پنجشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۴۰
روزهای آخر سال 79 و سال امام علی (ع) بود. در منطقه عملیاتی رمضان مشغول جستجو بودیم. اما مدتی بود که شهدا خود را نشان نمی دادند. صبح با بچه ها مشغول خواندن زیارت عاشورا شدیم. به یاد امیرالمؤمنین (ع) و به یاد مدینه مشغول خواندن روضه شدم. بعد از پایان روضه به سوی منطقه حرکت کردیم.

روز مباهله

 

نوید شاهد: روزهای آخر سال 79 و سال امام علی (ع) بود. در منطقه عملیاتی رمضان مشغول جستجو بودیم. اما مدتی بود که شهدا خود را نشان نمی دادند. صبح با بچه ها مشغول خواندن زیارت عاشورا شدیم.

به یاد امیرالمؤمنین (ع) و به یاد مدینه مشغول خواندن روضه شدم. بعد از پایان روضه به سوی منطقه حرکت کردیم. قبل از رفتن به تقویم و مناسبت آن روز نگاه کردم. روز مباهله بود. روز پنج تن آل عبا. روزی که حضرت علی (ع) انگشترش را به سائل داد.

خوشحال بودم.گفتم ما لشگر علی ابن ابی طالب (ع) هستیم. حتمأ امروز از دست آقا عیدی می گیریم.

اولین شهدی که پیدا شد نامش عشق علی بود. دومین شهید نام تمامی شهدای گروهان خودشان در جیبش بود. به همراه حرز امام جواد (ع) که بعد از هجده سال سالم سالم بود!

تا عصر چهار شهید پیدا شد. بچه ها می خواستند کار را جمع کنند. گفتم: ادامه دهید. حتما یک شهید دیگر پیدا می شود. قرار بود ساعت چهار برگردیم. پنج دقیقه قبل از برگشت شهید دیگری پیدا شد!

تمام خاک را غربال کردیم. اما این شهید آخر گمنام بود. هر چه بچه ها گشتند اثری از پلاک او نبود. به رفقا گفتم: بیایید تا برویم.

بچه ها با تعجب به من نگاه می کردند. یکی گفت: خواب دیده بودی!؟

گفتم: نه! امروز روز پنج تن بود. ما هم پنج شهید پیدا کردیم. بعد ادامه دادم: هر چه بگردید از این شهید آخر نشانه ای نخواید یافت! چرا که امروز روز آل عبا است. و یکی از پنج تن هنوز گمنام است.

مدتی بود که شهید پیدا نمی شد. بعد از کلی تلاش یک شهید پیدا کریدم. لباس فرم سپاه بر تنش بود. بچه ها خیلی برای پیدا کردن مشخصات او تلاش کردند. مقدار زیادی از خاک زیر بدن را غربال کردند. شاید پلاک او پیدا شود. اما نبود که نبود.

تمام جیبها را گشتیم. کارت شناسایی ، عکس و ... هیچ چیزی نبود که او را شناسایی کند. خسته شدیم. اما یکدفعه توی جیب پیراهنش چیزی شبیه دکمه نظرم را جلب کرد!

گلهای روی آن را پاک کردم. یک قطعه عقیق بود. دیگر لازم نبود به دنبال پلاک او بگردیم. روی عقیق نوشته بود: به یاد شهدای گمنام

راوی: حاج حسین کاجی و مجید احمدیان
 
منبع: شهید گمنام/ 72 روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر/ گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی/1393
 


 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار