سيد محسن عقيلي، فرزند سيداحمد و عشرت ذاكري ، در سال 1341 در شهرستان اصفهان به دنيا آمد. عشرت ذاكري، مادرش، نقل مي كند:« قبل از تولد او يك شب خواب ديدم كه شخصي يك پرچم سبزرنگ به من داد كه روي پرچم نوشته شده بود:« يا حسين » و آن شخص به من گفت: بلند بگو « يا حسين» و من هم بلند يا حسين گفتم و بعد از چند روز، محسن به دنيا آمد.» كودكي فعال و پرجنب و جوش بود.

زندگینامه شهید سید محسن عقیلی

نوید شاهد: سيد محسن عقيلي، فرزند سيداحمد و عشرت ذاكري ، در سال 1341 در شهرستان اصفهان به دنيا آمد.

عشرت ذاكري، مادرش، نقل مي كند قبل از تولد او يك شب خواب ديدم كه شخصي يك پرچم سبزرنگ به من داد كه روي پرچم نوشته شده بود:« يا حسين » و آن شخص به من گفت: بلند بگو « يا حسين» و من هم بلند يا حسين گفتم و بعد از چند روز، محسن به دنيا آمد.» كودكي فعال، پرجنب و جوش بود.

بسيار خوشرفتار، خوش اخلاق و مطابق دستورات اسلامي رفتار مي كرد، همواره گوش به فرمان پدر و مادر بود و به آنها خيلي احترام مي گذاشت. دوران ابتدايي را از سال 1347 تا سال 1352 در مدرسه اشراق، شهرستان اصفهان گذراند. نسبت به درس و انجام تكاليفش علاقه نشان مي داد. ابتدا تكاليفش را انجام مي داد بعد به دنبال كارهاي ديگرش مي رفت.

دوره راهنمايي را در مدرسه خليفه سلطاني اصفهان گذراند، و هم زمان در مغازه پارچه فروشي هم كار مي كرد.

او تا كلاس دوم راهنمايي بيشتر درس نخواند.

اوقات فراغتش را به ورزش كردن، مطالعه كتاب هاي مذهبي و قرآن خواندن مي گذراند. با همسايه ها رابطه خوبي داشت و همه افراد از او راضي بودند.

به روحانيون محل و واعظ علاقه داشت و از افراد ضد دين و ضد اسلام بدش مي آمد.

سيد محسن هر كاري مي كرد براي رضاي خدا بود و هر كلامي كه مي گفت براي خاطر خدا بود. به خدمت در راه خدا خيلي علاقه داشت. هنگام انقلاب، تحولاتي در رفتارش پيدا شد. فعالانه در تظاهرات شركت داشت، اعلاميه هاي امام را پخش مي كرد و روي ديوارها شعار عليه رژيم مي نوشت.

پيرو خط امام بود. هر فرماني كه امام مي داد، عمل مي كرد . در مقابل خبرهاي سياسي بي تفاوت نبود و هميشه تحليل هاي سياسي را از رسانه ها گوش مي كرد.

به اطرافيان و دوستان توصيه مي كرد:« حامي انقلاب باشيد. نماز خود را سبك نشماريد و نماز جماعت را ترك نكنيد و هميشه پيرو خط امام باشيد.»

با شروع جنگ تحميلي، عازم جبهه شد.

انگيزه اش از جبهه رفتن، دفاع از انقلاب اسلامي و اطاعت از دستور امام بود.

در جبهه از هيچ فعاليتي دريغ نمي كرد حتي در سنگرسازي به همرزمانش كمك مي كرد. در پشت جبهه بيشتر اوقات فراغتش را در بسيج مي گذراند و به خانواده شهدا سر مي زد و از آنها دلجويي مي كرد.

همرزمانش - كه بيشتر با او بودند- از شجاعت و شهامت، از خود گذشتگي و فداكاري او به نيكي ياد مي كنند.

از فعاليتهايش در پشت جبهه مي توان به مدرسه سازي و خانه سازي نيز اشاره كرد.

سيدمجيد صالحي، برادرش، نقل مي كند:« من و محسن در عملياتهاي سپاه شركت فعال داشتيم. قرار شد سپاه به افرادي كه در عمليات هاي بيشتري شركت داشتند، به قيد قرعه موتور هوندا با نازلترين قيمت اهدا كند. به محسن گفتم: براي قرعه كشي اسمت را بنويس تا به تو هم موتور بدهند. محسن گفت: من براي موتور و هديه گرفتن به جبهه نيامده ام.» در مرحله دوم عمليات بدر سيدمحسن مجروح شد ، اما با اين حال مجروحان را به پشت خط منتقل مي كرد كه دوباره تيري به پايش اصابت كرد با چفيه خود جاي گلوله را بست و دوباره به صحنه جنگ برگشت . حاج حسين خرازي (شهيد) از وضع او مطلع شد، با بي سيم از او خواست به پشت خط برگردد، اما از اين كار امتناع كرد و گفت:« من فرمانده هستم، اگر صحنه را ترك كنم، باعث تضعيف روحيه بچه ها مي شود.» همچنان به كار خود ادامه داد.

او به عنوان پرسنل سپاه، فرماندهي گردان ابوالفضل (ع) از لشكر امام حسين(ع) را به عهده داشت.

سيد احمد عقيلي، پدرش، نقل مي كند:« يكي از همرزمانش از شجاعت او خيلي تعريف مي كرد و مي گفت: يك روز در پاكسازي منطقه بوديم كه يك افسر عراقي به طرف سيدمحسن حمله ور مي شود تا او را بكشد . سيدمحسن پيش دستي مي كند وبا شجاعت ناباورانه اي افسر عراقي را از پا در مي آورد.»

عشرت ذاكر، مادرش، مي گويد:« هيچ وقت راضي به ازدواج نمي شد.

يك دفعه كه آمد مرخصي به من اجازه داد كه به خواستگاري بروم. علت را پرسيدم، گفت: روحاني گردان گفته : هر كس ازدواج كند، يك ركعت نمازش ثواب صد ركعت نماز را دارد.»

سيدمحسن در 20 سالگي با خانم عادله رشادي ازدواج كرد.

عادله رشادي، همسرش، در مورد ازدواجش نقل مي كند:« شجاعت، اعتقاد به اسلام، تقوي و ايمان قلبي به امامشان، باعث شد كه من به ايشان پاسخ مثبت بدهم.»

همچنين در مورد خصوصيات سيدمحسن مي گويد:« نسبت به زنان بي حجاب خيلي حساس بود و از دست آنها عصباني مي شد . در هنگام عصبانيت فقط لعنت به صدام مي فرستاد. در برابر مشكلات پس از صبر براي حل آن اقدام مي كرد. اگر مشكل براي ديگران بود، بيشتر ناراحت مي شد. و دوست داشت مشكل ديگران را حل كند.»

حاصل ازدواج شهيد يك فرزند پسر است.

آرزو داشت راه كربلا باز شود و بزرگترين آرزويش شهادت بود. برادرش، سيدحميد عقيلي، نيز به شهادت رسيد.

پس از دوبار مجروح شدن سرانجام در تاريخ 1363/11/20 در عمليات بدر به فيض شهادت نائل گرديد.

خانم عادله رشادي، همسرش، در مورد نحوه شهادت همسرش بيان مي كند:« شهيد در شرق دجله از منطقه اي محافظت مي كرد. در مرحله اي اين منطقه توسط عراقي ها بازپس گرفته مي شود كه در اين پاتك سيدمحسن شهيد مي شود و پيكرش در خاك عراق مي ماند.»

شهيد در وصيت نامه اش نوشته است: « اي ملت قهرمان، از شما مي خواهم امام امت را تنها نگذاريد و مانند كوفيان امام خود را تنها نگذاريد. به سخنان امام گوش و عمل كنيد كه راه امام، راه امام حسين (ع) و ائمه اطهار(ع) است. با دشمنان اسلام مبارزه كنيد و از روحانيت اصيل جدا نشويد و آگاه باشيد اگر روحانيت را از شما بگيرند، امام مي فرمايد : ابرقدرتها جشن خواهند گرفت.

اميدوارم كه من با اين قطره خون خود درخت اسلام را آبياري كرده باشم. و تو اي همسرم از فرزندمان خوب نگهداري كن و طوري تربيت كن كه خدمت گزار به اسلام باشد.

از كساني كه در اين كشور اسلامي هنوز بي حجاب هستند، مي خواهم حجابشان را رعايت كنند و ضربه به اسلام نزنند.»

پيكر شهيد پس از تشييع در تكيه شهدا شهرستان اصفهان به خاك سپرده شد.

پي نوشت ها

-1 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد

-2 عقيلي، سيد احمد- سرگذشت پژوهي، ص 3

-3 همان، ص 5

-4 عقيلي، سيد مجيد- سرگذشت پژوهي، ص 25

-5 همان، ص 27

-6 عقيلي، سيد احمد- سرگذشت پژوهي، ص 5

-7 همان، ص 7

-8 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد

-9 عقيلي، سيد احمد- سرگذشت پژوهي، ص 8

-10 عقيلي، سيد مجيد- سرگذشت پژوهي، ص 26

-11 عقيلي، سيد احمد- سرگذشت پژوهي، ص 8

-12 رشادي، عادله- سرگذشت پژوهي، ص 18

-13 عقيلي، سيد مجيد- سرگذشت پژوهي، ص 27

-14 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2

-15 رشادي، عادله- سرگذشت پژوهي، ص 18

-16 عقيلي، سيد مجيد- سرگذشت پژوهي، ص 27

-17 رشادي، عادله- سرگذشت پژوهي، ص 18

-18 عقيلي، اعظم سادات- سرگذشت پژوهي، ص 27

-19 عقيلي، سيد مجيد- سرگذشت پژوهي، ص 27

-20 رشادي، عادله- سرگذشت پژوهي، ص 19

-21 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2

-22 عقيلي، سيد احمد- سرگذشت پژوهي، ص 14

-23 همان، ص 11

-24 رشادي، عادله- سرگذشت پژوهي، ص 15

-25 همان، ص 17

-26 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد

-27 عقيلي، سيد احمد- سرگذشت پژوهي، ص 10

-28 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد

-29 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2

-30 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات فردي شهيد

-31 رشادي، عادله- سرگذشت پژوهي، ص 18

-32 پرونده فرهنگي شاهد- وصيت نامه

-33 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص2

منبع: فرهنگنامه جاودانه های تاریخ/ زندگینامه فرماندهان شهید استان اصفهان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده