يکشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۵
دو تا جام هلاهل بود،چشمانش،نمي فهمي/ ولي با مرگ مي رقصيد،دستانش،نمي فهمي/ گل گلزار داوودي ترين گلهاي عالم بود

گل گلزار داوودي ترين گلهاي عالم بود...

نوید شاهد:

دو تا جام هلاهل بود،چشمانش،نمي فهمي

ولي با مرگ مي رقصيد،دستانش،نمي فهمي

گل گلزار داوودي ترين گلهاي عالم بود

بهاري بود در تاج سليمانش،نمي فهمي

و بر گلبرگهاي گونه هايش،اشك مي رقصيد

تمام آيات كوثر بود قرآنش نمي فهمي

شبيه حالت رويايي شبهاي تهران بود

خميني موج مي زد در جمارانش،نمي فهمي

خودش را باخت،تا اسم از تب ناگفته ها برديم

تماشا داشت كوكبهاي لرزانش،نمي فهمي

دلت مي ريخت وقتي كه حرف مي زدمثل دريايي

كه طوفان مي كند يك وقت طوفانش،نمي فهمي

و تاولها حباب پوشش دلشوره اي بودند

كه دريا مي كند از ماه پنهانش،نمي فهمي

زلالي هاي چشمش را،به آبي هاي روحم ريخت

كه تا رنگين كمانم كرد با رانش،نمي فهمي

و حالا هر چه مي گويم شبي كه گم شدي در شهر

مرا پيدا كن از خواب خيابانش،نمي فهمي

منبع: كتاب سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران، دفتر هنر و ادبيات، 1381 صفحه: 60

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده