سيدابراهيم ميركاظمي، چهارمين فرزند ميركاظم و گوهرجان ايزديان،در هفتم خرداد سال 1334 در روستاي اسفرجان به دنيا آمد. هنوز دو ساله نبود كه مادرش فوت كرد و سرپرستي او را يكي ازفاميل به عهده گرفت. تحصيلات ابتدايي را در مدرسه شفيع و دوره راهنمايي را در مدرسه هاتف شهرضا گذراند.

 

 

زندگینامه شهید سید ابراهیم میر کاظمی

 
نوید شاهد: سيد ابراهيم ميركاظمي، چهارمين فرزند ميركاظم و گوهرجان ايزديان،در هفتم خرداد سال 1334 در روستاي اسفرجان به دنيا آمد.

هنوز دو ساله نبود كه مادرش فوت كرد و سرپرستي او را يكي ازفاميل به عهده گرفت. تحصيلات ابتدايي را در مدرسه شفيع و دوره راهنمايي را در مدرسه هاتف شهرضا گذراند.

او در تعطيلات پدر را در امركشاورزي ياري مي كردر و هميشه مطيع فرمان او بود. در جهت ادامه تحصيل در هنرستان فني صاحب الزمان(ع)ثبت نام نمود.

کتابهای مذهبی می خواند و نماز اول وقتش هیچ وقت ترک نمی شد

هميشه نمازش را اول وقت مي خواند و به طور مستمر در مسجد شركت مي كرد. به مطالعه و خواندن كتاب هاي مذهبي وكتاب هايي كه ايشان را راهنمايي مي كرد،مثل كتاب هاي استاد مطهري و نهج البلاغه علاقه مند بود.

بعد از دريافت ديپلم ازهنرستان درسال 1355 به خدمت سربازی رفت. او براي مقابله با انقلابيون ظفار اجبارا به عمان اعزام شد . ازهمان روزها زير بار افسران خودش نمي رفت و موقعي كه به ايشان گفته بودند :

«به مردم تيراندازي كن.» اين كار را نكرد وبه همين خاطرحتي او را بازداشت كردند.

پس از مدتي جهت مقابله با مردم انقلابي گرگان به آن شهر اعزام شد و چون خود، هم عقيده ي تظاهركنندگان بود رفتن به زندان را بر اجراي فرمان آتش به سوي مردم ترجيح داد، در زندان بيمار و در بيمارستان بستري شد.

پس از چندي از بيمارستان فرار كرد و به جمع معترضين حكومت شاهنشاهي پيوست.  در روستا فعاليت هاي مذهبي زيادي داشت و براي هيئت برنامه ريزي مي كرد. خودايشان هم مداح بود.

فردی نترسی بود و ساده زندگی می کرد

مرتضي صدري، دوست و همرزم ايشان، مي گويد:« صحبت ايشان اين بود كه انسان بايد زندگي ساده اي داشته باشد و خودش را نيز با سختي وفق بدهد. مي گفت: حضرت علي(ع) مي فرمايد: من مثل درختي مي مانم كه وسط بيابان مي باشد، هم آفتاب زياد خورده و هم سرما. انسان بايد اين طور باشد كه از هيچ چيز نترسد و اهل تجملات نباشد.»

بزرگترين خواسته و آرزوي او ظهورحضرت صاحب الزمان (عج ) بود و علاقه ي عجيبي به امام زمان (عج) داشت.

با تشكيل سپاه پاسداران، داوطلبانه عضو اين نهاد مقدس گرديد و مسئوليت پاسداري از ارزش های انقلاب را به عهده گرفت.

اهميت به عبادت و انجام فرايض مذهبي و تلاوت قرآن و تدبر در آياتش او را خدائي نموده بود، مسائل مربوط به بيت المال را رعايت مي كرد.

پدرش مي گويد: « سيد ابراهيم اجناسي را كه در بازار نبود، ازتهران خريداري كرده بود و به آن هايي كه وضع مالي خوبي نداشتند، به صورت تعاوني مي فروخت. من به پنكه نيازداشتم و پول پنكه را دادم و خريداري كردم. سيد ابراهيم وقتي كه دفتر را بررسي مي كرد، اسم خودشان را در آن ديد و بسيار ناراحت شد. او پنكه را به تعاوني برگرداند و گفت : پدر،اگر پنكه مي خواهي از بازار خريداري كن، اينها متعلق به افرادي است كه توان مالي خوبي ندارند.»

مدتي را در سپاه پاسداران شهرضا خدمت نمود . او در تاسيس سپاه اسفرجان نقش مهمي را ايفا نمود و جهت آموزش نيروهاي اسفرجان از هيچ كوششي دريغ ننمود. با شروع جنگ در كردستان به آنجا اعزام شد .

در شهرهاي سردشت، بانه، مهاباد، سنندج با تحمل سختي هاي بسيار دفاع از آن شهرها را به عهده گرفت. هدف ايشان خدمت به مردم،اسلام و مسلمين بود.

مبارزه در كنار بزرگاني چون شهيد چمران، شهيد بروجردي و شهيد همت را تجربه كرد. دشمن حمله به شهرهاي كشور را آغازنموده بود، سيد به جبهه هاي جنوب اعزام گشت.

او درعمليات ثامن الائمه(ع) همراه با پسرعمويش، سيد ابوالقاسم، حضور داشت. بعد ازعمليات در حالت پدافندي بود.

سيد ابراهيم در بند بندگي بود و مي كوشيد خود را به مقام عبوديت برساند. همه حواس او حفظ نيروها و انجام وظيفه بود.

ويژگي هاي او باعث شد تا به عنوان فرمانده در عمليات چزابه شركت كند.

در حين عمليات براثراصابت تركش خمپاره، از ناحيه ي ران پا به شدت زخمي شد. يكي از نيروها از مجروحيت او اطلاع يافت و اصرار كرد تا به عقب برود، اما او قبول نكرد.

بعد از عمليات وقتي پايش را پانسمان كردند، تركش از محل اصابت حركت كرده بود كه اين خطرناك بود. او به يكي از بيمارستان هاي اصفهان انتقال يافت. بعد از بهبودي نسبي عازم جبهه شد.

در عمليات طريق القدس سريع و ناباورانه توپخانه دشمن را تصرف و دشمن عقب نشيني كرد.

حميد باقري، دوست و همرزم ايشان، مي گويد: « در عمليات طريق القدس به عمق منطقه عملياتي دشمن رسيديم . سيدابراهيم يك سنگر را پاكسازي مي كرد. يكي ازعراقي ها كه درجه بالايي داشت ازسنگربه صورت نيمه خوابيده بيرون آمد، سيد اسلحه را به طرف او گرفت. بدون اين كه شليك كند اسلحه را انداخت و رفت يك بيل برداشت تا آن نيروي عراقي را از پاي در آورد، بيل را بالا برد. ولي موقعي كه مي خواست پايين بياورد زير لب زمزمه اي كرد كه بيشتربچه ها شنيدند. او گفت: نه، برخودم غلبه مي كنم. و بيل را روي زمين انداخت.»

همیشه نیروهایش را نصیحت می کرد

مديريت خوبي داشت و  در اوقات فراغت براي نيروها برنامه هاي آموزشي تدارك مي ديد. هرچه مي گفت خودش عمل مي كرد و اين باعث مي گشت حرفهايش به دل بنشيند.

او نيروها را به دوري ازدنيا فرا مي خواند. مي گفت:« مواظب باشيد براي هرچيزي، ارزش خودتان را از دست ندهيد. در جبهه دشمن غنائم بسياري هست. پول هست. مراقب باشيد مال بي ارزش دنيا شما را اسيرنكند.

شخصيت ديگران برايش مهم بود و اگرمشاهده مي كرد به كسي اهانتي مي كنند، ناراحت مي شد.

سيد محمود ميركاظمي، برادرش، مي گويد:« يادم هست موقعي كه ايشان براي آخرين بارمجروح شده بود، چند روزي به استراحت درمنزل پرداخت. وقتي كه مي خواست دوباره به جبهه برود دكترحيدر پور به ايشان خيلي اصراركرد كه به جبهه نرود. ايشان گفت: شما نمي توانيد مانع وصال من با امام زمان (عج) بشويد و به جبهه رفت.»

با همه يكسان برخورد مي كرد و بسيجي و فرمانده برايش فرقي نداشت.

فردی صبور بود و به نیروها آرامش می بخشید

حميد باقري مي گويد:« بعد ازيكي ازعمليات ها كه نيروها چند روز متوالي نخوابيده بودند، فرمانده لشكر به ناچار دستور مرخصي داد، اگرچه حضور آنها براي عمليات الزامي بود. نيروها به پشت جبهه آمدند تا جهت رفتن به مرخصي آماده شوند. سيد ابراهيم خطبه اي شيوا و بليغ قرائت نمود. او نيروها را به صبر دعوت نمود و با بازگو نمودن خاطره هايي از بزرگان تاريخ، جاني تازه به نيروها بخشيد وصحبت هاي او سبب شد تا اكثرنيروها بمانند و مقاومت كنند.»

وقتي به عنوان معاون تيپ امام حسين (ع) برگزيده شد، همچنان متواضع وخاشع بود. با فرمانده گردان ها مشورت مي كرد و بهترين طرح و برنامه را براي عمليات تهيه مي نمود.

درعمليات فتح المبين مسئول محور بود . او درمنطقه دشت عباس وظيفه داشت راه نفوذ دشمن را سد كند. سرانجام سيد ابراهيم ميركاظمي در تاريخ  1361/1/4 در عملیات فتح المبين در دشت عباس به شهادت رسيد.

عاشق جهاد در راه خدا بود

سيد ابراهيم ميركاظمي در وصيتنامه خود چنين نوشته است:« پدرو مادر و براد ران عزيز، من براي لبيك به دعوت امام عزيزمان ودفاع از سرزمين اسلامي مان و نگهداري ازحرمت خون شهيدان عازم جبهه شدم.

آخر آدم چطورمي تواند مادري را ببيند كه چهار شهيد به اسلام تقديم كرده است و بازهم حاضر است فرزند ديگرش را به جبهه بفرستد وعاشق جهاد در راه خدا نشود.

باري من ديگرخجالت مي كشيدم درچهره اين پدران و مادران داغ ديده نگاه كنم، تصميم گرفتم ازتمام لذايذ دنيوي بگذرم و ازتمام ماديات در زندگي چشم بپوشم وعازم دنياي دور ازخوشي هاي زود گذر و دسايس شيطاني وهواهاني نفساني شوم. ازپدر ومادرعزيزم انتظاردارم حلالم نمايند.

از كساني كه موافق با جمهوري اسلامي نيستند و مخالف اسلام هستند و هميشه دنبال خوشي هاي نفساني بوده، مي خواهم كه زير تابوتم را نگيرند وحتي برسر مزارم نيايند زيرا من در راه اسلام و جمهوري اسلامي شهيد شدم و فداي امام زمان(عج) ونائبش گرديدم.»

پيكر پاكش پس ازتشييع در زادگاهش اسفرجان به خاك سپرده شد.

پي نوشت ها

-1 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات شهيد

-2 ميركاظمي،ميركاظم- سرگذشت پژوهي،ص 4

-3 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 2

-4 ميركاظمي،ميركاظم- سرگذشت پژوهي،ص 5

-5 همان،ص 7

-6 ميركاظمي،سيدمحمود- سرگذشت پژوهي،ص 26

-7 همان،ص 25

-8 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 2

-9 ميركاظمي،سيدمحمود- سرگذشت پژوهي،ص 25

-10 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 2

-11 ميركاظمي،ميركاظم- سرگذشت پژوهي،ص 25

-12 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 2

-13 صدري،مرتضي- سرگذشتپژوهي،ص 30

-14 باقري،حميد- سرگذشت پژوهي،ص 31

-15 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 2

-16 همان،ص 3

-17 ميركاظمي،ميركاظم- سرگذشت پژوهي،ص 14

-18 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 2

-19 صدري،مرتضي- سرگذشتپژوهي،ص 30

-20 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 2

-21 همان،ص 3

-22 همان،ص 4

-23 باقري،حميد- سرگذشت پژوهي،ص 30

-24 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 4

-25 همان،ص 5

-26 ميركاظمي- سيدمحمود- سرگذشت پژوهي،ص 27

-27 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 5

-28 باقري،حميد- سرگذشت پژوهي،ص 30

-29 پرونده فرهنگي شاهد- زندگينامه،ص 5

-30 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات شهيد

-31 پرونده فرهنگي شاهد- وصيتنامه

-32 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات شهيد

 منبع: فرهنگنامه جاودانه های تاریخ/ زندگینامه فرماندهان شهید استان اصفهان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده