در گفت و گو با دكتر خالد القدومي:
يکشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۲
ملتهاي خاورميانه انتقامی سخت و پشیمان کننده از آمريكا و رژيم صهيونيستي خواهد گرفت. ولي حرف اول و آخر را گروههاي مقاومت فلسطين خواهند زد. چرا كه سردار شهيد سليماني از مردم فلسطين شخصیتی ساخت که امروز جهان بشریت با تحسین و ستایش از او به عنوان اسوه مقاومت یاد میکنند. چرا كه ايشان راهی تازه برای فتح قلههای بزرگ در برابر فلسطينيها گشوده است. دكتر خالد القدومي نماينده جنبش حماس در تهران در گفت و گوي اختصاصي با شاهد ياران گفت: شهيد سليماني احيا كننده نهضت فلسطین. او رژیم صهیونیستی را در باریکه حصار آتشهای قدرتمند فلسطینیان قهرمان قرار داده است. او احیاگر میدانی نهضت فلسطین بوده است او سیاست آمریکا را برای از بین بردن حلقه مرکزی مقاومت در کنار مدیترانه از بين برده است و دورنماي فجر جديدي را در جهان گشوده است. این سنت جنایتکاران عالم است که نمی توانند با خورشید پر فروغ عالم اسلام بجنگند.

حاج قاسم سليماني شريك مبارزات مردم فلسطين بود

 نوید شاهد: از نظر جنبش حماس، شهيد قاسم سليماني چه نقشي در پيشبرد قضيه فلسطين داشت؟

بسم الله الرحمن الرحيم: در آغاز سخن از مجله شاهد ياران كه اين گفت و گو را ترتيب داده تشكر ميكنم. در حقيقت مرحوم شهيد قاسم سليماني در مبارزات نسل كنوني ملت فلسطين نقش پيشتازي داشت. نسلي كه به تداوم مقاومت ايمان كامل دارد. ما مقاومت را راهكار و خط مشي اصولي براي آزادي فلسطين ميپنداريم. هرگاه بحراني در صحنه فلسطين بروز ميكرد، ايشان برادرانه و با بزرگواري ميكوشيد به بحران موجود پايان دهد و مبارزه را به سمت رويارويي با دشمن رهنمون نمايد. ما ايشان را شريك اساسي مبارزات ملت فلسطين ميدانيم. چون ايشان به همه گروههاي مقاومت ضد صهيونيستي كمك ميكرد. در مبارزه دوستان زيادي داريم كه به ما كمك ميكنند، ولي تفاوت شهيد سليماني با ديگران در اين است كه ايشان واقعا شريك اساسي مبارزات جنبش حماس به شمار ميرفت. چرا ايشان را شريك تعبير ميكنم؟ چون كه سليماني بر اين عقيده استوار بود كه تهديد دشمن از سرزمين فلسطين فراتر رفته و همه امت اسلامي را تهديد ميكند. عملكرد ايشان تنها به كمك و پشتيباني از ملت فلسطين محدود نبود. چون ايشان و بسياري از مردم ايران كمك به مبارزات مردم فلسطين را يك مسئله اعتقادي و همياري مظلومان ميدانند. اين بينش و ديدگاه در وجدان و عقل مرحوم شهيد سليماني وجود داشته است. البته من نميخواهم شخصيت شهيد سليماني را فقط در اين مسائل محدود كنم. چه ايشان در عين حال قضيه فلسطين را يك راهكار راهبردي و اولين قضيه جهاني ميدانست. 

لذا اسرائيليها با شهادت سليماني از همه مردم شادتر بودند. اصولا صهيونيستها در ترور شهيد سليماني همدست آمريكا بودند. با وجودي كه مرحوم سليماني در تعداد زيادي از پرونده تحولات منطقه دست داشته است، اما علت اصلي به شهادت رساندن ايشان، نقش كيان غاصب قدس بوده است. زيرا ايشان همواره در كنار مقاومت فلسطين ايستاده بود و به جنبشهاي مقاومت فلسطيني كمك ميكرده است. بديهي است اگر خواسته باشيم درباره راهكارهاي شهيد سليماني بحث كنيم به چند ساعت وقت نياز خواهيم داشت. 

بالطبع مقاومت مردم فلسطين در طول ۳۰ سال گذشته بسيار متحول شده است. ابتدا انتفاضه با سنگ و كارد شروع شد و اكنون مبارزان فلسطيني انواع سلاحهاي پيشرفته و موشكي در اختيار دارند. 

بفرماييد نقش حاج قاسم سليماني در اين تحول چه بوده است؟

وقتي اشاره كردم كه حاج قاسم سليماني شريك مبارزات مردم فلسطين است، اين تحول هم بخشي از مشاركت راهبردي ايشان به شمار ميرود. در حقيقت شهيد سليماني اهداف سياسي راهبردي داشت. به طور كلي به گونهاي صحبت خواهم كرد تا بخشي از حق اين شهيد بزرگوار را ادا كرده باشم. اين مرد هرچه در اختيار داشت تقديم ملت فلسطين كرد. «من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق». من وظيفه دارم از زحمات ايشان سپاسگذاري كنم. البته راهكار اساسي ايشان در زمينه نظامي توسعه توانمندي موشكي جبهه مقاومت بود. چه در زمينه ميزان راهبرد و طول مسافت، چه در زمينه دقيق بودن مكان اصابت و چه در زمينه تكنولوژي. ايشان هميشه اعتقاد داشت آنچه در اختيار دارد به برادران خويش منتقل نمايد. منصفانه بگويم كه ايشان مردان مبارز جدي و خلاق را در مقاومت فلسطيني يافت و اين تكنولوژي را به آنان منتقل كرد. در عين حال مردان مقاومت به رغم نداشتن امكانات مادي توانستند خود را متحول كنند و اين تجربه را به فلسطين انتقال دهند. شهيد سليماني وقتي چنين انسانهاي آماده، جدي و با استعداد را براي آزادي فلسطين يافت، هرچه امكانات در اختيار داشت تحويل آنان داد. نه فقط براي آزادي نوار غزه و كرانه باختري رود اردن را پيدا كرد، بلكه انسانهاي را يافت كه براي آزادي سرتاسر فلسطين آمادگي دارند. به طور تأكيد همه افكار و انديشههاي تحول كيفي كه صهيونيستها را مرعوب كرده بود، به خصوص قدرت موشكي است كه شهيد سليماني در اختيار رزمندگان فلسطيني قرار داده است. لذا تكرار ميكنم كه ايشان شريك واقعي مردم مبارز فلسطين است. 

يكي از رهبران جنبش حماس پس از ترور شهيد سليماني گفته بود كه ما اكنون مرحله دفاعي را پشت سر گذاشتيم و وارد مرحله هجوم شدهايم. يعني اگر اسرائيل بخواهد با عمليات نظامي به فلسطينيها حمله كند، ابتكار عمل را به دست خواهند گفت و ناچارند به سوي سرزمینهاي اشغالي ورود پيدا كنند و با دشمن بجنگند. 

به نظر شما آيا واقعا فلسطيني ها به چنين مرحلهي رسيده اند؟

اين تعبيري است كه ما همواره زير ظلم دشمن صهيونيستي واقع شدهايم. ايشان ميخواسته بگويد كه ما در حال دفاع واقعي در برابر دشمن متجاوز هستيم. شايد تعبير اصل غافلگيري دشمن دقيقتر بوده باشد. يعني رژيم صهيونستي در هشت سال گذشت كه مقاومت فلسيطيني متحول شده است، دشمن وقتي كارهاي احمقانه مرتكب ميشده و به نوار غزه هجوم ميكرده است، غافلگير ميشده كه هرگز توقع آن را نداشته است. وقتي از تكنولوژي سلاح ضد تانك «كورنيت» صحبت ميكرديم، دشمن از كاربرد و كارايي اين سلاحها آگاهي نداشت. در يك عملياتي در منطقه الشجاعيه در داخل غزه تانكهاي رژيم صهيونيستي كه ميخواستند وارد غزه شوند تار و مار و درهم كوبيده شدند. اكنون مقاومت فلسطين بهپادهايي از نوع «درون» در اختيار دارد. قورباغههاي انساني در اختيار داريم كه حدود پنج تا ده كيلو متر در عمق دريا راه ميروند و خود را به پايگاههاي نظامي داخل فلسطين اشغالي ميرسانند و با نيروهاي دشمن درگير ميشوند و پس از انجام عمليات، سالم به پايگاههاي خود باز ميگردند. جنبش مقاومت فلسطين مرداني در اختيار دارد كه از طريق تونلهاي زير زميني خود را به پشت جبهه دشمن ميرسانند. اين مجاهدان فلسطيني از پشت خطوط دشمن ظاهر ميشوند و پس از تصرف تانكهاي دشمن با نيروهاي متجاوز درگير ميشوند و آنان را به قتل ميرسانند. ما اين را عمليات غافلگيري ميناميم. اين بخشي از ابتكارات نيروهاي مقاومت فلسطين است. كه هر كدام اصطلاحات و مفاهيم نظامي مخصوصي دارد كه به وسيله مقاومت فلسطيني تحقق يافته است. يعني كشتن نيروهاي دشمن از نقطه صفر و پيشروي پشت خطوط دشمن بخشي از آن است. اين دستآوردها به بركت خداوند و به بركت بازوان پر توان و مغزهاي متفكر و به بركت خون مجاهدان فلسطيني است. 

مقاومت فلسطين كه در دههاي شصت و هفتاد آغاز شد با مقاومت كنوني چه تفاوتي كرده است؟

كسي كه از وضعيت گذشته خبر نداشته باشد، از وضعيت كنوني و آينده خبر نخواهد داشت. انقلاب مسلحانه فلسطين كه در سالهاي اواخر دهه شصت و ابتداي دهه هفتاد آغاز شد، با ايمان راسخ به حقوق خود توانست مبارزه را ادامه دهد. اما متأسفانه انقلاب به بيراهه و به ناكامي كشيده شد. جرياني كه رهبري مقاومت فلسطين را به عهده داشت، نماينده واقعي همه مردم فلسطين نبوده است. انقلاب پس از گذشت مراحلهي از راهكار خود به علت اعتقادات فكري كه داشت از موضع خود عقب نشيني كرد و به انزوا كشيده شد. اما مقاومت اسلامي همچون حماس و جهاد اسلامي و ساير گروههاي مقاومت فلسطين به مرور زمان خلاقيت نشان دادند و در صحنه مبارزه با دشمن پايدار ماندند. حتي برادران مان در گردانهاي شهداي الاقصي وابسته به جنبش فتح با كادر رهبري جنبش فتح در اين موضوع اختلاف سليقه و اختلاف نظر پيدا كردند و خود را در دو گام متحول كردند.

گام نخست فكري بود، و اين خيلي مهم است. ياسر عرفات در سال ۱۹۷۴ به دعوت آقاي بوتفليقه رئيس جمهوري الجزاير و رئيس وقت مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك سخنراني كرد و اين طرح را ارائه داد: «شاخه زيتون را از دست من نگيريد». يعني عرفات، با اين طرح جريان چپگراي اسرائيل و محافل جهاني را به گفت و گو فراخواند. مرحله عقب گرايي انقلاب فلسطين از آن تاريخ آغاز شد، اسلحه و رويارويي به زمين گذاشته شد و فلسطينيها پاي ميز مذاكره نشستند. سپس رهبراني روي كار آمدند كه انگار در دامان عشق اشغالگران پرورش يافته بودند. لذا آنچه از نظر فكري در مقاومت و انقلاب مردم فلسطين روي داد، اين است كه مقاومت را روي خط روشن و واقعي قرار داد. گراي واقعي