نصرالله كرمي دهاقاني، فرزند احمد و خديجه ضعيفي دهاقاني ، در نوزدهم آذرماه سال 1338 در قمشه شهرضا به دنيا آمد. نصرالله در 22 سالگي با خانم اعظم گراميان ازدواج كرد كه مدت زندگي مشترك آنها 2 سال بود و ثمره اين ازدواج يك دختر است به نام رويا كه هنگام شهادت پدر 8 ماهه بود.

زندگینامه شهید نصرالله کرمی دهاقانی

 


نوید شاهد: نصرالله كرمي دهاقاني، فرزند احمد و خديجه ضعيفي دهاقاني ، در  نوزدهم آذرماه سال 1338 در قمشه شهرضا به دنيا آمد. نصرالله در 22 سالگي با خانم اعظم گراميان ازدواج كرد كه مدت زندگي مشترك آنها 2 سال بود و ثمره اين ازدواج يك دختر است به نام رويا كه هنگام شهادت پدر 8 ماهه بود.

اعظم گراميان، همسرش، مي گويد: « زماني كه فرزندم را در شكم داشتم نصرالله به او چنين سفارش مي كرد: فرزندم تو ثمره ي زندگي من و مادرت هستي، از اينكه نمي توانم تو را ببينم و با تو باشم ناراحتم، اما مي دانم تو مي تواني جاي خالي را براي مادرت پر كني و هميشه در كنار مادرت باشي.

زماني كه رويا 4 ماهه بود در نامه اي از جبهه برايش چنين نوشت: فرزندم بوي تو هميشه در مشام من است و من تو را در ذهنم مي بينم و با تو صحبت مي كنم. اميدوارم مادرت را اذيت نكني و مانند حضرت زهرا(س) به وظايف خود عمل كني.»

همسرش، اعظم گراميان، مي گويد: « هركس با ايشان آشنا مي شد، دوستشان مي شد. با ازدواج من با ايشان مخالفت مي كردند اما وقتي او را مي ديدند، همه جذب او مي شدند . مهمترين و بارزترين ويژگي ايشان صداقتشان بود.»

همچنين مي گويد: « در طول زندگي مشترك از جهت مذهبي خواهان حضرت علي (ع) بود و مي گفت: اگر من مي توانستم هم اكنون دشمنم را برمي گرداندم. او خيلي دوست داشت كه مرام و معرفت حضرت علي (ع) را داشته باشد و سعي مي كرد همانند ايشان باشد.

بيشتر اوقات فراغت و بي كاري خود را دركتابخانه مي گذراند و مطالعه كردن را دوست داشت.

همسرش مي گويد: « او هم همانند حضرت علي(ع) كه هم در بيرون خانه و هم در خانه كمك مي كرد، كار كردن در خانه را وظيفه مي دانست.

نصرالله به افراد چشم پاك و نجيب علاقه بسيار داشت. موضوعاتي را كه در جامعه و خيابانها مانند بدحجابي مي ديد او را عذاب مي داد.

همسرش مي گويد: « از چشم ناپاكي و بي توجهي به احكام دين بدش مي آمد. چون ايشان راستگو بود، همچنين خواستار راستگويي بود.

او در برابر مشكلات ايستادگي مي كرد تا آن مشكل رفع شود. همسرش مي گويد: «آرزويش اين بود كه صاحب خانه شويم.»

نماز ايشان هميشه سروقت بود و هيچ وقت ترك نمي شد. ميزان تحصيلاتش ليسانس علوم و فنون نظامي بود و شغل ايشان قبل از جبهه، افسر ارتش با درجه ستوان يكم بود.  نصرالله كرمي براي ايمانش به جبهه مي رفت و مي گفت : هر مسلماني الان، هر طور كه مي تواند بايد خدمت كند. همچنين اين جا وطن ماست و ما نمي گذاريم كه وطن ما به دست بيگانگان بيفتد.

مسئوليتش در جبهه فرمانده گردان در لشكر 92 زرهي بود همچنين مسئوليت تداركات را در جبهه نيز بر عهده داشت او از سوي ارتش جمهوري اسلامي به مناطق جنگي اعزام شده بود. نصرالله كرمي دهاقاني در بيست و هفتم ارديبهشت ماه سال 1364 در اهواز در جبهه شرهاني بر اثر اصابت تركش خمپاره به سقف دهان و مخچه به شهادت رسيد.

همسرش مي گويد: « من از ايشان اطلاعي نداشتم.
بعد از آن با خانواده ايشان صحبت كردم. آن ها به من گفتند: نصرالله زخمي شده است. بعد از اطلاع از ايشان متوجه شديم كه او را به مشهد مقدس برده بودند. من بعد از افطار تا ساعت 9 صبح روز دوم ماه مبارك رمضان كنار تلفن بودم.

بالاخره ساعت 9 صبح روز پنج شنبه از بنياد شهيد اصفهان مطلع شديم كه بعد از هشت روز در بيمارستان به شهادت رسيده بود و ايشان به حالت گمنام در سردخانه بود. ما اين موضوع را در اول خرداد متوجه شديم كه پيكرش را در سوم خرداد به خاك سپرديم.

شهيد در قسمتي از وصيت نامه خود نوشته است:

«ان الله اشتري من المومنين اموالهم و انفسهم بان لهم الجنة »

من يك سربازم، با داشتن چنين قلبي و در چنين عصري برخود مي بالم. هرگاه در برابر كلام خدا نظر به راست مي كنم و پاي محكم بر زمين مي كوبم. غرق در لذت و خلسه معنوي مي گردم . برخلاف تمام نظاميان دنيا- كه براي شغل، مقام و درجه و اگر خيلي از خود گذشته باشند، براي دفاع از آب و خاك نظامي هستند- من فقط و فقط به خاطر پاسداري از خون پاك و مطهر شهيدان و عزيزان پاكباز و خوشنودي ولي عصر، امام زمان (عج) لباس رزم بر تن مي كنم. اگر لايق آن باشم، مي گويم سرباز امام زمان(عج) هستم. در اين دنيا به جز جان ناقابل چيز ديگري ندارم كه در راه خدا هديه كنم، پس سينه ام را سپر گلوله هاي اهريمنان و دشمنان ساخته تا در بازار پرغوغاي انسان و خدا معامله واقعي كنم .مشتري من خداست.

بارالها، مرا در راهي كه مي روم ياري فرما. نعمت شهادت را نصيب اين بنده پر تقصيرت بفرما. شهيد كرمي در گلستان شهدا شهر اصفهان به خاك سپرده شد.

پي نوشت ها

-1 پرونده كارگزيني شاهد- كپي شناسنامه

-2 گراميان، اعظم- سرگذشت پژوهي، ص 15

-3 همان، ص 17

-4 همان، ص 16

-5 همان، ص 15

-6 همان، ص 16

-7 همان، ص 16

-8 همان، ص 16

-9 همان، ص 16

-10 همان، ص 16

-11 همان، ص 17

-12 همان، ص 17

-13 همان، ص 18

-14 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد، ص 1

-15 همان، ص 1

-16 گراميان، اعظم- سرگذشت پژوهي، ص 18

-17 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد، ص 1

-18 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2

-19 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد، ص 1

-20 همان، ص 1

-21 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 1

-22 گراميان، اعظم- سرگذشت پژوهي، ص 18

-23 همان، ص 18

-24 همان، ص 18

-25 همان، ص 18

-26 پرونده فرهنگي شاهد- وصيت نامه شهيد

-27 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2
منبع: فرهنگنامه جاودانه های تاریخ/ زندگینامه فرماندهان شهید استان اصفهان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده