نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

روایتی برادرانه از «تک تیراندازی» که تا پای جان ایستاد

روایتی برادرانه از «تک تیراندازی» که تا پای جان ایستاد

گفت که محال است که پشت به دشمن کنم و تا سر حد شهادت مقاومت کرد و با اصابت تیر مستقیم به ایشان به فیض شهادت نائل آمد.
تا آخر جنگ هستم

تا آخر جنگ هستم

مادرجان! من تا اخر جنگ هستم تا موقعی که خودم بیایم و به من هم مرخصی نمی دهند نه من بلکه تمام برادرانم هیچ کدام به مرخصی نمی اییم مگر یک موقعی به ما مرخصی بدهند.مادر جان! تو باید مثل مادر علی اکبر باشی و صبر و استقامت داشته باشی و برای من دعا کن شهید شوم و برای امام دعا کنید که تا انقلاب مهدی خمینی(ره) را نگه دارد و این دنیا برای ما ارزش ندارد.
روایتی پدرانه از شهید؛ شهادت در راه دفاع از ناموس وطن

روایتی پدرانه از شهید؛ شهادت در راه دفاع از ناموس وطن

خودش داوطلبانه به خدمت سربازی رفت. گفتم: چه مزه‌اي دارد كه تو مي‌خواهي خدمت سربازي بروي. گفت: پدر اگر من از مردم و از مملكت و ناموس و هموطنان خودم دفاع نكنم پس چه كسي بايد برود و بالاخره رفت تا اينكه به شهادت رسيد.
روایتی مادرانه از مادرخوانده شهید؛ می خواهم اسلحه برادرم را بردارم

روایتی مادرانه از مادرخوانده شهید؛ می خواهم اسلحه برادرم را بردارم

گفتم: محمود جان! داداش مهدي كه منطقه است شما نرو. گفت: مي خواهم بروم اسلحه برادرم را بردارم.
خاطره نگاری در روزهای قبل از شهادت

خاطره نگاری در روزهای قبل از شهادت

بی سیم چی ها مشخص شدند و ما یک ساعت در تپه ماندیم و بعد ما را حرکت دادند. گروه یک را با ماشین بردند و ما پیاده رفتیم و در بین را خمپاره می زدند و یکی از رزمنده ها شهید شد و چند نفر زخمی شدند.
روایتی پدرانه از شهید جاویدالاثر عملیات «بدر»

روایتی پدرانه از شهید جاویدالاثر عملیات «بدر»

يك خاطره در موقع آزادي اسراء؛ كه يك زمان بسيار پراضطراب و نگران‌بودم. درتمام مدت گوش و چشمم به اخبار و روزنامه‌ها بود. مدتي گذشت كه اضطراب و پريشاني ما چند برابر شد. بعد از پايان مبادله اسرا بنده بعد از نماز به قرآن مجيد مراجعه كردم كه سوره كهف آمد، آيه ای بود كه راجع به آن جوانانی كه به خدا پناه بردند و خداوند بعد از سيصد و نه سال نجات داد.
پربازدید ها