شهید باقری در آیینه کلام معطر امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی
سه‌شنبه, ۰۹ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۸
آنچه می خوانید، گزیده ای است از بیانات امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی در خصوص سرلشکر شهید حسن باقری، برگرفته از ویژه نامه «دیدة روشن» که با اندکی ویرایش تقدیم می شود:


منتظران شهادت...

نوید شاهد: «شهید باقری در قرارگاه کربلا به عنوان یک عنصر بسیار شایسته اطلاعاتی شروع به کار کرد. از آن به بعد، با این شهید عزیز به اصطلاح جوش خوردیم و بیشتر همدیگر را شناختیم. این مدت او را چهره ای بسیار دلسوز، پرتحرک، علاقه مند و با انگیزه برای انجام مأموریت در جبهه می دیدم که بسیار دقیق و زیرک بود. »

حدود سال 1359 و همزمان با مسئولیت کاری اینجانب در کردستان، پس از درگیری هایی که با رئیس جمهور وقت یعنی بنی صدر خائن پیدا کردم، به دستور او از مسئولیت فرماندهی کردستان برکنار و عازم تهران گردیدم.

با عنایت و توفیق خدا و نیز با توجه به ارتباطی که با همرزمان عزیزم در سپاه پاسداران داشتم، از فرصت استثنائی به دست آمده استفاده کرده و در ستاد مرکزی سپاه پاسداران در غیاب همرزم عزیزم سردار سید رحیم صفوی، که آن زمان معاون طرح و عملیات سپاه بود و به خاطر حساسیت جبهه های نبرد از سوی سپاه، بیشتر در اهواز و مناطق عملیاتی حضور داشت، در«طرح و عملیات» شروع به فعالیت کردم.

در راستای فعالیت هایم در طرح و عملیات سپاه پاسداران، شرایطی حاصل شده بود که برای بررسی ها و شناسایی هایی که باید از منطقه خوزستان انجام می گرفت به جبهه بروم. نیروهای اعزامی به مناطق عملیاتی به این مکان می آمدند، سازماندهی می شدند و پس از تجهیز، به یکی از جبهه های دارخوین، فیاضیه یا آبادان می رفتند.

یکی از همان روزها که در اتاق عملیات با برادران سپاه صحبت می کردیم، برادر جوانی وارد جلسه شد كه فهميدم آقاي حسن باقري است. پس از گذشت سه یا چهار ماه از آن وضعیت بلاتکلیفی در مسئولیت رسمی، بنی صدر ملعون خلع شد و خودش فراری گردید. در همان ایام شهید رجایی، به ریاست جمهوری برگزیده شد و ما پس از احضارها، بعد از مدتی مجددا به کردستان فرستاده شدیم و من در شمال غرب کشور مسئولیت آزادسازی دو شهر را پیدا کردم و بعدا ز 44 روز به لطف خداوند مأموریتم به پایان رسيد. درست روز آخر مأموریت بود، که به من ابلاغ شد به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش به جبهه های جنوب بروم. من نیز پس از اعزام به این منطقه، اولین نشستمان را با مسئولین سپاه اعم از سردار رضایی و سردار صفوی برگزار کردم. نتیجه این جلسه پرخیر و برکت، تشکیل قرارگاه مشترک و مرکزی ارتش و سپاه، به نام «قرارگاه کربلا» بود.

شهید حسن باقری در قرارگاه کربلا به عنوان یک عنصر بسیار شایسته اطلاعاتی شروع به کار کرد. از آن به بعد، با این شهید عزیز به اصطلاح جوش خوردیم و بیشتر همدیگر را شناختیم. این مدت او را چهره ای بسیار دلسوز، پرتحرک، علاقه مند و با انگیزه برای انجام مأموریت در جبهه می دیدم که بسیار دقیق و زیرک بود. در شناخت وضعیت دشمن بسیار خوب عمل می کرد. و به علت قابلیت بالای انعطاف پذیری که از او سراغ داشتیم، بعد از مدت کوتاهی حتی تا رده مدیریت و فرماندهی ارتقاء یافت...

در پایان و در یک جمله باید بگویم که شهید حسن باقری، چهره ای بسیار متعهد، با انگیزه، انقلابی، دلسوز، پرتحرک و بااستعداد بود، که زمینه لازم برای رشد و تکامل را جهت خدمت به اسلام عزیز داشت. در رابطه با قدرت مدیریت شهید همان قدر کافی است که ایشان مسئولیت های حساس بخش عمده ای از صحنه های عملیات را بر دوش می گرفت. با عنایت به استعداد و شایستگی ای که در وجودش نهفته بود، تمامی کارها را به خوبی به سرانجام می رساند و در یک جمله آ نکه: هوش سرشار ایشان استعداد، دلسوزی، تحرک و قدرت تجزیه و تحلیلش آمیخته با تعهد و ایمانِ بسیار انقلابی او شده بود و همین امر موجب گردید که اینقدر زود در صحنه شناخته شود، رشد کند و در مسئولیتی که داشت به فیض شهادت برسد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 91-90

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده