معرفي توصيفي داستان مهمان مهتاب / يك داستان خانوادگي در جنگ


مهمان مهتاب / يك داستان خانوادگي در جنگ

رمان «مهمان مهتاب» سال 1375 توسط نشر صرير، در 5000جلد و 299 صفحه منتشر شد. فرهاد حسن زاده در اين رمان به خانواده و مسائل جنگ پرداخته است. او مظلوميت مردماني بي پناه، مهربان و خون گرم را در مناطق جنوبي كشور به تصوير كشيده است كه به ناگاه مورد تهاجم و تجاوز دشمن بعثي قرار مي گيرند. عده اي كه توان مقابله دارند مي مانند و عده اي ديگر مي گريزند. رمان به سي و نه فصل تقسيم مي شود. دراين اثر، حسن زاده دست به ابتكار زيبايي زده است. او داستان را به ترتيب شرح موقعيت و مصايبي كه جنگ زدگان پس از يورش سريع دشمن متحمل شدند و موقعيت آناني كه در شهرها مانده اند و با سلاح سبك به مقابله با دشمن پرداختند، تقسيم بندي كرده است. به عبارت بهتر، داستان به طور همزمان در دو مكان دنبال مي شود. در فصلي مناطق جنگ زده به تصوير در مي آيد و درفصل ديگر اوضاع و احوال جنگ زدگان آورده شده است.حسن زاده در «مهمان مهتاب» الگويي از ساخت طبقۀ حاكم در جبهه و شهر هاي غير جنگي را ارائه مي دهد. فضاي اجتماعي كه در اين اثر در نظر گرفته شده حول دو محور اصلي مي چرخد. نمايندۀ اصلي هر دو جبهه، دو برادر دوقلو با نام هاي «فاضل» و كامل» هستند.
عزيز،سه فرزند دارد؛ لويي، سعاد و سليمه. همسرش، زبيده،خواهر رحمان است كه او هم به غير از عادل،چهار فرزند دارد؛ فاضل و كامل كه دوقلو هستند و طاهر و زحل . زحل دختر دانشجويي است كه به خاطر جنگ دانشگاهش تعطيل شده و از تهران به آبادان آمده و حالا همراه خانواده است. مادر پير رحمان، بي بي، هنگام رسيدن به ماهشهر مي ميرد. فاضل، در ماهشهر دوام نمي آورد و تصميم مي گيرد به آبادان برگردد. كامل، برادر فاضل، با رفتن او مخالف است و از او مي خواهد وهمراه خانواده به تهران بروند. فاضل قبول نمي كند و بعداز مشاجره و كتك كاري با كامل و با ميني بوس به آبادان بر مي گردد. فاضل در ميني بوس با زني به نام پروانه كه باردار است آشنا مي شود كه زماني معلم او بوده است. فاضل به آبادان مي رسد و به دنبال برادرش، عادل و شوهر پروانه، نصرت، مي گردد. خبر شهادت عادل را توسط علي كبابي-كبابي محله- مي شنود. علي كبابي مي گويد نصرت را در خرمشهر در حال جنگيدن ديده است. خانه هاي آبادان يكي پس از ديگري ويران مي شوند و گلوله هاي توپ و خمپاره چهرۀ شهر را بيش از پيش دگرگون مي كند.فاضل همراه علي كبابي به خرمشهر مي رود و روزهاي سقوط خرمشهر را از نزديك مشاهده مي كند. دشمن به نزديكي هاي آبادان مي دسد. فاضل همراه نيروهاي جنگي به رزم مشغول مي شود و در نهايت مجروح مي گردد. او همراه سايرن با قايق به پشت منطقۀ درگيري منتقل مي شود. دو برادر در يك لحظه از مقابل هم مي گذرند. در اين لحظه، كامل احساس مي كند فاضل را ديده، ولي فاضل كه صورتش سوخته براي كامل قابل شناسايي نيست. مجروحان به شت خط مقدم انتقال مي يابند و نيروهاي تازه نفس پا به ميدان مي گذارند. رمان«مهمان مهتاب» اولين كار جنگي حسن زاده محسوب مي شود. او دل مشغولي خود را با نوشتن براي كودكان و نوجوانان نشان داده است. ولي اين بار والدين شان نيز دوشادوش آنها درگير مسائل مختلف هستند. بي ثباتي دو خانوادۀ مهاجر از موادي است كه باعث كشش داستان شده است. پر تعدد بودن شخصيت هاي داستاني هم در خدمت شكل گيري نهايي داستان مي باشد. از ويژگي هاي برجستۀ رمان صحنه هاي به يادماندني روزهاي نخست جنگ مخصوصاً فضايي كه حسن زاده از اردوگاه مهاجران در يك مجتمع نيمه كارۀ مسكوني، در يكي از شهرك هاي اطراف اصفهان توصيف كرده اشاره كرد. شخصيت هاي حاضر در رمان نيز هر كدام حال و هواي خاصي دارندو در طول رمان همواره عكس العمل هاي فردي خود را نشان مي دهند كه خود نشان داده قادر است همزمان،انبوه شخصيت هاي متفاوت را در طول اثر رهبري و هدايت كند تا آنها دربرخورد با وقايع مختلف بتوانند فرديت خود را حفظ كنند.اين امر باعث يك دستي اثر تا انتها مي شود. آدم ها دركوران حوادث، نكته هاي پنهان شخصيتي خود را برملا مي سازند. انتخاب دوقلوهاي مادر زاد، كه هر كدام درلحظۀ وقوع حادثه، راه جداگانه اي را در پيش مي گيرند، بيشتر دست نويسنده را در دنبال كردن اهداف معين رو مي كند . مخاطب همواره مي پندارد كه فاضل راه درستي را انتخاب كرده و براي او پشيماني معنايي ندارد. بنابراين فاضل از حمايت معنوي مخاطب برخوردار است. در مقابل كامل ، درست بر عكس عمل مي كند. مخاطب اعمال اورا نمي پسندد انتظار دارد كه او هر چه زودتر از فكرها و اعمال خود پشيمان شود و به راهي برگردد كه فاضل رفته است. حسن زاده سعي مي كند تا از طريق جريان سيال ذهن به گذشتۀ دو برادر ، نقب زند و چهرۀ آنها را در تقابل با يكديگر مطرح سازد. از مهم ترين وجوه تمايز ميان دو برادر مي توان حس شديد فاضل به زادگاهش را برشمرد. در حالي كه كامل اين گونه نيست. وجه تمايز ميان اين دو برادر دوقلو باعث مي شود با شروع جنگ فاضل كه احساس علاقه شديدي به زادگاهش دارد به منطقۀ جنگي بازگردد و كامل فرار كند. البته در بعضي صحنه ها مانند واكنش فاضل در هنگام شنيدن خبر مرگ برادر، آن چنان كه بايد و شايد توصيف نشده است. نويشنده او را به حال خود رها مي كند. حسن زاده از عنصر«نماد» نيز سود مي جويد. اوبه كرات از ماهي قرمز فاضل و كامل ياد مي كند و به نوعي طينت پاك آنان را در روح و كالبد ماهي ها به تصوير در مي آورد. اين ماهي ها مي توانند نمادي از شخصيت فاضل و كامل محسوب شوند. هنگامي كه اين دو برادر دوقلو از هم جدا مي شوند. ماهي ها نيز دچار چنين سرنوشتي شدند. تأكيد درجدايي ميان دوقلوها به شكلي نمادين از تأثيرات مخرب جنگ است. از جنبه هاي بنيادين داستان، مي توان به تقابل دو ديدگاه اصلي در طرح اشاره كرد: يكي آن كه دوست دارد بماند و از خاكش دفاع كند و يكي قصد گريز دارد. اين دو تفكر شالودۀ اصلي فكر نويسنده را در برگرفته است. كامل و فاضل نمايندۀ اين دو ديدگاه هستند. عاقبت پس از سختي هاي زياد و مواجه شدن با مشكلات بسيار كامل تصميم به بازگشت مي گيردو به اين كشمكش دروني بزرگ پايان مي بخشد. به عبارتي مي توان روحيۀ مبارزۀ ، ايثار و مقاومت نيروهاي بومي و غير نظامي را به عنوان درونمايه و پيام اصلي داستان را تشكيل مي دهند. درآن دو شخصيت كامل و فاضل به عنوان نماينده موقعيت اين خانواده را طي رويدادهاي مختلف و متفاوت در جنگ به تصوير
مي كشند.
فرهاد حسن زاده، متولد 1341 آبادان است . بيشتر در قلمرو ادبيات كودكان و نوجوانان قلم مي زند. او عضو هيأت تحريريۀ نشريۀ دوچرخه ويژۀ نوجوانان است و تاكنون 2 كتاب شعر براي كودكان و 5 كتاب داستان براي گروه سني نوجوانان به چاپ رسانده است. «مار و پله» ،«ماشو درمه»،«سمفوني حمام» ، گاه تاريك گاه روشن»،«بزرگ ترين خط كش دنيا» از جمله آثار چاپ شدۀ اوست.
او در سال 1382 دومين رمان جنگي خود را با نام «حياط خلوت »؛درباره جنگ،آبادان، شعله هاي پنهان و آشكار يك عشق قديمي، غنيمت، رشوه، جمعه كه آمده است تا ناخداي مدرسه باشد. فريدون و شاهد كه زادۀ جنگ است و بيزار از تفنگ منتشر نمود. حياط خلوت حسن زاده، خلوتي است در حيات آدم هاي در جنگ، تا خود را باز يابند و دشمن را بشناسند.
حسن زاده درسال 1376 كتاب «مسافر بهشت» را براساس خاطرات و زندگي سردار شهيد محمد رضا مرادي ، مسئول اطلاعات و عمليات لشكر 41 ثارلله مي نويسد. درهمان سال كتاب «آبي تر از آبي» ، قصه هاي زندگي امام خميني را براي كودكان و نوجوانان بازنوشت. اين كتاب، مجموعۀ 25 خاطره دربارۀ حضرت امام است كه به زباني ساده براي كودكان و نوجوانان بازنويسي شده است. او همچنين درسال 1376 كتاب «باران و آتش» را بر اساس زندگي سردار شهيد مهدي زندي نيا،فرماندۀ تيپ ادوات لشكر 41 ثارلله، در 215 صفحه براي كنگرۀ سرداران شهيد استان هاي كرمان و سيستان و بلوچستان نوشت. علاقۀ بيشتر او به دنياي پاك، ساده و بي آلايش كودكان و نوجوانان است. متأسفانه گذشت زمان همچون تند باد اين قصه هاي نانوشته را زا ياد خواهد بردو هيچ چيز بدتر از فراموشي نيست. تنها رمان و داستان و هنر و ادبيات است كه ما را در برابر فراموشي هاي زندگي و ارزش هاي والاي آرماني حراست مي كند. داستان چشم انداز جهاني است كه درآن زندگي مي كنيم و از آنجايي كه ماهيت آثار ماندگار هنري و ادبي، گذر از مرزهاي روزمرۀ زندگي است، پرداختن به ابعاد پيدا و ناپيداي حوادثي كه برانسان ها مي گذرد از ويژگي يك اثر ممتاز است. «مهمان مهتاب»كه با اتكاء بر تجربيات شخصي حسن زاده نوشته شده، كوششي است دراين راستا.او با همين بينش يك خانواده و دو نوجوان را درگير جنگ كرده تا براي اين نسل واقعيت آنچه را كه گذشته است بازگويد.

منبع : كتاب "40كتاب"/ معرفي توصيفي چهل داستان دفاع مقدس/ پرويز شيشه گران
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده