کد خبر: ۳۹۹۵۳۴
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۴
مصاحبه ای از شهید باکری درباره عملیات والفجر 4
شهید باکری: بدانید این سرنوشتی كه برای امت پیرو امام حسین (ع) است همان راه است و امام امت هم فرمودند كه ما در این جنگ مثل امام حسین (ع) وارد شده ایم و مثل امام حسین (ع) هم باید به شهادت برسیم.

شهید مهدی باکری در این گفت و گو می گوید: مواضع از قبل آماده شده عراقی ها و آمادگی رژیم صدامی عراق چه از بابت ادوات جنگی و مواد غذایی و مهماتی كه دارند و در مقابل آن شجاعت و شهامت بچه های رزمنده ما قابل مقایسه نیست؛ زحماتی كه این شهدا در جنگ كشیده اند قابل بیان نیست و ضربه ای كه به دشمن زدند و خود شهید شدند این را بدانند كه قبل از شهادت، چندین افراد صدامی را به درك واصل كردند. بار دیگر این رزمنده ها با قدرت خود نشان دادند كه رژیم صدام در حال از بین رفتن است و این كشته ها و اسرا و محاصره نیروهای عراقی در بخش همزه كه با دست خود، شهر خود را ویران كردند همان طور كه خرمشهر ما را خونین شهر كردند و شهرهای دیگر ما را، حال شهر خودشان را با دست خودشان بمباران كردند و آ نجا را ترك كردند. این نشانه ضعف رژیم صدام و این شجاعت رزمندگان ما بود. مشروح گفت و گو را در زیر می خوانیم:


مانند امام حسین (ع) در جنگ وارد شدیم و مانند امام حسین (ع) شهید می شویم

سئوال: والفجر چهار چه اثری در منطقه داشت؟

این عملیات ضربه مهلكی به نیروهای صدامی داشت، رژیم بعث برای این كه آبروی خود را در منطقه بر باد رفته می دید و همچنین روحیه بدهد به افراد باقی مانده از لشگر خود، با وارد كردن تیپ گارد ریاست جمهوری، آخرین كاری كه می توانست برای جلوگیری از آبروی رفته خود كند، به خواست خدا این تیپ نتوانست در مقابل رزمندگان اسلام دوام بیاورد كه وسایل و ادوات جنگی از آن ها به غنیمت گرفتیم. تمام ملل به خصوص سران بی توجه به اسلام فهمیدند كه نباید از رژیم از بین رفته صدام پشتیبانی كنند.

سئوال: برای خانواده شهدا و رزمندگانی كه از این جنگ برگشته اند چه پیامی دارید؟

پیام برای تمام مردم مسلمان این مملكت، مساله اصلی دانستن جنگ، بر حذر بودن از مشكلات فرعی جنگ كه در شهرهای ما مطرح شده است. امروز دوام انقلاب و رشد و صدور و پابرجایی انقلاب بستگی دارد به پیروزی ها در جبهه های حق و تقویت جبهه و حضور در آن و شعار لبیك یا خمینی و متشكر بودن و سازماندهی مردمی تا بتوانیم جبهه ها را مستحكم تر نگاه داریم و هرچه زودتر نیروهای عراقی را شكست بدهیم و فرمان امام را كه آزادی قدس است به انجام برسانیم. با كمك خداوند متعال. توصیه می كنم به نیروهای جوان و فعال در جبهه ها حضور پیدا كنند )البته به فرمان امام( به خصوص افراد متخصص و كاردان.

از مردم مسلمان تشكر می کنیم، به خصوص آذربایجان و تبریز كه این لشگر را حمایت کرده اند و با حمایت خود جبهه را فعال تر كنند. اما در رابطه با خانواده شهدا، شهدا باعث افتخار و سربلندی ما هستند چه در انقلاب و چه حال. هرچه داریم از شهدا است. شرافت و سربلندی. به خانواده آن ها تبریك می گویم كه چنین افراد شجاعی تربیت کرده اند و در راه اسلام تقدیم کرده اند. دلاوری این جوانان روز عاشورا و حماسه عاشورا را در نظر ما می آورد. دلاوری آن ها را نمی توان در كتاب ها نوشت و امام می فرمایند: ما مانند امام حسین )ع( در جنگ وارد شدیم و مانند امام حسین )ع( شهید می شویم. وقتی امام چنین تعبیری دارند باید به خانواده شهدا تبریك گفت. این جوانان امام حسین)ع( را الگو قرارداده اند و در جبهه ها حضور پیدا كردند و ایثار كردند با زحمت فراوان بی آبی ها، بی غذایی ها، زیر آتش گلوله و راهپیمایی های زیاد، مین گذاریها و دژهای محكم دشمن را از بین ببرند تا حمله و یورش این جوانان. این رزمندگان فقط خدا را در نظر گرفته اند و هیچ تزلزلی در رفتار آن ها نیست و این شهدا در زمان شهادت خود این دنیا را زندان و آ نقدر روح والایی داشتند و با پروازشان به ملكوت اعلی رسیدند. این دلاوران با شهامت پیشروی كردند و دشمن را به قتل رساندند و آخر خود شهید شدند. با درود و سلام به ولی عصر و نایب بر حقش و شهدای جبهه های حق علیه باطل و خانواده شهدای عملیات اخیر كه انجام شد، تمام سران مملكتی چگونگی این عملیات را به مردم منعكس كردند. به یاری خدا این عملیات انجام شد و پیروز یهای زیادی به دست آمد و تمام كفار در مقابل جمهوری اسلامی صف آرایی كردند به دلیل این كه جمهوری اسلامی اعلام كرده بود كه این عملیات سرنوشت ساز است و صدام با تمام قدرت در مقابل ما صف آرایی كرده است. البته عملیات سختی است كه نامش عملیات خیبر است انشاالله به قوه الهی این دژهای محكم ولی از تو پوسیده را در هم بكوبیم و رزمندگان اسلام پیروز شوند و مردم ایران به زیارت حرم امام حسین )ع( نایل بشوند و ادامه تكلیف یعنی پیروزی قدس.


مانند امام حسین (ع) در جنگ وارد شدیم و مانند امام حسین (ع) شهید می شویم

سئوال: لطفاً توضیح دهید چگونه با جزایر در ارتباط هستید و نحوه تداركات رسانی چگونه انجام می گیرد؟ پلی که در رابطه با این جزایر احداث شده چگونه ارتباط برقرار می كند؟

تمام عملیات ها هزار نوع ویژگی ها داشت. این عملیات هم مثل جنگ هایی كه كفار با مسلمین انجام می دادند هم ویژگی هایی دارد. به دلیل این كه امام امت فرموده بودند رزمندگان باید حسین گونه جنگ كنند. در این عملیات رزمندگان حماسه هایی به وجود آوردند كه دقیقاً نشانگر این بود كه به فرمان امام، حسین گونه جنگ كردند و رشادت ها و حماسه هایی كه در این عملیات صورت گرفته بود همه یادآور صحنه های عاشورا و جنگ حسینی بود. چون كه این عملیات كه لشگر عاشورا در این قسمت جنگ ماموریت داشت عبور از بیست تا شصت كیلومتر مسیر باتلاقی و آبی داشت و رزمندگان باید بیست و چهار ساعت الی چهل و هشت ساعت قبل از شروع عملیات حركت كنند تا خود را به هدف تعیین شده برسانند. با این امكانات كم و حداقل سلاح و سلاح های سبك مخصوص پیاده نظام و با مشقت این مسافت را طی می كردند. یک الی دو روز پیاده روی می كردند و خود را به هدف های تعیین شده می رساندند. واقعاً بعد از این همه مسافت بدون این كه راه خشكی یا زمینی باشد در خاك خودمان. كه ایمان قوی و تصمیم حسین گونه می خواست با حداقل امكانات موجود به عمق دشمن رفته و عملیات را اجرا نمایند. این نشان دهنده این است كه رزمندگان اسلام چقدر پیرو سرورشان ابا عبدالله الحسین )ع( هستند كه با این سختی این مسافت را طی كردند تا زمانی كه بیست روز بعد از عملیات، آن پل وصل شد. راه ارتباطی زمینی پیاده رزمندگان اسلام از آن راه و عده ای هم با هلی كوپتر و سلاح های سبك و ایمان قوی تدارك می شوند و به منطقه می روند در مقابل عراقی كه با نیروهای زرهی خود كه به صورت بیست و چهار ساعته حمل هور بود با تمام امكانات، از قبیل داشتن جاده و آشنایی با مناطق خودش، با ایمان قوی و روحیه حسین گونه به منظور انجام تكلیف الهی خود در این مدت در مقابل آن ها ایستادند و جنگ كردند و چه بسا حسین گونه شهید شدند. ولی مصمم در مقابل آن ها ایستادند و پیروز یهایی به دست آوردند. به خاطر اسلام دفاع كردند تا این كه پل دوازده كیلومتری را وصل كردند كه در دنیا بی سابقه بود و ارتباط زمینی بین ایران و جزایر مجنون برقرار شد.

سئوال: به عنوان فرمانده لشگر عاشورا یک خاطره شیرین از این جنگ در ذهن شما که به عنوان نمونه ای از خاطرات است بیان فرمایید؟

البته در تمام عملیات ها این طور است ولی به دلیل این كه ارتباط زمینی این نیروها در این عملیات بریده بود، تمام آن شب ها و روزها و جنگ ها سرتاسر خاطره بود. در جایی كه هیچ گونه ارتباط انسانی نباشد و حتی راهی برای انتقال مجروحان و انتقال مهمات نباشد و آتش توپخانه و امثال آن ها هم مرتب بود. بدون این ها، جنگ كردن یك خاطره ای در قلب تاریخ است. این كه انسآن ها در مقابل دشمنی كه با تمام قوا در مقابل ما ایستاده بود جنگیدند. چون دشمن پی برده بود این عملیات حمله اصلی جمهوری اسلامی است و در نتیجه تمام نیروهایش را در شمال عراق تا خود منطقه شرق بصره در عرض چهل و هشت ساعت به این جبهه رسانده بود و دلیلش هم اسرایی بود كه در هر پاتك و حمله های شبانه رزمندگان اسلام گرفته می شد. در بازجویی ها معلوم می شد كه تیپ و لشگرهای مختلف از جبهه های بصره به منطقه عملیات والفجر چهار منتقل شده بودند. لحظه لحظه های عملیات مخصوص دفاع رزمندگان اسلام كه دشمن با تمام قدرت به ما حمل هور بود، تا تمام این جزایر را از نیروهای اسلام بگیرد، همه خاطره بود. پایداری این رزمندگان و عنایت الهی بود كه دشمنی كه تمام قوای خود را جمع كرده بود، هیچ كاری از دستش برنمی آمد. خیلی ساده بود كه دشمن بدون انجام دادن هیچ گونه حركات پیچیده، ما را به زحمت بیندازد و ما متعجب میشویم كه چرا دشمن از نقاط ضعف ما )به دلیل كمبود امكانات( بر علیه ما استفاده نمیكند. به نظر می رسید كه یقیناً خداوند متعال صحنه هایی به چشم آن ها می آورد كه از نقاط ضعف ما نمی توانستند استفاده كنند و ما بدون این كه به زحمت بیفتیم منتظر شب می شدیم و در شب حمله به قلب دشمن می کردیم و نیروهایشان را تار و مار می کردیم و قادر نبودند كه در روز كاری انجام بدهند و زمانی كه فرمانده ها فشار زیادی می آوردند و به ما نزدیك می شدند، درگیر یهای تن به تن را شروع می کردند. بعد از این كه می مردند یا اسیر می شدند مظلومانه برمی گشتند و فرار می کردند. تمام این ها خاطراتی بود كه در این چند روز كه جنگ شروع شد تا به ما امكانات برسد و خاكریزها را آماده كنیم و تثبیت بشویم. تمام این صحنه هایی بودكه یادآور صحنه های عاشورای حسینی بود و بعضی از برادرها با این كه هیچ گونه امكانات مادی دریافت نکردند، ایستادگی كردند. چون فرمان امام بود كه جنگ كنید و یك قدم عقب نروید و ماندند و با سرنیزه هایشان جنگیدند و عاقبت شهید شدند و خیلی از برادران و فرمانده های ما و نیروهای ما عموماً اینگونهشهید شدند كه تا آخرین نفس در آ نجا ایستادگی كردند تا عاقبت شهید شدند. درست است كه این شهید برادر من بود. منتها تنها این برادر من نبود. بلكه تمام برادران پاسدار و بسیجی كه در این عملیات شركت داشتند و به درجه شهادت رسیدند همه برادران بزرگی بودند. مثلاً برادر مرتضی یاغچیان معاون لشگر و سایر برادرانمان كه به شهادت رسیدند، واقعاً حماسه سازان مخلص این عملیات بودند. به خصوص دو گردان كه یكی گردان امام حسین )ع( و دیگری گردان حضرت علی اكبر، كه واقعاً مأموریت شهادت داشتند با علم این كه بیست كیلومتر به قلب دشمن می روند، چه بسا در قلب دشمن برای آن ها صحنه هایی روی داد از قبیل این كه نیروهایی كه بر روی تانك ها در جاده ها بودند را تار و مار كردند و حماسه آفریدند كه این كار از نیروی انسانی خارج بود. مگر این كه تربیت شده مكتب اسلام و سربازان امام زمان و امام امت باشند كه آگاهانه و عاشقانه یك مأموریتی انجام دهند كه شهادت حتمی بود و برای این كه اسلام حماسه بیافریند، قبول می کردند و برای اینکه با پیروزی اسلام ضربات سنگینی به دشمن وارد كنند و در این عملیات تمام برادران ما حماسه ساز بودند. چه این دو سردار رشید ما كه از معلولین لشگر عاشورا بودند همپای برادران بسیجی شان تا آخرین نفس در آن مراكزی كه از لحاظ نظامی برای ما حیاتی بود مقاومت كردند. با نارنجك و سرنیزه جنگیدند و عاقبت هم خونشان با برادران بسیجی آمیخته شد و جنازه هایشان هم پیش هم ماند و قدمی عقب نیامدند و ثابت كردند سربازان واقعی امام حسین و عاشقان واقعی راه امام حسین )ع( هستند و این افتخار بزرگی برای ملت ایران و خانواده شهدا و مفقودین است كه سربازانی اینگونه تربیت كردند كه در این راه كه راه كسب فیض و معنویت و توشه آخرت برای امت مسلمان است قدم نهادند. برای این خانواده ها افتخار است كه اینگونه فرزندانشان به درجات رشد و تعالی رسیدند كه عاشقانه و عالمانه شهادت را قبول كردند و شهادت راهی گرامی و عزیز و والا برای مسلمین است. چگونه ما شیعیان حضرت علی )ع( و امام حسین )ع(، اولاد عزیز پیامبر )ص( و حضرت علی كه این راه را رفته و با خون خود در تاریخ اسلام این راه را برای ما ترسیم كرده است و خداوند متعال بزرگترین پاداشهایش را برای این ها مختص كرده و شهدا را با پیامبران محشور كرده و در كنار آن ها چقدر ارج و احترام برایشان نهاده. حتی برای خانواده شهدا و مفقودین و برادرانی كه زخمی می شوند یا به دلایلی اسیر می شوند. عملیات وسیع بود و در قلب دشمن و نیاز بود كه رزمندگان از خود رشادت نشان می دادند و نیاز بود كه با روحیه حسی نوار و شهاد تطلبانه وارد صحنه شوند و این یك عملیاتی بود كه رزمندگان اسلام آگاهانه و عاشقانه به خاطر امام حسین )ع( و امام امت تمام زحمات را قبول كردند و وارد صحنه شدند. بدانند كه این ها آگاهانه و عاشقانه وارد این صحنه شدند و عاشقانه هم شهید شدند. نم یدانم كه دوربین ها این صحنه ها را نشان می دهند ولی آن صحنه هایی كه اینان موقعی كه خون از بدنشان خارج می شد عشق می کردند. این برادر مرتضی یاغچیان سه دفعه در عملیات مجروح شد. در حالی كه در سه جا و سه بار مجروح شده بود در صحنه عملیات باقی ماند و عاقبت هم شهید شد. جراحت هایی كه توانش را گرفته بودند و قادر نبود مثل زمانی كه سالم بود در صحنه فعالیت كند و هر چقدر به او اصرار می کردیم به خاطر زخم هایش در پا و دست و پشتش و سرش كه از چهار جا زخمی شده بود به عقب بیاید و مداوا كند، قبول نمی كرد و م یگفت من باید بمانم و این سنگر را حفظ كنم. چون كه بعد از این كه شهید حمید در آن مكان شهید شد برادر مرتضی رفت و جای آ نرا گرفت و گفت من باید آ نجا را حفظ كنم چه این فرماندهان و چه این بسیجیان همه شان عشق به شهادت به اندازه ای در قیاف ههایشان نمایان بود كه حاضر نبودند اگر شهید نشدند به عقب بازگردند و از این لحاظ هم خداوند متعال لطف و عنایت كرد كه در مقابل آن فشارها و آتش دشمن كه حداقل در آن چند روز ما بنا به فرمایش حضرت آیت الله خامنه ای بیش از یك میلیون توپ از طرف دشمن بر آن جزایر شلیك شد، به جز صف آرایی صدها هزار تانك در مقابل ما در حالی كه ما یك عدد تانك هم نداشتیم. فقط عاشقان شهادت. ما با آرپیچی هایی با برد كمتر از دویست الی سیصد متر. در مقابل آن تانك ها یعنی موجی از تانك ها در دویست و پنجاه متری. نیروهای انسانی مسلح به آرپیچی روزهای متمادی با آن ها مقابله كردند و با آمدن شب همه آن ها آماده حمله به دشمن به صورت داوطلبانه می شدند. با وجودی كه میدانستند اگر بروند و شهید بشوند چه بسا جنازه هایشان هم در آن مكان باقی خواهد ماند و اگر زخمی بشوند شاید دوستانشان نخواهند توانست آ نها را منتقل كنند.

ولی كیلومترها به قلب دشمن می رفتند و به مراكز حساس دشمن و فرماندهی دشمن حمل هور می شدند. چرا كه دشمن تمام نیروی خود را جمع كرده بود. هرچقدر كه توان داشت. واقعا این برادرانی كه شهید شدند سرور و برادر ما هستند و خانواده هایشان بدانند چون ما قادر نبودیم كه این صحنه ها را نشان دهیم و یا قادر نبودیم كه در آن لحظه پیام آ نها را و قیاف ههایشان را نشان بدهیم، ولی بدانند كه عین واقعیت است كه خدمتشان عرض می كنم و آن شور شهادت و عشقی كه در صحنه وجود داشت و صحنه هایی كه ایمان در مقابل كفر صف آرایی و قدرت نمایی می كرد، آن زمانی كه انسان با كمترین امكانات ولی با ایمان قوی در مقابل دشمن بی ایمان ولی با حداكثر امكانات. هواپیماها لحظه به لحظه در هوا مانور می دهند. تانك ها صف آرایی می كنند. صدها هزار تانك پر از نیروهای پیاده و در طرف دیگر نیروهای اسلام، با كمترین امكانات ولی با ایمان قوی تحمل می كنند و صبر می كنند تا دشمن بیاید و حمل هور شوند به آنها و جنگ تن به تن می كنند و عاقبت در این دنیا كه هیچ، اما پیروزی در هر حال با رزمندگان اسلام است. افتخار باشد بر خانواده شهدا و خانواده مفقودین و اسرا كه این گونه برادرها و اولادهایی تربیت كردند و این ها بودند كه در این عملیات افتخار آفریدند. مثل خانواده شهید آذرآبادی كه یك برادرشان قبلاً شهید شده بود در عملیات والفجر چهار و دو برادرشان با هم در این عملیات شهید شدند و چون در قلب دشمن شهید شدند جنازه ایشان هم در آ نجا ماند و واقعا این خانواده ها از افتخارات اسلام هستند. این ها رهروان واقعی امام حسین )ع( هستند چون كه امام حسین )ع( هم خود و اولاد شش ماهه اش و بهترین اصحابش و خانواد هاش در مقابل چشمانش شهید شدند و روزها روی خاك ماندند و به این شكل به شهادت رسیدند و بدانید كه این سرنوشتی كه برای امت پیرو امام حسین )ع( است همان راه است و امام امت هم فرمودند كه ما در این جنگ مثل امام حسین )ع( وارد شده ایم و مثل امام حسین )ع( هم باید به شهادت برسیم و بدانند كه اولا آنها گرچه مثل روزهای اول شاید تحملش سخت باشد، ولی مطمئناً بدانند و می دانند كه جوان هایشان را به بهترین راه هدیه كرد هاند و در همه حال برایشان افتخار است اگر واقعاً در حماسه هایی كه این ها آفریدند و كارهایی كه كرده اند و حالت هایی كه در صحنه های نبرد داشتند و ما قادر بودیم آن ها را بیان كنیم، بیشتر می فهمیدند كه آنها چقدر نزد خدا اجر و قرب دارند. به خاطر فرزندانی كه به این شكل تربیت كرده اند برای اسلام.


مانند امام حسین (ع) در جنگ وارد شدیم و مانند امام حسین (ع) شهید می شویم

سئوال: به غیر از این قضیه كه سازمان ملل نمایندگانی به ایران اعزام كرد، اگر تاكتیكی سیاسی نباشد، یک قطره از هزاران واقعیت را به صورت علنی اعتراف كردند، كه صدام صهیونیستی در ایران از بمب های شیمیایی استفاده كرده و از یک طرف دیگر بعد از پیروزی عملیات خیبر، صدام استفاده از بمب های شیمیایی را به اوج رساند. شما به عنوان فرمانده لشگر توضیح بدهید كه علت این كه از بمب های شیمیایی استفاده كرد تا نیروها را سركوب كند چه بود و به طور كلی موقعیت جنگ در امروز به چه حالتی است؟

دشمن قدم به قدم جلو می آمد. آ نجا كه احساس می كرد كه نمی تواند حركت كند و جلو بیاید، می ایستاد آن سلاحهایی كه در آخر می توانست استفاده كند را به كار میگرفت. در روزهای اول، نیروهای پیاده و زرهی و آتش توپخانه و هوانیروز كه پشتیبانی می شدند حمل هور می گشتند، دید نمی تواند كاری پیش ببرد، از سلاحهای شیمیایی استفاده كرد و اول نمی خواست اعلام كند چون استفاده از این سلاحها نشانه ضعف دشمن در جبهه های رویاروی می باشد. چون درست كردن و پرتاب كردن آ نها كار هر كس می تواند باشد و خیلی هم راحت است. ولی آخر معترف شد و فرمانده سپاه سوم آن اعتراف كرد كه ما از نفوذ این رزمنده ها به پشت نیروهایمان می ترسیدیم و اگر این نفوذها باشد و ادامه هم پیدا كند ما تماماً از این سلاح ها استفاده خواهیم كرد. این آخرین حربه های دشمن بود كه الحمدالله نتیجه ای هم ندارد. بی ثمر بود، نه از آن جهت كه به ما صدمه وارد نكرد و شهیدهایی ندادیم. ولی با لطف خداوند بی ثمر و بی نتیجه بود. بی ثمر بودند از این جهت كه مانع ادامه جنگ رزمندگان ما در جبهه ها نشد. به خاطر این سلاح ها رزمندگان ما جبهه ها را خالی نكردند و نه این كه این سلاحها مانع ادامه جنگ خواهند شد. از این لحاظ هست كه این سلاح ها بی اثر بودند و رزمندگان اسلام با تمام قدرتشان امروز در جبهه ها آماده هستند و بنا به فرمان امام امت و تكلیفی كه بر گردنشان است، انشاالله این جنگ را ادامه خواهند داد و امیدواریم كه عنایت خداوند متعال این باشد كه پیروزی زود به نتیجه برسد. ولی این لطف خداست. زود، به این جهت كه خانواده شهدا منتظر زیارت هستند و انشاالله كه خداوند ندای قلبی شان را زود جواب بدهد. متشكرم و انشاالله كه به زودی همگی به اتفاق امام امت و همراه خانواده شهدا به زیارت كربلا نائل بیاییم.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته


منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 117
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید