نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

مناجات نامه: خدايا! شفيعانى آبرودار را آورده ام، رضايت بر شهادتم ده

مناجات نامه: خدايا! شفيعانى آبرودار را آورده ام، رضايت بر شهادتم ده

خدايا تو خود كه پرواز را بر من آموختى پس چرا صبر چرا فرياد نه؟ چرا ماندن؟ چرا رها شدن نه؟ خدايا اگر امروز كه پهلوى شكسته فاطمه (س) را، دست قلم شده عباس (ع) را، سربريده حسين (ع) را و هر وقت قلب زينب (س) را درگاهت آورده ام.
«یار آسمانی» / دل نوشته ای از شهید عبدالعلی ناظم پور

«یار آسمانی» / دل نوشته ای از شهید عبدالعلی ناظم پور

در میدان مین،تو هستی و خالق نادیده ی تو و جلسه ای بزرگ با سوالاتی مختلف در مقابل رویت،آرزوها در جلوی چشمانت نقش بسته و شیطان،تمامی سعی خود را با تمام وسایلش به کار می بندد؛قیافه ی معصوم و پر عاطفه ی مادر را می بینی،دلسوزی برادر و خواهر را به یاد می آوری و دوستان و هم ردیفان،با نصایحشان به یادت می آید.
دلنوشته ای از شهيد عنايت الله روغنيان

دلنوشته ای از شهيد عنايت الله روغنيان

اکنون اين خرمشهر است که با صدای انفجار توپ و غرش خمپاره ها به لرزش افتاده است شبها نور خمپاره های منور خرمشهر را نورانی می کند در کنار رودخانه همه چيز ساکت و آرام است امواج ملايم روی هم می غلطند اکنون صبح است .
سنگر متبلور از نور خدا / مناجاتنامه شهيد حميد شبانپور + دستخط

سنگر متبلور از نور خدا / مناجاتنامه شهيد حميد شبانپور + دستخط

سنگر که يک اطاق کوچک و بسيار ساده و بی آلايش است که باريدن اولين قطره های باران آب در آن جاری و با وزيدن باد، سرما اين اطاقک را فرا می گيرد. نسبت به اين جهان به اين بزرگی و با اين همه رفاه و آسايش، خاطر به عوض کردن نيستم...
کربلای 4 بقیع ایران / ای شهید بیا که راه را گم کرده ام

کربلای 4 بقیع ایران / ای شهید بیا که راه را گم کرده ام

در تاریکی شب که قدم می زنی، حس می کنی، صدای پاهایی که در آن شب در این مسیر آرام قدم می زدند تا به حجله گاه عشقشان برسند...
محرم در اسارت / مصاحبه با آزاده جانباز مهدی آذرنوش

محرم در اسارت / مصاحبه با آزاده جانباز مهدی آذرنوش

در راه، مردم به سمت ماشین ما هجوم آوردند؛ بسیار ناسزا می گفتند و سنگ پرتاب می کردند. (و این یاد آور کوچه های شام بود، غریبی و غربت و اسارت و دستهایی که بسته بود...) این وضع ادامه داشت تا به اردوگاه رسیدیم.
۱