مقاله اي از سردار هميشه در سنگر پاسدار شهيد اسلام (شهيد حسن نوابی)
شب حمله شب شكستن آيينه اي ست كه فقط جلوه هاي فريباي زندگي را به ما مي نماياند. آنكس كه در اين ميدان ناتوان باشد در جبهه جنوب و غرب هم ناتوان است. انكس كه نتواند بر نفس غلبه كند نمي تواند فاتح فاو و قهرمان مهران شود.

فرمانده شهید گردان فتح، حسن نوابی هفتم فروردین۱۳۴۲، در روستای انگشته تابعه شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش اسدالله و مادرش سارا نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سی‌ام دی ۱۳۶۵، با سمت فرمانده گردان در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت، شهید شد. مزار او در شهرستان زادگاهش واقع است.

متن زیر مقاله ای است به قلم سردار هميشه در سنگر پاسدار شهيد اسلام حسن نوابی که برای نخستین بار در سایت نوید شاهد منتشر می شود:


بسم الله الرحمن الرحيم

هر چه پيش ايد خوش ايد سينه را كردم سپر
با شهادت دين خود را مي كنم كامل حسين (ع)


جهاد دري است از درهاي بهشت كه مخصوص اولياء ويژه خداوند است اين كلام علوي كه در نهج البلاغه مي درخشد گوياي بسي رازهاست. جهاد دري است، لابد شهري از عشق و ايمان از معنويت و قرب به خداوند هست كه در ورودي ان پيكار در راه خداوند است. باب فتح ا... لخاصه اولياء، عبور از دژ ورود به بلده طيبه قرب خداوند، كليدي مي خواهد از ايثار، وارستگي، حريت، از خود گذشتگي، خداخواهي و شهادت طلبي، كسي مي تواند از اين خط عبور كند كه از خاكريز خود گذشته باشد.

گشودن قلعه هاي خودپرستي و خودخواهي و عافيت جويي و رفاه طلبي و علاقه به زندگي و ترس از مرگ و محبت به مال و مقام و جاذبه شهرت و شهوت و شكم و عشق به دنيا و نيروي عظيم از اخلاص و ايثار و فنا در راه (بقاء) مي طلبد. كه قهرمان واقعي كسي است كه در اين ميدان جيره گردد.

اين حصارهاي شيطاني و نفساني متعدد، مانع گشودن در جهاد ورود به شهر شهيدان  است رزمنده اسلاك بايد اين خيبرهاي ابليس نشين را فتح كند بايد اين قلعه ها را كه كمين گاه دل دنيازدگان و پناهگاه نفس وسوسه گر است با كليد عشق به شهادت گشود. شب حمله، شب شكستن اين خط، پيش از شكستن خط دشمن، شب حمله، شب بريدن اين سيمهاي خاردار است با انبردست ايثار و شهادت طلبي و خداجويي.

شب حمله شب شكستن ايينه اي ست كه فقط جلوه هاي فريباي زندگي را به ما مي نماياند. انكس كه در اين ميدان ناتوان باشد در جبهه جنوب و غرب هم ناتوان است. انكس كه نتواند بر نفس غلبه كند نمي تواند فاتح فاو و قهرمان مهران شود.

آنكس كه در پيچ و خم جهاد با نفس و نشيب و فراز غلبه بر خودخواهيها و دنياطلبي ها گرفتار است چگونه مي تواند از پيچ و خم منطقه عملياتي از شيارهاي كوهستانهاي جبهه از پستي و بلنديهاي ميدان عمل از ارتفاعات چند هزار متري و تپه هاي استراتژيك بگذرد.

ميداني هولناك در متن دل رزمنده است، چه كسي مي تواند مبارزه كند؟ چه كسي مرد ميدان جهاد است؟ چه كسي حاضر است جان ببازد؟ بي شك انكه از خويش گذشته باشد بايد نفس را به زير پا گذاشت تا با قامتي بلند به نظاره افقهاي دور دست ايستاد. بايد تن را نردبان معراج ساخت بايد بدن را جانشين حيكت و پرواز روح كرد.

آن كس كه خود را بخواهد خدا را نخواهد طلبيد و انكس عشق به خدا و رضاي او نداشته باشد در ميدان خطر معركه فدا كردن جان و ايثار هستي و مندل الموجود، گامهايش لرزان خواهد بود. انكس كه به زندگي دل بسته باشد شهادت طلب نيست. انكس كه بر محنت پدر و مادر و زن و فرزند غلبه نكند انكس كه بر جاذبه خانه و فاميل و درامد و پس انداز فايق نشود. انكس كه اسير ماشين و موتور و دكه و پاساژ ... باشد انكس كه از وابستگي به دوست و پست و قيافه ارايي و شيك پوشي و خور و خواب و رفاه و اسايش و استراحت و... رها شده باشد. انكس كه از قيد اين تعلقات و از رنگ اين تمنيات ازاد نشود و بر اينها غالب نشود بر صداميان متجاوز هم غالب نخواهد شد. زيرا اين تعلقات هر كدام صدام هاي دروني هستند كه صدها دام براي اسارت جان و روان گسترده اند. آن كس كه اسير خويشتن است اسير دشمن هم است زيرا نفس دشمن نيرومند است جا گرفته در درون و كمين كرده در خانه دل در شب حمله قبل از درگيري با عراقي درگيري با خود است.

چه كسي مرد اين ميدان و قهرمان اين رزم است؟ خود خواه يا خداخواه؟ شده ايد او مبارزه و قتال ديده رزمنده ضعيف النفس را كه خود ساخته مهذب نيست شعيف مي كند. رزمنده جبهه بيش از برخورد با سپاه دشمن با انبوهي از وسوسه ها ممكن است برخورد كند. پيكار جوي مسلح پيش از عبور از ميدان مين با دامهاي ابليسي كه در پيش پاي حركت او گسترده است مواجه مي شود. برود يا بماند؟ چه خواهد شد؟ هر يك از اينها يم خاكريز است.

اما: آزاد مردان چه؟ انان كه به حريت رسيده اند در چشم انداز جهاد خويش اينده اي تابناك و ابديتي شكوهمند و قرب حق تعالي و رفاقت با شهيدان و صديقان را مي بينندو خون نگاران جيهه ها دنيا را به تحير واداشته اند. چشم دنياي امروز به روي صحنه هاي تحسيم ايثار و حماسه بسته و كور است. آري طايران خونين بال جبهه ها نوراني ما اهل اين دنيا نيستند.

مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم

شهادت شكستن قفس تن و پر گشودن در دنياي كران ناپيداي ابديت است ارزاني شان باد اين پرواز، گوارايشان باد (رزق الهي) انشاء الله
والسلام



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده