سه‌شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۰۱:۲۵
آن روز/ بگشوده بال و پر/ با سر به سوي وادي خون رفتی

رجعت سرخ ستاره

 

آن روز

بگشوده بال و پر

با سر به سوي وادي خون رفتی

گفتي: «ديگر به خانه باز نمي گردم

امروز من به پاي خودم رفتم

فردا

شايد مرا بياورند

بر روي دست ها

اما

حتي تو را به شهر نياوردند »

گفتند:

«چيزي از او به جاي نمانده است

جز راه ناتمام »

سروده: قيصر امين پور
منبع: ماهنامه فرهنگی شاهد یاران شماره 47
 
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده