در گفت وگو با معاون فرهنگی رزمندگان غرب و شمال غرب کشور بررسی شد :
نوید شاهد - سردار داود غیاثی راد، معاون فرهنگی رزمندگان غرب و شمال غرب کشور معتقد است موضوع آزادسازی سوسنگرد به قدری اهمیت داشت که حضرت امام (ره) در ابتدای دفاع مقدس درباره آن فرمان صادر کنند و در گفت و گو با خبرنگار نوید شاهد افزود : از رزمندگان اسلام شهید سرلشکر اسماعیل دقایقی، شهید غیور اصلی و دو شهید دیگر حبیب شریفی و خانم خدیجه میرشکار ، همسر ایشان که جزو آزادگان نیز شدند، را می توان جزء فرماندهان بزرگ شکست حصر سوسنگرد نامید.

سوسنگرد شاهد زنان و مردان فداکار است

گفت و گوی سردار داود غیاثی راد به مناسبت ایام شکست حصر سوسنگرد با خبرنگار نوید شاهد را در ادامه می خوانید: 
 چرا امام  خمینی (ره) فرمان شکست حصر سوسنگرد را صادر فرمودند؟
یکی از اهداف دشمن بعثی و صدام برای حمله  به ایران تجزیه خوزستان یا جدا سازی خوزستان از ایران بود که بعد از آن هم قرارداد 1975 یا الجزایر را پاره کرد و فرمان حمله به ایران را صادر نمود، در این حمله صدام ابتدا هدف خود را اعلام کرده و حتی نقشه خوزستان را به صورت جداگانه در کتابها منتشر کرده بود و در آن نقشه سوسنگرد را به عنوان خفاجیه و محمره را برای خرمشهر و اهواز را نیز برای استان خوزستان داخل نقشه به زبان عربی نوشته بود، لذا هدف صدام عبور از سوسنگرد و بعد حمیدیه و در آخر رسیدن به اهواز که مرکز خوزستان است بود، ولی اگر اهواز را تصرف میکرد شاید جنگ به پایان می رسید به این منظور که صدام به هدفش رسیده بود و در دنیا اعلام صلح می کرد و از فشار بین المللی سوء استفاده میکرد و میگفت ما به خوزستان دست یافتیم، چون اهواز خیلی برایش مهم بود و راه رسیدن به اهواز نیز سوسنگرد بود به این منظور که اگر سوسنگرد سقوط میکرد و در دست دشمن می افتاد جاده سوسنگرد، حمیدیه، اهواز را می گرفتند و اهواز در معرض سقوط قرار میگرفت، لذا این از اهمیت سوسنگرد بود.
 نکته دیگر این که مقام معظم رهبری و شهید دکتر مصطفی چمران، دو نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع بودند، که مقام معظم رهبری محل کارشان را آورده بودند در استانداری اهواز و شهید چمران هم ستاد جنگ های نا منظم را در استانداری اهواز فرماندهی می کردند و این دو نماینده امام زمانی که متوجه سوسنگرد شدند و شهید چمران اهمیت سوسنگرد را درک کرده بود به دنبال این بودند که به گونه ای در مقابل ارتش عراق بایستدند و اجازه ندهند که از سوسنگرد عبور کنند و در تاریخ 23 آبان ماه در حقیقت با رئیس جمهور وقت که آن زمان بنی صدر بود هم شهید چمران و هم مقام معظم رهبری مشورتی کرده بودند و رئیس جمهور قول داده بود که حتما نیرو می فرستد برای سوسنگرد تا در آنجا عملیات انجام شود.
نیروهای جهاد سازندگی، سپاه پاسداران، داوطلبان عشایر و حتی نیروهای داوطلب نیرو هوایی ارتش جمهوری اسلامی از یگانشان جدا شدند و آمدند در شهر برای حفظ سوسنگرد و عملیاتی در 24 آبان سال 1359 در آن منطقه انجام شده بود که با عراقی ها درگیر شدند و 25 آبان روز آزاد سازی سوسنگرد بود، در ساعتهای آخر شب روز 24 آبان شهید چمران متوجه میشود که بنی صدر خیانت کرده یعنی از طریق سرلشکر امیر ظهیر نژاد که آن زمان فرمانده ارتش بودند دستور داد لشکر 92 زرهی اهواز که قصد داشتند در عملیات شکست حصر سوسنگرد شرکت کنند را برای یک عملیاتی در منطقه جاده ماهشهر آبادان به کار گیرند و می گفت به این تیپ ضرر و زیان وارد می شود و ممکن است عمل نکنند.
 این مسئله باعث شد که شهید چمران متوجه خیانت بنی صدر شود و برود اهواز محل استراحت مقام معظم رهبری و به ایشان بگوید که بنی صدر رئیس جمهور دستور داده تیپ لشکر 92 زرهی اهواز ممکن است عمل نکند و اگر عمل نکند این افرادی  که در مقابل عراقی ها ایستادند مانند عشایر، بسیج، سپاه، مردم و عده ای از سپاه آذربایجان شرقی مثل تبریز و عده ای از داوطلبان نیروهای مسلح اینان همه  قتل عام می شوند و به شهادت می رسند.
لذا متوجه این خیانت می شوند ومقام معظم رهبری که نقش سرنوشت سازی در شکست حصر سوسنگرد داشتند وقتی که از طریق شهید چمران متوجه این شکست می شوند، یک نامه ای کاملا هوشیارانه  به فرمانده لشکر 92 زرهی می نویسند ولی قبل از نوشتن نامه تماس می گیرند با منزل حضرت امام خمینی (ره) و  مرحوم آیت الله اشراقی داماد ایشان   گوشی را برمی دارند و می گویند که حضرت امام (ره) می فرمایند: حصر سوسنگرد باید شکسته شود و بعد از فرمان حضرت امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری نامه ای می نویسند و در آن می نویسند که لشکر 92 زرهی تیپ 2 عمل کند و می رسد به دست سرهنگ قاسمی فرمانده لشکر و ایشان در مقابل یک دو راهی قرار می گیرد، از یک طرف فرمانده کل قوا بنی صدر که از طریق ظهیر نژاد گفته عملیات انجام ندهد و از طرف دیگر نامه ی مقام معظم رهبری به عنوان نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع که هماهنگ کرده با دفتر حضرت امام خمینی(ره) و گفته شده است که عملیات را انجام بدهد اما تصمیم خودش را می گیرد و در حقیقت خیانت بنی صدر را لغو دستور می کند و جناب سرهنگ قاسمی  به همراه نیروهای شهید چمران و به همراه نیروهایی که در شهر هستند وارد عمل می شود و صبح روز 25 آبان سال 1359 یعنی همان دو ماه اول جنگ برای همیشه سوسنگرد از محاصره عراقی ها خارج می شود و تا پایان جنگ هم دیگر دست دشمن نمی افتد.
لذا آن قدر سوسنگرد مهم بود که  شهید چمران بجای  اینکه خرمشهر یا جای دیگری باشد، در سوسنگرد حضور داشته اند، چون  آزاد سازی  سوسنگرد از لحاظ استراتژیک خیلی مهم بود.

شهید چمران این حماسه ای را که در جریان سوسنگرد آفریده است  در کتابی به نام رقصی چنین میانه میدانم آرزوست کامل شرح داده است که به عنوان نماینده امام و فرمانده جنگ های نا منظم ، خیانت بنی صدر را شرح می دهد، در حقیقت یکی از مصادیق خیانت  بنی صدر این است که لشکر 92 زرهی و تیپ 2 را اجازه نداده بود که درشکست حصر سوسنگرد شرکت کنند ولی بعدها که شهید چمران و نیروها  به همراه سرهنگ قاسمی فرمانده لشکر 92 زرهی عمل می کنند و چون پیروزی  نصیب سوسنگرد می شود بنی  صدر در حقیقت یک حالت سکوت ناخوشایندی در چهره اش دیده می شد و با خودش می گفت: این شهید چمران و مقام معظم رهبری هستند که باعث شدند سرنوشت جنگ عوض شود و با یک روحیه ی انقلابی و بسیجی دشمن را از خاک میهن اسلامیمان دور کردند.
لذا شکست حصر سوسنگرد به فرمان و درایت حضرت امام  به عنوان رهبرانقلاب اسلامی انجام شد که درآن فتنه و توطئه ای هم وجود داشت که همین باعث شد بنی صدر اجازه ندهد نیروهای زرهی ارتش به مردم عشایرعرب ساکن سوسنگرد و نیروهای بسیج مردمی  و سپاه پاسداران  و ارتش جمهوری اسلامی کمک کنند.
منظور از نیروهای ارتش این است که بعضی از نیروهای ارتش از نیروی هوایی  بودند ولی آمده بودند آنجا و در منطقه حضور داشتند و ماموریت زمینی گرفته بودند تا شهر را حفظ کنند.
چرا این موضوع به قدری اهمیت داشت که امام درباره آن ورود کند؟
اگر سوسنگرد به دست دشمن میافتاد سر نوشت جنگ عوض میشد چون صدام به راحتی می آمد در جاده سوسنگرد- اهواز  و سپس وارد اهواز می شد و به اهداف خودش می رسید.
یکی از اهدافی که صدام داشت این بود که میگفت من می خواهم خوزستان به عنوان عربستان جزء کشور عراق باشد و بر این اساس اگر سوسنگرد به دست دشمن می افتاد صدام برنامه خود را انجام میداد و سر نوشت جنگ تغییر میکرد.
مقام معظم رهبری در آن زمان در منطقه عملیاتی چگونه در بسیج نیرو ها  نقش آفرینی می کردند و شهید چمران چطور؟ 
 نقش موثر مقام معظم رهبری به ‌عنوان نماینده امام خمینی (ره) در شورای  عالی دفاع مربوط به آن شبی است که آن نامه تاریخی را نوشتند و آن نامه را هم بعد گذشت بیست و خورده ای سال سرهنگ قاسمی پیدا کردند و ما هم در ستاد کل نیروهای مسلح رونمایی کردیم، اگر عکس رونمایی نامه را مشاهده کنید نامه امام خمینی(ره) در خصوص شکست حصر سوسنگرد که فرماندهان ارتش و فرماندهان سوسنگرد و رؤسای کل نیروهای مسلح دارند رونمایی میکنند را میتوانید ببینید.

مقام معظم رهبری جمعه ها به تهران می آمدند و نماز جمعه تهران را برگزار میکردند و بقیه هفته را در جبهه حضور داشتند، زمانهایی هم که در نماز جمعه بودند یک گزارش کاملی از بسیج توده ها و عملیات ها می گرفتند و به سنگرها سرکشی میکردند و  به مردم عشایر و منطقه خوزستان روحیه می‌دادند، چون در کسوت روحانی و امام جمعه بودند رزمنده ها هم مثل پروانه ای به دوره مقام معظم رهبری می چرخیدند و پروانه وار ایشان را حمایت میکردند، یعنی هرجایی که آقای خامنه ای بودند عده ای از رزمندگان هم در نوحه خوانی و در سخنرانی ایشان شرکت میکردند.
شهید چمران هم جنگ های نا منظم را تشکیل داده بود و خودشان یک چریک تمام عیار بین المللی  بودند نه یک چریک ایرانی، به این منظور که هم در لبنان و مصر دوره دیده بودند و هم جنگیده بودند و اولین تانک اسرائیل را شهید چمران زدند که در حال حاضر همان تانک موجود است. نیروهای جوان کاملا داوطلبانه و به فرمان شهید چمران بودند و عملیات های بزرگی را هم  به صورت چریکی انجام دادند، هرچند که عمر شهید چمران اجازه نداد این سازمان بزرگ را بعدها هدایت عمومی کند ولی آنان در آینده در بسیج و سپاه جزء فرماندهان شدند و در حال حاضر هم بعضیهایشان حضور دارند.این دلیل حکم مدیریت و گزینش این نیروها توسط شهید چمران بوده است، بسیاری از نیروهای سپاه و ارتش و نیروهای کمیته انقلاب اسلامی آن زمان و حتی ژاندارمری و شهربانی از افتخاراتشان این است که جزء نیروهای جنگ های نامنظم شهید چمران بودند، این نشانه ی سازماندهی خوب و توان مدیریت الهی این شهید بزرگ بین الملل است.
چه شهدا و ایثارگران شاخص دیگری در حماسه شکست حصر سوسنگرد حضور و نقش داشتند؟
رزمندگان زیادی بودند که از جمله آنان سردار شهید بزرگوار حبیب شریفی و معاون ایشان سرکار خانم خدیجه میرشکار که همسرشان هم بودند و جزء آزادگان هستند و در مشهد مقدس زندگی می کنند، ایشان زمانی که عراقی ها وارد سوسنگرد شدند به دست آنان اسیر شدند، فرمانده سپاه سوسنگرد سردار شهید حبیب شریفی بود و سرلشکر شهید اسماعیل دقایقی هم جزء فرماندگان سوسنگرد بود ولی زمانی که عراقی ها وارد سوسنگرد شدند شهید حبیب شریفی فرمانده بودند و این فرمانده بزرگوار که با همسرش فرماندهی میکردند ، هر دو به دست عراقی ها مجروح و بعد اسیر شدند، شهید حبیب شریفی را در حضور همسرش و در محلی که  به آن تیر زده بودند شکنجه اش دادند تا حرفی بزند ولی در زیر شکنجه های عراقیها و در خاک عراق به شهادت رسید.
همسر ایشان خانم خدیجه میرشکار  هم چند تا تیر خورده بود ولی زنده ماند و عراقی ها هر چقدر که ایشان را شکنجه می دادند تا اطلاعاتی بگیرند بی فایده بود و بعدها در زند