يکشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۳۶
با تشکر از جناب عالی و رفقایتان که در این راه گام بر می دارید، به نظر بنده ویژگی ها و عناصری که در انقلاب اسلامی ایران چشمگیر و بارز بود، یکی وجود رهبری لایق و با هوش و مقاوم، و دیگری جو زمان و طول مدت انقلاب است.

انقلاب اسلامی، روحانیت و امام خمینی

نوید شاهد:

جناب عالی چه ویژگی ها و عناصری را در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دارای تاثیر بارز می دانید؟

با تشکر از جناب عالی و رفقایتان که در این راه گام بر می دارید، به نظر بنده ویژگی ها و عناصری که در انقلاب اسلامی ایران چشمگیر و بارز بود، یکی وجود رهبری لایق و با هوش و مقاوم، و دیگری جو زمان و طول مدت انقلاب است.

می دانیم که قبل از امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، چند انقلاب روحانی، سیاسی و دینی داشته ایم. انقلاب علما در جهاد با روسها، انقلاب سید جمال الدین اسد آبادی، انقلاب تنباکو و میرزای شیرازی، انقلاب مشروطیت، انقلاب عراق، انقلاب شهید مدرس بر ضد رضاخان ، انقلاب ملی شدن نفت و آیت الله کاشانی. این انقلاب ها هیچ کدام چنانکه باید یا کامیاب نشد و یا دوام پیدا نکرد. بنده علت آن را در هر سه عامل یاد شده می دانم. اولا در آن انقلاب ها رهبران ویژگی امام خمینی را نداشتند. آنچه در امام جمع بود، جمعا در رهبران انقلاب های قبلی جمع نبود. در واقع امام حسن همه را داشت. ولی کمبود آن ها را نداشت.

هیچ کدام مانند امام مجتهد عالی مقام در فقه و اصول، و استاد توانا در فلسفه و عرفان و اخلاق نبودند، یعنی همه این علوم را با هم و در حد کمال نداشتند. به علاوه، شعاع فکر و عمق اندیشه امام و مخصوصا تحمل و قاطعیت ایشان در آن ها نبود، هرچند آن بزرگواران نیز هر کدام دارای یکی دو جنبه از ویژگیهای خاص امام بودند.

ویژگی دیگر شخص امام که او را به طور کلی از دیگران ممتاز می گردانید سلامتی کامل جسمی او بود، به طوری که تا سن نود سالگی نه خمیده شد، و نه دستش لرزش پیدا کرد. سلامتی جسم در یک رهبر انقلاب نمایانگر سلامتی کامل فکری او نیز هست. امام، به علاوه، سخنوری برجسته، دارای خطی زیبا و انشائی عالی به فارسی و عربی درحد یک نویسنده چیره دست، اندامی برازنده، و قیافه ای جالب بودند که این دیگر حسن خدا داده بود. از همه مهم تر این که خود امام فرمود: «والله من هرگز از چیزی نترسیده ام»! این ویژگی امام شاید استثنایی باشد.

مطلب دیگری که به انقلاب اسلامی ایران رونق بخشید و آن را به پیروزی رساند، جو زمان بود. زمان برای رهبران انقلاب های پیشین چندان مساعد نبود. وسایل ارتباط جمعی امروز، امواج رادیویی و تلویزیونی، ویدئو، فیلم، پلی کپی، زیراکس و نوار برای تکثیر نطق ها و گرفتن صحنه ها و بردن به نقاط دیگر و نمایش آنها، در آن زمان ها وجود نداشت. این عوامل در پیروزی انقلاب اسلامی ایران فوق العاده موثر بود و در تسریع کار نقش مهمی داشت.

مطلب سوم، طول مدت انقلاب است. انقلاب های دیگر چندان طول نکشید و رهبران نتوانستند مردم را درست در جریان امر بگذارند. طولانی ترین آن ها که مشروطه بود تا پایان عمر رهبرانش شش هفت سال بیشتر به طول نینجامید. در این مدت کوتاه آن هم درآن زمان ها مشکل بود که مردم همه چیز را بفهمند، و آنچه را بر عکس فهمیده اند از اذهان خود بزدایند و چنانکه باید روشن شوند و راه درست را بیابند.

از سال 1341 که انقلاب اسلامی آغاز شد تا فروردین 1358 که انقلاب به پیروزی رسید، حدود هفده سال طول کشید. در این مدت رهبر انقلاب، امام خمینی، دوبار دستگیر شد؛ یک بار ده ماه و ده روز در تهران زندانی بود، و بار دیگر یک سال و اندی در ترکیه تبعید بود. چهارده سال هم در نجف اشرف تحت نظر بود. امام از عراق به اروپا رفت، در آنجا با دنیا صحبت کرد، و امواج تلویزیونی او را به دنیا نشان داد.

طی این مدت طولانی آوازه امام در میان قشرهای مختلف مردم ایران و ملت های جهان طنین افکند. هزاران نفر از علما و دانشجویان عامه مردم به خاطر انقلاب به زندان افتادند یا تبعید شدند و یا به شهادت رسیدند. همه مردم هم این ها را دانستند و از خواسته های رهبر انقلاب آگاه شدند.

همه دانستند که دستگاه شاه ایران مورد تمایل اکثریت قریب به اتفاق مردم نیست، و امام رهبر انقلاب او را لایق سلطنت نمی داند، و اصولا دوران سلطنت به سر رسیده است. این بود که در 22 بهمن 1357 نظام سلطنتی فرو پاشید و در 12 فروردین 1358 جمهوری اسلامی ایران بر ویرانه آن استقرار یافت.

با توجه با اشاره ای که به سیر تکامل اندیشه سیاسی روحانیت نمودید، به نظر می رسد از ابتدای صفویه، نوعی همکاری وارتباط بین روحانیت و حکومت وجود داشته است. در ابتدای قاجاریه نیز مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطا بحث اذن حاکم شرع را مطرح می کند و شاه را ماذون از جانب مرجع و فقیه عصر می داند. اما در مبارزات مشروطه این اندیشه سیاسی مطرح می شود که باید نقش پادشاه را محدود کرد و آن را در چارچوب قانون قرار داد. یعنی قبل از مشروطه چنین تفکری وجود نداشت و حداکثر نارضایتی ها و طغیان ها به جابه جایی شاه با حاکمی دیگر منتهی می شد. ولی در مشروطه این بحث مطرح می شود که شاه را باید در چارچوب قانون محدود کرد.

در دهه های اخیر فراتر از حد مشروطه نیز می رویم و این اندیشه مطرح می شود که باید ساختار و نظام سلطنتی را فرو ریخت و نظام دیگری را به جای آن بنا کرد و بنابراین بحث از ولایت فقیه که باید جایگزین سیستم سیاسی پیشین شود، طرح می گردد. و سیر تحول اندیشه سیاسی فقها وارد مرحله جدیدی می شود. جناب عالی سیر تکاملی مزبور را چطور تحلیل می فرمایید، و احیانا چه نقاط عطف و یا مراحل خاصی را برای آن در نظر می گیرید؟

این سیر تفکر مراحلی را طی کرده است؛ در زمان صفویه چون آغاز کار بود و تازه یک دولت شیعی بر سرکار آمده بود، و در مقابل دولت اسلامی سنی عثمانی قرار داشت، چاره ای جز همکاری با آن نبود، یعنی نمی شد در مقابل شاهان ایستاد. در بین مراجع و فقهای بزرگ، مرحوم آقا محمد علی کرمانشاهی فرزند استاد کل، وحید بهبانی را می بینیم که اولین کسی بود که این طرز تفکر را به کرسی نشاند و عملا ولایت فقیه را پیاده کرد. او در کرمانشاه حکومت شرعی تشکیل داده بود و حد جاری می کرد، و هنگامی که کارش مورد اعتراض فتحعلی شاه و صدراعظم او حاجی ابراهیم کلانتر شیرازی واقع شد و طی نامه ای به او نوشتند که این چه کاری است که با وجود پادشاه می کنید؟ جواب داد که « ارتکاب امثال این امور وظیفه اهل شرع و علماست، نه دیگران!»

تا آن موقع به یاد نداریم که فقیهی این طور در مقابل حکام وقت بایستد و حکومت شرع را مقدم بر حکم پادشاهان و حکام بداند، و شاه هم تسلیم شود.بعد از او می بینیم سید محمد باقر حجت الاسلام ، و پس از آنها سید محمد مجاهد و سید جمال الدین اسد آبادی و میرزای شیرازی و علمای مشروطه و آیت الله کاشانی تا امام خمینی این راه را رفتند.

به نظر شما، شخص امام خمینی در تحول فکر روحانیت تاثیر گذار بوده، یا تحولات اجتماعی و تغییر شرایط، تحولات فکری روحانیت را به دنبال آورده است؟

بنده شخص امام را موثر می دانم، اگر شخص امام با ویژگی های خاصی که داشت نبود، تحولات اجتماعی نمی توانست منشا آن همه آثار در انقلاب اسلامی گردد. شخص امام همه آن تحولات را به همراه آورد.

به نظر می رسد که در تبییین حضور گسترده روحانیت در انقلاب و نهضت سیاسی، باید به دنبال انگیزه های مشخصی بود در تحلیل جناب عالی روحانیت در مبارزاتش چه انگیزه هایی داشت؟

انگیزه روحانیون عموما حفظ کیان اسلام از ضربه خوردن و سعی در اجرای تعالیم اسلامی و سد کردن راه نفوذ اجنبی بود. در واقع کل روحانیت و جو عصر و زمان در شخص امام خمینی تبلور پیدا کرد و انگیزه جامعه روحانیت معاصر هم اعتراض به دستگاه در زمینه سلطه اجانب بر سر نوشت مملکت، ازدیار فحشا و منکر، تضییع حقوق مسلمانان، و ممانعت از اجرای درست احکام شرع بود. این خواست همه روحانیون بیدار ما بود، ولی کسی که آن را با شهامت مطرح کرد و تا انجام آن از پای نایستاد شخص امام خمینی بود. اگر مقاومت و مداومت و پایمردی او نبود، نهضت اسلامی فروکش می کرد و رفته رفته خاموش می شد. در واقع امام، مجاهد بالذات بود و سایرین مجاهد بالعرض بودند. اگر سخنان صریح و داغ و قاطع امام، و اعلامیه های روشنگرانه و مصاحبه های بسیار مهم آن حضرت نبود قیام ملت ایران به جایی نمی رسید، و با همه وسعتی که داشت به ناکامی می انجامید.

پاره ای از محققان در تحلیل علل و عوامل و زمینه های وقوع انقلاب، به جنبه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی می پردازند و معتقدند که وجود کاستی ها و ناراستی ها در عرصه های مزبور، نظام پیشین را دچار مشکل کرده و به ناکامی کشانده و بدین سان شرط لازم برای وقوع انقلاب شکل گرفته بود، که با پیدایی شروط کافی از جمله: شکل گیری انگیزه مذهبی در مردم، و تحقق رهبری امام – که مورد اشاره شما بود – انقلاب به ظهور نشست. جناب عالی در جمع بندی نهایی، وقوع انقلاب را چگونه تحلیل می کنید؟

به نظر من تحلیل های محققان مربوط به قبل یا بعد از انقلاب است، ولی وقتی انقلاب می شود مشکل است که بتوان عوامل تعیین کننده ای را به طور قطع در آن دخیل دانست. انقلاب در واقع حکم زلزله و سیل را دارد. می بینیم که قبل و بعد از وقوع زلزله و سیل، سخنانی به میان می آید؛ ولی همین که آمد، دیگر این که چه کنم، یا چه چیز باعث آن می شود، و یا چه کنیم که زیان نرساند یا به حداقل برسد، و .... در میان نیست. درست در موقع وقوع زلزله یا آمدن سیل، همه نظرها مات و مبهوت است و دهان ها بند می آید.

در یک انقلاب مانند انقلاب اسلامی ایران آن قدر عوامل و علل درکار است که نمی توان انگشت روی یکی یا دو تای آنها گذاشت. سال ها طول کشید و صدها گونه شرایط دست به هم داد تا انفجار حاصل شد و انتظارها به سر آمد. حال امروز عده ای می آیند و پیرامون علل و جهات آن بحث می کنند، و هرکسی هم تحلیل خاص خود را دارد.

منبع: مجموعه 25 گفت و گو درباره انقلاب اسلامی ( کتاب آخرین انقلاب قرن)، عباس زارع، نشر: انتشارات معارف

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده