نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
افق از بوی تنت یکسره عطر آگیین است / لاله از خون رجز خوانی تو رنگین است
۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۸
با ایل ستاره همصدایم بکنید / در بستر خورشید رهایم بکنید
۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۸
مثل باران پرندگانی بهاری / ناگهان می آیید
۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۹
سه واژه آدرس و خانه ای بدون پلاک / دچار می شود از نو به آزمون پلاک
۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۵
ای گوژپشت کهنسال، پاییز در تو شناور / صد داغ در سینه داری، با تو اشک و آهم برابر
۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۸
ايشان هرچه اصرار كرد روي اين موضوع من هم طفره مي رفتم و روي نظر خودم پافشاري مي كردم و حاضر نبودم از حرف خودم ذره اي كوتاه بيايم
۲۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۴
علي اصغر توي يكي از مأموريت ها به سختي سرما خورده بود! يك شب دير وقت آمد به خانه، ساعت يازده و نيم شب بود، چون خواب بودم از روي ديوار پريده بود
۱۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۰
شهيد سبزيكار اعتقادات خاصي داشت، تمام اعمال و رفتار و گفتار ايشان براي ما الگو بود، او در نمازش آن طور كه شايسته ي خدا بود ظاهر مي شد و با خدا صحبت مي كرد.
۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۶
يك شب تابستاني من محافظ بيت حضرت امام خميني بودم، پست نگهباني من پشت بام خانه ي حضرت امام بود، هنوز يكي دو ساعت به اذان صبح مانده بود
۰۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۰
مي خواهم بچه ها را جمع كنم و درس اخلاق يادشان بدهم . علي اصغر بچه هارا جمع مي كرد، اول توي درس ها كمكشان مي كرد
۰۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۳
بابای من دروازه ­بان است / دروازه ­بانی فرز و عالی / سد می­کند دروازه‌ها را / با یک عصای خشک و خالی
۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۸
در خاطره‌ای از «شهیده شهناز حاجی شاه» می‌خوانیم، دختر غیرمسلمانی به خاطر دوستی با شهناز، مسلمان شد.
۲۶ آذر ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۹
خاطر‌اتی از «شهید حسن شوکت‌پور» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس کمک به فقرا و هم‌نوعدوستی این شهید را حکایت می‌کند.
۲۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۱