰۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۰
خبر سقوط اسلام آبادغرب، در تهران مردان شوراي عالي دفاع را سردرگم كرده بود. آنان هنوز گمان مي كردند، با ارتش عراق طرفند و لذا آغاز اين حمله با دانسته هاي آنان از توانايي ارتش عراق نمي خواند. همان شب تيمسار صياد، مرد روزهاي سرنوشت ساز عازم منطقه شد.
۰۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۱
روزی یكی از بعثی ها قصد اذیت و آزار یك نوجوان بسیجی را داشت. حسین پیراینده با شجاعت و ایثار تمام او را از چنگال آ نها نجات داد و به همین علت به شدت شكنجه شد. در حین شكنجه، بعثی ها خواستند او را وادار به اهانت علیه امام خمینی کنند.
۰۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۴
Histats.com START (aync) Histats.com END