شهید «عصمت محمدی»، نخستین بانوی شهید انقلاب سال 1357 در شهر کرمانشاه است که دوازدهم دی ماه به همراه تعدادی از مردم بی گناه این شهر به شهادت رسید. شهید «محمدی» را در این گزارش بیشتر بشناسید.

اولین زن شهید انقلاب 57 در کرمانشاه چگونه به شهادت رسید؟/ شهید «عصمت محمدی» را بیشتر بشناسیم

دی ماه 1357 است و کرمانشاه شاهد تظاهرات مردم دلیری است که قیام کرده اند و طلب حق می کنند. ماموران رژیم چند جوان را شهید کرده اند. عصمت خانم با نگاهی بهت زده به پیکر شهدا می نگرد و می گوید: «خدا برایشان نسازد. چرا جوان ها را شهید می کنند؟!» او سواد ندارد اما فرق حق و باطل را خوب می داند؛ آنجا تصمیم می گیرد در کنار دیگر شیرمردان و شیرزنان کرمانشاهی در صف اول تظاهرات باشد و تا پای جای از مبارزه دست برندارد.

روز دوازدهم دی ماه است. همراه یکی از فرزندانش به تظاهرات می رود؛ هنوز چند دقیقه ای نگذشته که یک از دژخیمان رژیم، جمجمه عصمت خانم را هدف قرار می دهد و با یک تیر او را شهادت می رساند. این بانوی پاک عقیده در دم جان می بازد.

اولین زن شهید انقلاب 57 در کرمانشاه چگونه به شهادت رسید؟/ شهید «عصمت محمدی» را بیشتر بشناسیم

آقای «هوشنگ زنگ بیشه ای» فرزند شهید «عصمت محمدی» است که روز شهادت همراه مادر بوده و امروز اگرچه بیش از چهل سال از آن روز سخت می گذرد هنوز هم آن داغ بر دلش کهنه نشده و روحش را آزرده می کند.

آقای زنگ بیشه ای در آستانه سالروز شهادت مادرش دقایقی میهمان «نوید شاهد» شد و از مظلومیت مادر جوانش سخن گفت. او تعریف کرد: مادرم بی سواد بود و در یکی از گرمابه های کرمانشاه کار می کرد. از نظر مالی شرایط خیلی خوبی نداشتیم اما با این حال قلب بسیار رئوفی داشت؛ در خانه نان می پخت و بین همسایه ها تقسیم می کرد. همیشه نمازش را سروقت می خواند و اهل مسجد و روضه بود.

این فرزند شهید انگیزه ای که باعث شد مادرش در صف اول تظاهرات های سال 1357 در کرمانشاه قرار بگیرد و اولین زن شهید انقلاب 57 در کرمانشاه باشد را این گونه روایت کرد: مادرم چند روز قبل از شهادت دیده بود که چند جوان را در خیابان شهید کرده اند. می گفت «خدا برایشان نسازد. چرا جوان ها را شهید می کنند؟!» این موضوع انگیزه ای شد که در تظاهرات علیه شاه شرکت کند. روز دوازدهم دی ماه بود که با هم به تظاهرات رفتیم. از روی تانک مادرم را به گلوله بسته شد و گلوله مستقیم به جمجمه اش اصابت کرد. زمانی که تیراندازی شروع شد، فرار کردم و داخل گودالی افتادم و دستم شکست و از آن روز تا حالا دستم خوب نشده است. ما نمی دانستیم که مادرم شهید شده است. غروب که شد برادرم به دنبال مادرم می گشت که متوجه شد ایشان به شهادت رسیده است. پیکر ایشان را در سردخانه دیده بود. آن روز در کرمانشاه چندین نفر به شهادت رسیدند و البته در شهرما مردم بسیاری قبل از انقلاب شهید شدند.

او درباره وضعیت زندگی شان بعد از شهادت مادر گفت: بعد از شهادت ایشان، زندگی مان زیر و رو شد؛ چهار برادر و دو خواهر بودیم که بعد از مادرم، دو برادرم فوت کردند.

بانوی شهید «عصمت محمدی» در روستای «کوچکدانه» لرستان به دنیا می آید و در کودکی پدر و مادر خود را از دست می دهد. سال 1320 ازدواج می کند و سال 1357 در سن پنجاه سالگی به شهادت می رسد. قصه شهید «عصمت محمدی» قصه صدها شیرزن ایرانی است که جان خود را بر دست گرفتند، از تمام تعلقات خود همچون فرزندانشان گذشتند و با خون پاکشان پای آرمان هایشان ایستادند. این شیرزن کرمانشاهی نماد غیرت و شجاعت زنان سرزمینی است که در هر بزنگاهی با آگاهی قدم به عرصه می نهند و در مسیر حق از غیرخدا نمی هراسند.

یادشان گرامی و نامشان بر برگه های تاریخ جاویدان.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده