بانك سوژه ايثار و شهادت(91)
نويد شاهد:پاييز سال1366 به رزمندگان اسلام جهت انجام عمليات بيت المقدس2در منطقه ماروق عراق آماده مي شوند.درگردان علي اكبر ،يك نيروي بسيجي به نام سيروس وجود داردكه بي اندازه شوخ است وبه دليل داشتن روحيه اي شاد وشيطنت آميز،انگشت نماست ...


پاييز سال1366 به رزمندگان اسلام جهت انجام عمليات بيت المقدس2در منطقه ماروق عراق آماده مي شوند.
درگردان علي اكبر ،يك نيروي بسيجي به نام سيروس وجود داردكه بي اندازه شوخ است وبه دليل داشتن روحيه اي شاد وشيطنت آميز،انگشت نماست .
 به گونه اي كه گاهي اوقات رزمندگان ديگر از دست شوخي ها وبي خيالي هاي او خسته وناراحت مي شوند و حتي تصميم به اخراج او از گردان مي گيرند.
همه فكر مي كنند كه او با داشتن چنين روحيه اي ،حتماً فرزند خانواده اي بي درد است .موقع عمليات فرا مي رسد واو با شجاعت غير قابل وصفي با دشمن مي جنگدودرهمان عمليات نيز به شهادت مي رسد.

وقتي كه بعد از عمليات، نيروها به شهرهمدان بر مي گردند وهنگامي كه به ديدار خانواده هاي شهيدان عمليات مي روند،ناگهان در كمال شگفتي متوجه مي شوند كه خانه سيروس در يكي از محروم ترين مناطق شهرودر حاشيه شهرهمدان واقع است.
آنهاوقتي كه وارد خانه مي شوندبازني نابينا مواجه مي شوندكه مادر سيروس است و...
تازه آنها متوجه مي شوند كه سيروس تنها فرزند اين مادر بوده وپدرخودرا نيزدرسالهاي گذشته از دست داده و...
سيروس ،تمام مشكلات خود را پشت چهره شاد وخندانش پنهان كرده بود...

انتهاي پيام/ز


نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده