اینجانب حسن خباز در حال سلامتی و صحت و کمال عقل این وصیت نامه را تکمیل می کنم. شهادت می دهم که خدا یکی است و شهادت می دهم که محمد(ص) رسول خداست. و شهادت می دهم که علی و فرزندان معصومش ولی خدا هستند.
وصیت نامه شهید حسن خباز

نویدشاهد: اینجانب حسن خباز در حال سلامتی و صحت و کمال عقل این وصیت نامه را تکمیل می کنم. شهادت می دهم که خدا یکی است و شهادت می دهم که محمد)ص( رسول خداست. و شهادت می دهم که علی و فرزندان معصومش ولی خدا هستند. شهادت می دهم که مرگ حق است. قبر حق است. سؤال حق است. راه حق است و میزان حق است. قیامت حق است. بهشت حق است. جهنم حق است. پیام من که به فرزندانم و سایر بستگان و امت شهیدپرور ایران این است راهی را که من انتخاب نمودم در این سنین پیری به جبهه های حق علیه باطل آمدم، این راهی است که از روی فکر و اندیشه و عقل به پیروی از فرمان رهبر عالیقدر که نائب بر حق امام زمان )عج( هستند انتخاب نمودم و این راه سعادت ابدی است و از شما می خواهم که توفیق پیدا نموده و در مسیر حق قدم بردارید. و جز برای خدا و اسام عزیز کار نکنید و راهی که من رفتم ادامه دهید و به فرمان امام عزیز گوش داده و دستورات ایشان را بکار بندید. اینک پسر بزرگ خود آقای علی اکبر خباز را وصی خود قرار می دهم. پس از من مدت یکسال نماز و روزه برایم بخواند. و نسبت به خواهران و برادران خود کمال رعایت را داشته باشند.

چون برادر بزرگ به منزله پدر می باشد. و مهریه مادر بچه ها که مبلغ بیست و پنج هزار تومان است بپردازند. در ضمن دختر کوچکم وجیه را رعایت نمایند . و مبلغ ده هزار تومان به او بپردازند. در خاتمه چنانچه من پدر خوبی نبودم و کوتاهی درباره هریک از شما نموده ام امید عفو و بخشش از شماها دارم. آقای محمدکاظم از شما هم حلالیت می خواهم، محمدحسین و محمدرضا و وجیه و محمد ابراهیم و آسیه و همسر عزیزم همگی مرا حال کنید. و از شما می خواهم که زینب گونه راه بی بی را ادامه دهید. و از محمد ابراهیم می خواهم که برای ادامه تحصیل طلبگی اقدام نماید. و همچنین وجیه و آسیه هم تا سر حد امکان از خواندن و فراگرفتن علوم اسلامیکوتاهی نکنند. که راه سعادت دنیا و آخرت همین است.

در خاتمه از پدر و مادر خانمم حلالیت می طلبم. و از آنها می خواهم مرا عفو نمایند و در ضمن از تمام جامعه مسلمانان عذر می خواهم که نتوانستم آنچنان که وظیفه یک مسلمان است به وظیفه ام عمل نمایم و از شما برادران هم پوزش می طلبم و همچنین خواهرانم از شما عذر می خواهم که نتوانستم بوظیفه برادری خود عمل کنم و از شما خواهشمندم که هر طور امکان دارید این مسیر حق و پیروی از روحانیت را ادامه دهید، زیرا روحانیت خیر و سعادت و صاح جامعه اسلامی را می خواهند وچنانچه توفیق شهادت در راه خدا پیدا کردم ازشما می خواهم که مرا در کنار برادران رزمنده دیگر دربهشت رضا )ع( دفن نمائید در خاتمه به همه شما سام ودعا میرسانم والتماس دعا دارم.

حسن خباز1362/6/12   

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده