صفرعلي عشقي، فرزند نوروزعلي و فرخ جمالي قهدريجاني، در پانزدهم تير ماه سال 1341 در قهدريجان به دنيا آمد. پدرش فردي آگاه و مومن بود و از طريق كشاورزي نياز خانواده را برطرف مي ساخت. در هنگام خردسالي استعداد شگرفي از خود نشان داد تا جايي كه قبل از رفتن به مدرسه در مكتب خانه مرحوم ملاحسينعلي مرادي به فراگيري قرآن و احكام اسلامي پرداخت.
زندگینامه شهید صفر علی عشقی


نوید شاهد: صفرعلي عشقي، فرزند نوروزعلي و فرخ جمالي قهدريجاني، در پانزدهم تير ماه سال 1341 در قهدريجان به دنيا آمد.

پدرش فردي آگاه و مومن بود و از طريق كشاورزي نياز خانواده را برطرف مي ساخت.

در هنگام خردسالي استعداد شگرفي از خود نشان داد تا جايي كه قبل از رفتن به مدرسه در مكتب خانه مرحوم ملاحسينعلي مرادي به فراگيري قرآن و احكام اسلامي پرداخت.

به درس علاقه ي زياد داشت، از همين رو با نمرات درسي عالي مدارج تحصيلي را طي نمود.

به علت فقر و تنگدستي براي هزينه ي تحصيل با همت فراوان به كار كردن مي پرداخت و پدر را در امر كشاورزي ياري مي نمود.

در دوران تحصيل در دبيرستان از سازمان دهندگان تظاهرات ضد رژيم بود. علاقه ي زيادي به امام خميني (ره) داشت و مطيع فرمان او بود. نماز جمعه و نماز اول وقتش بي جهت ترك نمي شد. به خواندن قرآن علاقه داشت.

او بلافاصله پس از اخذ ديپلم علوم تجربي براي صيانت از نفس خويش تصميم به ازدواج گرفت.

در 19 سالگي با خانم طاهره جمالي ازدواج كرد و زندگي آن ها در خانه ي پدري اش آغاز گشت. زندگي مشترك آن ها دو سال بيشتر طول نكشيد و دو فرزند پسر از او به يادگار مانده است.

همسرش مي گويد: « اخلاق و رفتارش بسيار خوب بود؛ آرام و ساكت، مومن و با خدا، مهربان و صميمي، من و او هيچ مشكلي با هم نداشتيم . بيشتر در سپاه فعاليت مي كرد و كمتر پيش مي آمد كه در كنار خانواده باشد.»

و نيز نقل مي كند:« هميشه به من توصيه مي كرد : رفتار و كردارت نيكوباشد و در مشكلات و سختي ها خدا را فراموش نكن. نااميد مباش و به خدا توكل كن.

قبل از اين كه به جبهه برود، آرزوي يك زندگي راحت و مستقل را داشت تا بتوانيم بچه ها را خوب تربيت كنيم.»

از صفات بارز ايشان عدم تندروي در مواضع سياسي و شجاع و متواضع بود.

او در سال 1360 عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد.

ابتدا به جبهه هاي غرب عزيمت كرد و پس از آن به جنوب اعزام شد و در منطقه فياضيه آبادان كه تحت محاصره بود فعاليت كرد و سپس در عمليات طريق القدس (فتح بستان) شركت نمود. بعد به تهران رفت.

همسرش مي گويد:« يادم مي آيد يك روز با مادر و خواهرش دور هم نشسته

بوديم. ايشان يك دفعه وارد منزل شد. خواهرش به او گفت: ديگه دست از سپاه، جبهه و جنگ بردار و به زن و زندگي برس. او گفت: من دلم براي تو مي سوزد كه اين حرف را مي زني، چطور دست از اسلام و مسلمين بردارم و به زن و فرزند برسم، بايد از اسلام محافظت كنيم تا خون شهدا پايمال نشود.»

با شروع عمليات هاي بزرگ وسرتاسري هجومي سپاه اسلام به جبهه جنگ رفت و در عمليات هاي فتح المبين و بيت المقدس در مقام فرماندهي گردان انجام وظيفه كرد.

طاهره جمالي، همسرش، مي گويد:« قبل از اين كه به جبهه برود، به اتاق پدرش رفت و گفت: بچه هاي مرا خوب تربيت كنيد و مواظب آن ها باشيد.» انگيزه اش الهي بود؛ انگيزه ي دفاع از اسلام و انقلاب و استواري نظام جمهوري اسلامي ايران.

يكي از همرزمانش مي گويد:« در عمليات آزادسازي خرمشهر از اول شب تا صبح پياده روي داشتيم و در هنگام صبح درگيري شديدي با دشمن پيدا كرده بوديم، توصيه ايشان اين بود كه در هنگام عمليات نماز را به جا آوريد و ما با هر شليك ركعتي از نماز را به جا آورديم.»

در جبهه بزرگترين آرزويش پيروزي اسلام و حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي و در نهايت شهادت در راه خدا بود.

زليخا عشقي، خواهرش، مي گويد:« برادرم براي اسلام قيد زن و فرزند را زد و به سپاه رفت و در راه اسلام از جان خود مايه گذاشت. دفعه آخري كه مي خواست برود از همه حلاليت طلبيد، از او پرسيدم : سفر چقدر طول مي كشد؟ او گفت: مشخص نيست. من ده روزه مي روم عمليات، بعد راه كربلا باز مي شود و شما و مادر را به كربلا مي برم.

  6 روز از رفتنش گذشت كه شهيد شد و به آرزوي خود رسيد.»

صفرعلي عشقي در 1362/7/28  در عملیات والفجر 4 بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.

صفرعلي عشقي در وصيت نامه خود چنين نوشته است:« تاريخ نگاران و هنرمندان دنيا بياييد و يك جو به انسانيت و آينده نسل بشر بينديشيد. حقايق و وقايع تاريخي آن چه كه هست و به وقوع مي پيوندد، بنگاريد . برادران و خواهران مسلمان، مواظب و هشيار باشيد كه استعمارگران شيطان صفت در اعتقاداتتان رخنه نكنند و رعشه بر اندام آئين و مذهبتان نيندازند.»

پيكر پاكش بعد از تشييع در گلزار شهداي قهدريجان به خاك سپرده شد.

پي نوشت ها

-1 پرونده كارگزيني شاهد- فرم اطلاعات شهيد

-2 پرونده فرهنگي شاهد- زندگي نامه

-3 جعفرزاده، يدالله- سرگذشت پژوهي، ص 29

-4 سلمانيان، اكبر- سرگذشت پژوهي، ص 30

-5 پرونده فرهنگي شاهد- زندگي نامه

-6 جمالي، طاهره- سرگذشت پژوهي، ص 15

-7 همان، ص 16

-8 همان، ص 15

-9 پرونده فرهنگي شاهد- زندگي نامه

-10 جمالي، طاهره- سرگذشت پژوهي، ص 16

-11 همان، ص 17

-12 سلمانيان، اكبر- سرگذشت پژوهي، ص 30

-13 همان، ص 31

-14 پرونده فرهنگي شاهد- زندگي نامه

-15 جمالي، طاهره- سرگذشت پژوهي، ص 18

-16 پرونده فرهنگي شاهد- زندگي نامه

-17 جمالي، طاهره- سرگذشت پژوهي، ص 18

-18 جعفرزاده، يدالله- سرگذشت پژوهي، ص 30

-19 پرونده فرهنگي شاهد- زندگي نامه

-20 جعفرزاده، يدالله- سرگذشت پژوهي، ص 31

-21 عشقي، زليخا- سرگذشت پژوهي، ص 26

-22 پرونده فرهنگي شاهد- فرم اطلاعات شهيد

-23 دفتر خاطرات شهيد- وصيت نامه

-24 پرونده فرهنگي شاهد- فرم اطلاعات شهيد

منبع: فرهنگنامه جاودانه های تاریخ/ زندگینامه فرماندهان شهید استان اصفهان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده