در گفت و گو با دكتر حسین سیف لو رئیس وقت دانشگاه:
دانشگاه تبریز تنها دانشگاه كشور جمهوری اسلامی ایران است که در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله، چند بار توسط رژیم منفور حزب بعث عراق هدف حملات هوایی قرار گرفت و به مشهد الشهدای دانشگاه های کشور شناخته شد.

دانشجویانی كه دانشگاه تبریز را به مشهد الشهدای دانشگا ههای كشور تبدیل كردند

نوید شاهد: در یكی از این بمباران ها كه در شامگاه 27 دی ماه سال 1365 صورت گرفت موجب عروج 22 کبوتر خونین بال و نیز زخمی شدن تعدادی از دانشجویان شاغل در كارگاه فنی وابسته به دانشكده فنی گردید. دكتر حسین سیف لو رئیس وقت دانشگاه تبریز در گفت و گوی اختصاصی با شاهد یاران گفته است كه تنها گناه دانشجویان شهید، پشتیبانی از توان دفاعی رزمندگان اسلام مستقر در جبه ههای جنگ در برابر نیروهای متجاوز رژیم جنایتكار صدام عفلقی بوده است. ایشان در این گفت و شنود درباره اهداف راه اندازی كارگاه فنی و نیز جزئیات بمباران این مركز علمی را تشریح كرده كه با هم م یخوانیم:

در آغاز گفت گو به طور خلاصه كمی از هویت شخصی و علمی تان بفرمایید...

بسم الله الرحمن الرحیم: من حسین سیف لو متولد سال 1323 در شهرستان خوی هستم. در سال 1345 به عنوان دانشجوی دوره لیسانس در رشته ریاضی وارد دانشگاه تبریز شدم. بعد از گذشت چهار سال كه مدرك لیسانس دریافت كردم، بلافاصله توسط اساتید هندی و پاكستانی در دوره ه ای فوق لیسانس همین دانشگاه شركت كردم و در سال 1351 مدرك فوق لیسانس علوم ریاضی گرفتم، سپس در همان سال به عضویت هیئت علمی پذیرفته شدم. دانشگاه تبریز در سال 1355 ، مرا برای ادامه تحصیل به انگلستان اعزام كرد، و در سال 1359 پس از دریافت مدرك دكترای ریاضی به ایران بازگشتم. بعد از پیروزی انقلاب اسامی با نهادهای نوپای جهاد سازندگی، ستاد انقلاب فرهنگی و سایر ارگان های انقلابی همكاری كردم. در سال 1360 به معاونت دانشگاه و دو سال بعد به ریاست دانشگاه برگزیده شدم و تا سال 1368 خدمت در این سمت را ادامه دادم. در دوره ریاست جنابعالی، سه نقطه دانشگاه تبریز از جمله ساختمان كارگاه فنی وابسته به دانشكده فنی توسط هواپیماهای رژیم بعثی عراق بمباران شد. معمولا در هیچ كشور دنیا مراكز علمی هدف حمله دشمن قرار نمی گرفته اند. 

بفرمایید كه هدف از بمباران دانشگاه تبریز چه بوده است؟ 

در دوران هشت ساله جنگ و دفاع مقدس، همه مردم ایران از جمله ما دانشگاهیان در پشتیبانی از جنگ فعال بودیم. دانشكده فنی این دانشگاه هم به نحوی در پشتیبانی از جنگ همكاری می كرد. دانشكده مكانیك هم با سپاه پاسداران در زمینه تهیه اسلحه و مهمات جنگی همكاری داشت. در گزارشی كه در سال 1392 در یادواره شهدای 27 دی ماه ارائه دادم، اعلام كردم كه دانشگاه تبریز در واقع از طریق همكاری جهاد دانشگاهی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، كارگاه فنی را برای تولید مهمات و ابزار جنگی مورد نیاز رزمندگان راه اندازی كرد. البته تعداد زیادی از دانشجویان و كارمندان دانشگاه برای این كار بسیج شده بودند. و همواره من و تعدادی از اعضای هیئت های علمی دانشگاه ضمن بازدید از كارگاه فنی، سعی می كردیم نیازهای دانشجویان شاغل در آن را در زمینه تدارك و تهیه ابزارهای مورد لزوم تأمین كنیم. همچنین در ملاقات های متعددی كه با فرماندهان سپاه پاسداران داشتم، درباره نیازهای تسلیحاتی آنان و امكان ساخت برخی قطعات مهمات جنگی در دانشكده فنی بحث و تبادل نظر به عمل می آوردیم. افزون بر آن تعدادی از اعضای هیئت علمی دانشگاه در ساخت پل های مدارگریز برای رزمندگان همكاری داشتند. علاوه بر اعزام مستقیم واحدهای امداد پزشكی به جبهه های جنگ، اتوبوس های دانشگاه دربست در اختیار گروه های امداد رسان قرار داشت. جهاد دانشگاهی مان هم با همكاری ستاد پشتیبانی از جنگ، دانشجویان داوطلب را آموزش نظامی و به جبهه اعزام می كرد. 

دانشكده پزشكی هم در پشتیبانی از جنگ مشاركت داشت؟ 

صد در صد مشاركت داشت. دانشكده پزشكی افزون بر اعزام پزشك و بهیار و دانشجویان سال آخر تحصیلی به پشت جبهه های جنگ، مجروحان را تحت درمان قرار می داد. كادر بیمارستان امام خمینی )ره( كه وابسته به دانشگاه بود، به طور شبانه روز به مجروحان جنگی كمك می كرد. تا جایی كه به علت بمباران مستمر شهر تبریز تخت های بیمارستان را به زیر زمین بیمارستان انتقال دادیم. انبارها را هم تخلیه كرده و در آن ها برای درمان مجروحین جنگی تخت قرار داده بودیم. همه اساتید و دانشجویان دانشكده ها به خصوص دانشكده فنی به نحوی در پشتیبانی از جنگ بسیج شده بودند. اساتید و دانشجویان یا به جبهه می رفتند یا در همان كارگاه بمباران شده در زمینه تهیه ابزار جنگی تا جایی كه در توان داشتند، فعالیت می كردند.

به نظرتان دشمن كارگاه را شناسایی كرده بود؟

اطلاع دقیق ندارم كه عوامل ستون پنجم دشمن درباره فعالیت كارگاه گزارش به عراق فرستاده بودند یا نه. در لحظه بمباران كارگاه فنی، هم زمان چهار نقطه دانشگاه هدف بمباران قرار گرفتند. یك بمب به دیوار حایل میان بیمارستان و دانشگاه اصابت كرد. بمب دوم در فضای باز مقابل ساختمان آسیستان ها فرود آمد. بمب سوم در زمین ورزش دانشگاه فرود آمد. خوشبختانه این سه بمب تلفاتی در پی نداشت. ولی بمب چهارم زمانی كه بچه ها مشغول كار بودند، دقیقا روی كارگاه فنی فرود آمد و این فاجعه را به بار آورد. 

تحلیل جنابعالی از هدف قرار دادن كارگاه فنی چیست؟ به نظرتان عوامل نفوذی و ستون پنجم فعالیت كارگاه را لو داده بودند؟ 

به نظرم،احتمال زیاد چنین بوده است. چون جای این سؤال باقی است كه دشمن چگونه می توانست بدون داشتن گرا وسط كارگاه فنی را با دقت هرچه تمام هدف گیری كند. من در مسائل جنگی شناخت كافی ندارم ولی حدس می زنم كه دشمن قطعا به وسیله گرای عوامل ستون پنجم كارگاه را مورد هدف قرار داده است. 

دانشجویانی كه دانشگاه تبریز را به مشهد الشهدای دانشگا ههای كشور تبدیل كردند

پیش بینی تان عوامل سازمان منافقین بودند كه به هواپیماهای عراقی گرا داده اند، یا دستجریانات دیگری در كار بوده است؟ 

گروه های منافق و ضد انقلاب داخلی در آن برهه از تاریخ جنگ در داخل كشور فعال نبودند. در آن زمان هیچ گروه مشخصی بر علیه انقاب و جنگ فعال نبود. بالاخره در جنگ ها عوامل ستون پنجم همیشه حضور دارند. 

دلایل انتخاب دانشگاه تبریز برای اجرای طرح ساخت مهمات جنگی چه بوده است؟ 

قطعا به عنوان رئیس وقت دانشگاه از این مسئله آ گاهی دارید و این طرح با موافقت شما به اجرا گذاشته شده است؟ شكی نیست كه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه تبریز از ابتدای امر انقلابی بودند. امثال شهید برادران باكری و شهید سلیمی ها در این دانشگاه زیاد بودند. افراد یاد شده فارغ التحصیل دانشگاه تبریز بودند. دوستان این افراد در جهاد دانشگاهی و هم در انجمن اسامی دانشگاه فعال بودند. با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سایر نهادهایی كه درگیر جنگ بودند، ارتباط مستقیم داشتند. در اصل این برنامه را جهاد دانشگاهی گذاشت و من با آن نهاد همكاری كردم و ساختمان كارگاه را در اختیارش قرار دادم. دانشگاه امكانات و نیازهای بچه ها را هم فراهم می كرد. ولی اطلاع مستقیم نداشتم كه در كارگاه چه كار می كنند. چون فعالیت شان زیر نظر سپاه پاسداران بود. اصولا همه برنامه های دانشگاه اعم از آموزش نظامی و پشتیبانی و اعزام دانشجو به جبهه با همكاری سپاه پاسداران انجام می گرفت. اعضای هیئت علمی و كارمندان دانشگاه زیر نظر سپاه به اردوهای آموزش نظامی می رفتند.

از كدام یك از دانشجویان شهید كارگاه فنی شناخت كافی دارید؟ 

همه آن 22 شهید عزیز را می شناختم. مخصوصا آن دسته از شهیدانی كه گرداننده اساسی كارگاه فنی بودند. دو سه نفرشان را كه نقش هدایت بچه های كارگاه را داشتند، از نزدیك می شناختم. سایر دانشجویان شهید كه از شهرهای مختلف همچون تهران، اصفهان و ارومیه در این دانشگاه پذیرفته شده بودند، در رشته های تحصیلی گوناگون درس می خواندند. همه آنها داوطلبانه در كارگاه فعالیت می كردند. اگرچه اغلب آن ها از دانشجویان دانشكده فنی، ابزار سازی و طراحی بودند، ولی از دانشجویان رشته های مختلف همچون ریاضی، كشاورزی، آبیاری، فیزیك دبیری و فیزیك كاربردی هم كه هیچ تخصصی در این زمینه نداشتند به آن ها پیوستند و پس از چند روز آموزش كافی زیر نظر افراد خبره و كارشناس كار تولید و بسته بندی محصولات تولید شده را آغاز كرده بودند. گویا شهید حسین حسین زاده مسئول كارگاه فنی در حادثه 27 دی ماه جان سالم به در برد، ولی پس از مدتی در جبهه دچار سلاح شیمیایی دشمن شد. 

از ایشان چه شناختی دارید؟ 

مرحوم حسین زاده یكی از افراد فعال در جهاد دانشگاهی دانشگاه تبریز بود. شبی كه دانشگاه و كارگاه فنی بمباران شد، من در كوی استادان در نزدیكی كارگاه بودم. حسین زاده یكی از افرادی بود كه كارگاه را اداره می كرد. وقتی به كارگاه بمباران شده رسیدم ایشان را دیدم كه از سمت بیمارستان امام خمینی )ره( می آمد. گویا حسین زاده برای تهیه شام بچه ها به بیمارستان رفته بود. همچنین آیت الله ملكوتی هم برای بازدید از محل حادثه و رسیدگی به امور انتقال پیكرهای شهدا و مجروحان به دانشگاه آمده بود. در آن شب خونین بنده و آیت الله ملكوتی و حسین زاده به اتفاق همدیگر به بیمارستان امام خمینی )ره( رفتیم. چون حسین زاده همه شهدا و مجروحان حادثه بمباران كارگاه فنی را خوب می شناخت، كار تشخیص و آمارگیری از تعداد شهدا و مجروحان را آغاز كرد. البته فراموش نشود كه امداد رسانان همچنان كار آوار برداری و انتقال پیكرهای شهدا و مجروحان را به بیمارستان را كه در فاصله 30 متری دانشگاه قرار دارد تا پاسی از نیمه شب ادامه می داند. 

دانشگاه تبریز برای درمان و بهبود حال جانبازان و بازماندگان فاجعه 27 دی ماه سال 1365 چه اقداماتی به عمل آورد؟ 

می دانید كه شهدا و جانبازان حادثه از دانشجویان و كاركنان خودمان بودند. بیمارستان امام هم به دانشگاه تعلق داشت و هنوز از دانشگاه جدا نشده بود. هر امكانات و هر اقداماتی كه در توانمان بود برای بهبود حال جانبازان انجام دادیم. جنابعالی به عنوان یك شخصیت علمی پیش بینی می كردید كه جنایت صدام به این درجه برسد و یك دانشگاه را بمباران كند؟ در طول جنگ هرگز بمباران مناطق مسكونی شهرها را پیش بینی نمی كردیم. فكر می كردیم كه جنگ فقط در چارچوب جبهه ها محدود بماند. در آن موقع كه شبه جزیره فاو در دست نیروهای ایرانی بود به همراه هئیت علمی دانشگاه با قایق از اروند رود گذشتیم و از فاو و جزایر مجنون و سایر مناطق جنگی جنوب بازدید به عمل آوردیم. هدف مان این بود كه كادرهای فنی و مهندسی دانشگاه تبریز چه كارهایی را می توانند در آنجا انجام دهند. برای دشمن بعثی فرق نمی كرد چه مناطقی را بمباران می كند. 

تصور كنید اگر یكی از آن بمب ها كه در آن شب روی دیوار بیمارستان امام فرود آمد، به ساختمان بیمارستان اصابت می كرد چه فاجعه ای به بار می آمد؟ 

در تبریز و سایر شهرهای كشور در مناطق مسكونی بارها بر سر مردم بیدفاع بمب ریختند. من هیچ وقت احتمال نمی دهم كه بمباران كارگاه فنی دانشگاه تبریز تصادفی بوده باشد. آن را یك اقدام جنایتكارانه حساب شده می دانم. اشاره كردید كه دانشگاه تبریز در انقلاب اسامی و در جبهه های دفاع مقدس پیشتاز بوده است.

دانشجویانی كه دانشگاه تبریز را به مشهد الشهدای دانشگا ههای كشور تبدیل كردند

 آیا آماری از تعداد دانشجویان شهید در دوران انقاب و در دوران دفاع مقدس در ذهن دارید؟ 

به مناسبت چهلمین سال تأسیس دانشگاه تبریز جزوه ای از سوی دانشگاه منتشر شد و در آن نام بیش از 190 دانشجو و كارمند شهید دانشگاه قید شده است. ولی با جمع آوری و تكمیل اطلاعات مربوط به شهدای دانشگاه، این رقم در «سایت یاد یاران شهیدان دانشگاه تبریز 204 » شهید ذكر شده است. اغلب شهدا دانشجو و تعداد اندك شان از كارمندان اداری بودند. 

نام شهدای دوران انقلاب هم در آن قید شده است؟ 

بله قبل از پیروزی انقلاب شهید محمد تجلا را داریم كه اولین شهید دانشگاه تبریز می باشد. 

بعد از بمباران چهار نقطه دانشگاه جنابعالی به عنوان رئیس دانشگاه چه اقدامی برای ادامه روند تحصیلی و برگزاری امتحانات انجام دادید؟ 

اتفاقا شبی كه چهار نقطه دانشگاه از جمله كارگاه فنی بمباران شد، فصل امتحانات بود. اولین دور امتحانات در روز 27 دی ماه برگزار شده بود كه در شامگاه آن دانشگاه بمباران شد. فردای آن روز نتوانستیم امتحانات را برگزار كنیم. چون وضعیت دانشگاه به هم ریخته بود. دو روز بعد كه سعی كردیم اوضاع را برای برگزاری امتحانات آرام كنیم، دوباره بمباران دانشگاه از سر گرفته شد، و بمبی در محوطه باز رو به روی دانشكده كشاورزی فرود آمد. مردد بودیم چه كنیم. برای ازسرگیری امتحانات چند بار اطلاعیه پخش كردیم كه دانشجویان در فلان تاریخ برای دادن امتحان حاضر شوند. ولی باز این كار به علت شرایط جنگی به تعویق افتاد. سرانجام برنامه امتحانات را تا اطلاع ثانوی از دستور كار دانشگاه حذف كردیم.

 چون در آن شرایط هیچ چیز قابل پیش بینی نبود، و جان دانشجویان برای ما عزیز بود. در بمباران اطراف دانشكده كشاورزی به كسی آسیب رسید؟ 

خیر، خدا را شكر كه آن جا به كسی آسیب وارد نیامد. فقط به ساختمان های اطراف آسیب رسید. 

همان ساختمانی كه نزدیك درب ورودی دانشگاه است؟ 

ساختمان دانشكده كشاورزی دقیقا نزدیك درب ورودی دانشگاه است. اكنون در محل اصابت بمب هواپیماهای عراقی در محوطه رو به روی دانشكده كشاورزی، تندیس یادبودی قرار دارد. در آن بمباران دو بمب دیگر هم در بلوار 22 بهمن در نزدیكی دانشگاه فرود آمدند. 

با این وصف دشمن بعثی دانشگاه تبریز را میدان تاخت و تاز خود قرار داده بود... 

به یاد دارم كه دانشگاه تبریز در دوران جنگ تحمیلی دست كم سه بار مورد حمله هوایی دشمن بعثی قرار گرفته است. بمباران كارگاه فنی یكی از آن حملات بود. یك بار هم خوابگاه اساتید دانشگاه كه در شهرك امام خمینی )ره( قرار دارد، هدف حمله هوایی دشمن قرار گرفت. خوشبختانه بمب در زمین خاكی نزدیك خوابگاه فرود آمد و به كسی آسیب نرسید. 

حضور چشمگیر دانشجویان دانشگاه تبریز در انقاب و در دفاع مقدس و تقدیم این همه شهید در راه حفظ اسلام و انقلاب، بفرمایید كه دانشگاه امروزه از نظر علمی چه جایگاهی در سطح كشور دارد؟

البته كارهایی را كه دانشگاه تبریز در آن برهه انجام داد، سایر دانشگاه های كشور انجام دادند. دانشجویان دانشگاه در دوران دفاع مقدس مانند مردم عادی با اراده و خواست خودشان به صورت داوطلبانه به جبهه ها اعزام شدند، و مدیریت دانشگاه هیچ نقشی در تشویق آن ها نداشته است. البته مدیریت دانشگاه برای عزیمت آن ها به جبهه كمك می كرده است. گمان كنم دانشگاه تبریز بیش از سایر دانشگاه های كشور شهید داده است. آمار دقیق ندارم، ولی این طور به نظر می رسد. وضعیت كنونی و افت علمی دانشگاه های دولتی كشور هیچ ارتباطی به جنگ ندارد. در حقیقت تأسیس دانشگاه آزاد و دانشگاه های انتفاعی بلایی شده برای دانشگاه های دولتی و هم برای كشور. این بلا هنوز هم ادامه دارد.  انبوه دانشجویان بدون این كه امكانات كافی داشته باشیم وارد دانشگاه آزاد و انتفاعی شدند، و از این نظر به دانشگاه های دولتی آسیب وارد آمد. 

در حال حاضر وضعیت علمی دانشگاه تبریز چگونه است؟

این دانشگاه از نظر قدمت بعد از دانشگاه تهران دومین دانشگاه كشور می باشد. امروزه دانشجویان زبده و نابغه برای تحصیل به سراغ دانشگاه های فنی و صنعتی می روند. مانند دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه امیر كبیر. امكان جذب دانش آموزان با هوش هم در دانشگاه های پزشكی فراهم شده است. دانشگاه های عمومی و جامع مثل دانشگاه های تهران و تبریز در رده دوم قرار دارند. ولی به طور كلی وضعیت دانشگاه های ما خوب نیست، و هر روز كه بگذرد، بدتر می شود. با وجودی كه حدود ده سال است كه بازنشسته شده ام و مسئولیت اداری و علمی ندارم، ولی بارها مشكلات و مسائل را به آگاهی مسئولان رسانده ام، یا در مطبوعات منتشر كرده ام و گفته ام كه دانشگاه های كشور به سوی پیشرفت و ترقی گام بر نمی دارند. در زمستان سال 1365 با مباشرت جهاد دانشگاهی جلساتی با شرکت مسئولین دانشگاه، مسئولین جهاد خودكفایی سپاه پاسداران انقلاب اسامی و جهاد دانشگاهی در حضور مسئول دفتر نمایندگی محترم مقام معظم رهبری در دانشگاه تبریز تشکیل شد. 

در این جلسات درباره نحوه همکاری عملی دانشگاه با سپاه در ارتباط با ساخت بعضی از قطعات بحث و گفت و گو به عمل آمد، و در نتیجه تصمیم گرفته شده کارگاه آموزشی ساخت و تولید قطعات در كارگاه دانشكده فنی فعال گردد. همچنین مقرر شد دانشگاه تبریز این کارگاه را با تجهیزات و امكانات كامل مجهز كند، و دانشجویان داوطلب نیز زیر نظر مسئولین کارگاه )هیأت علمی و کارشناس( موارد پیشنهادی از سوی جهاد خودکفایی را اجراء نمایند. دیری نپایید كه مدیریت کارگاه با استفاده از دانشجویان این کار را شروع کرد. تهیه مواد لازم به عهده جهاد خودکفایی و سایر خدمات فنی و تدارکاتی و تأمین غذا به عهده دانشگاه بود. کارگاه خیلی زود كارش را با این برنامه شروع کرد، و در مدت کوتاهی نتایج درخشانی حاصل شد. بنده در جریان جزئیات امر نبودم، ولی فعالیت مستمر و عاشقانه این عزیزان را تحت نظر داشتم. خیلی زود این برنامه توسط عضو هیأت علمی و کارشناس دانشگاه در کارگاه های دیگر شهر حتی در کارگاه های خصوصی گسترش یافت که حجم کار و کم و کیف آن را جهاد خودکفایی و خود این براداران بهتر می دانند. در حالی كه شهر تبریز زیر بمباران دشمن قرار داشت، فعالیت كارگاه دانشكده فنی به خوبی پیش می رفت، تا اینکه اولین مرحله امتحانات پایان نیمسال اول دانشگاه در روز 1365/10/27 در فضای آرام و بدون حادثه برگزار گردید. ولی شامگاه همان روز صدای مهیبی ساختمان کوی استادان دانشگاه را لرزاند. احساس كردم که بمب در نزدیکی و به احتمال قوی در دانشگاه فرود آمده است. بلافاصله از ساختمان کوی استادان که در آن جا سکونت داشتم بیرون آمدم و به سوی دانشگاه دویدم. از پشت سر یکی از همکاران و همسایگان با ماشین به من رسید و مرا سوار كرد، و همسو با شهروندان به محل حادثه رسیدم. منظورم کارگاه دانشگده فنی که دانشجویان هر روز در آن جا کار میک‌ردند. یكی از معدود افرادی بودم که زودهنگام خود را به محل حادثه رساندم. در کارگاه باز بود و قبل از من چند نفر رسیده بودند. با دیدن سقف سوراخ شده و اوضاع بهم ریخته فهمیدم که چه فاجعه ای رخ داده است. وارد کارگاه شدم و از نزدیك اجساد بی جان، یا نیمه جان شهدا را كه در گوشه و كنار افتاده بود، مشاهده كردم. دفاتر و کتاب های درسی پراكنده شده بود. مردم در عین حال که به سر و صورت خود می زدند و فریاد میک‌شیدند اجساد شهدا و مجروحان را از زیر آوارها و دستگاه های تراشكاری بیرون میک‌شیدند. آنگاه تعدادی آمبولانس بیمارستان و اكیپ های امداد سر رسیدند و بلافاصله همه را به بیمارستان منتقل کردند. مردم زیادی جمع شده بودند. تعداد زیادی از دانشگاهیان هم آن جا بودند. در حالی كه در جست و جوی اجساد شهدا یا مجروحین زیر ماشین آلات بودم، همکاری که مرا با ماشین آورده بود به من دلداری می داد. وقتی از انتقال همه مطمئن شدم به طرف بیمارستان به راه افتادم. بیرون کارگاه و در کنار دیوار فاصل دانشگاه با بیمارستان، با حضرت آیت الله ملکوتی مواجه شدم که با راننده اش و یک شخص دیگر کنار ماشین ایستاده بودند. ایشان تا مرا دیدند با افسوس و اندوه فرمودند: می بینی چه کار میک‌نند؟ این جمله نشان می دهد كه آقای ملكوتی بسیار ناراحت شده بودند. 

در آن موقع یکی از اعضای جهاد دانشگاهی )شهید حسین حسین زاده( که آن روز نوبت سرپرستی بچه ها را به عهده داشت از راه رسید و گفت كه برای آوردن شام بچه ها رفته بودم که این حادثه اتفاق افتاد. به طور مسلم ایشان همه دانشجویان كارگاه فنی را که در آن شامگاه مشغول كار بودند، می شناخت. همین نیم ساعت پیش در جمع آن ها بود. سرانجام با ماشین حاج آقای ملكوتی همگی به بیمارستان رفتیم. به اورژانس که رسیدیم، آن برادر جهادی پتو و ملافه از روی اجساد شهدا بر می داشت و به دقت نگاه شان میک‌رد، و با گریه می گفت: ای وای این پیكر...... است.. وای این هم....... شهید شده است. تعدادی از مجروحان را به اطاق عمل انتقال داده بودند. تعداد زیادی در لحظه اول بمباران به لقاء الله پیوسته بودند.. روح همه شان شاد باد. با حاج آقا ملكوتی خدا حافظی کردم و از بیمارستان بیرون آمدم. گویا ایشان به منزل برگشتند و من بار دیگر به کارگاه سرزدم. نیروهای انتظامی اوضاع را در کنترل داشتند و كار تخلیه پیكرهای شهدا و مجروحان پایان یافته بود. 

حدود ساعت 24 نیمه شب به خانه برگشتم. روز بعد معلوم شد كه هواپیماهای عراقی چهار نقطه دانشگاه تبریز را به طور همزمان هدف بمباران قرار داده اند. بمب دوم جلوی ساختمان کوی استادان قدیم و در فاصله سه متری آن در زمین چمن فرود آمده بود. خوشبختانه خسارات جانی نداشت ولی بسیاری از در و پنجره آپارتمان ها از جا کنده شده و شیشه ها شکسته است. به وسایل خانگی منازل هم خساراتی وارد آمده بود. بمب سوم روی دیوار كنار درب اصلی بیمارستان فرود آمد و دیوار را خراب کرده و به شیشه ها و پنجره های بیمارستان خساراتی وارد ساخته بود. درخت کنار پیاده رو را روی اتومبیل وانت که از آن جا عبور میک‌رده انداخته و به آن خسارت وارد کرده بود. بمب چهارم درون زمین چمن فوتبال فرو رفته بود و هیچ گونه خسارت جانی ومالی نداشته است. چند روز گذشت و در نتیجه آمارهای به دست آمده معلوم شد که در جنایت حمله وحشیانه رژیم حزب بعث عراق به دانشگاه تبریز تعداد 22 دانشجو شهید و دو تن مجروح کلی و چند تن دیگر مجروح سطحی برجای مانده كه یک کارشناس دانشگاه هم جزء مجروحان بود. در این جنایت نیمی از شیشه های سرتاسر دانشگاه شکسته شد و به کارگاه دانشكه فنی خسارت کلی وارد آمد. به ساختمان های اطراف آن هم خسارات جزئی وارد آمده بود.

منبع: ماهنامه شاهد یاران/شماهر 154/ مرداد ماه 1397
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده