گفتوگو با خواهر شهید جنگ رمضان «علیرضا خمر»
سفارشی برای لحظهی پرواز / قابی که شهید با دستان خود برای بنر یادبودش انتخاب کرد
عشق او به شهادت تنها در کلام نبود؛ او برای لحظهی پروازش برنامه داشت. پیش از اعزام به ناو دنا، روزی در محل خدمت به یکی از همکارانش گفت: «از من عکس بگیر؛ من شهید میشوم. هر وقت این اتفاق افتاد، همین عکس را روی بنر مراسمم چاپ کنید.» آن روز، آن عکس با نگاهی پر از امید و آرامش ثبت شد. گویی علیرضا داشت برای آخرین قاب زندگیاش آماده میشد. جالب اینکه پس از شهادتش، همکارش دقیقاً به همان وصیت عمل کرد و همان عکسی که علیرضا سفارش کرده بود، بر بنر یادبودش نقش بست تا سندی باشد بر بصیرت این شهید والامقام.