روز اول جنگ صدام فرود گاه های ما را بمباران کرد. او فکر می کرد نیروی هوایی ما را از کار انداخته. اما در روز دوم جنگ صد و چهل جنگنده ایرانی درسی به رژیم بعثی عراق دادند که از خواب تصرف چند روزه ایران بیرون آمد.

نبرد در آسمان

نوید شاهد: روز اول جنگ صدام فرود گاه های ما را بمباران کرد. او فکر می کرد نیروی هوایی ما را از کار انداخته. 

اما در روز دوم جنگ صد و چهل جنگنده ایرانی درسی به رژیم بعثی عراق دادند که از خواب تصرف چند روزه ایران بیرون آمد.

در این حمله بیشتر تاسیسات زیر بنایی عراق از بین رفت. برق بیشتر مناطق بغداد برای روزها و ماه ها قطع شد. بزرگترین فرود گاه های عراق تا ماه ها توان پرواز نداشتند. حتی نیروی زمینی عراق به وحشت افتاده بود.

سال 61 و با آزادی خرمشهر ترس و دلهره، حامیان غربی صدام را در بر گرفت. از آنجا بود که تمام تجهیزات پیشرفته دنیا در کمترین زمان در اختیار عراق قرار می گرفت.

در این میان رشادت خلبانان ایرانی در خلق حماسه های ماندگار دفاع مقدس بی نظیر بود.

یکی از آنها سردار شجاعی بود که معلم و استاد دیگر خلبانان به شمار می رفت.

فن بیان بسیار خوبی داشت. اطلاعات علمی و مذهبی او بسیار بالا بود.

برای اولین سری خلبانان اف 14 حکم استاد راهنما داشت. پایگاه هوایی همدان و اصفهان و ... حماسه های او را به یاد دارند.

بیشتر خلبانان اف 14 او را به عنوان استاد و پیشکسوت می دانستند. به ریزترین مسائل پرواز و هواپیماهای جنگنده کاملا مسلط بود.

نقش بی نظیری در همه پیروزی های هوایی داشت. دوره معلمی پرواز با اف 14 را در آمریکا گذرانده بود.

وقتی تیم های پروازی به قصد مناطق دشمن حرکت می کرد یا رهبر گروه بود یا از پایگاه هوایی بچه ها را هدایت می کرد. همراهی او آرامشی برای همه خلبانها بود.

سال 61 وقتی ازعملیات برمی گشتم هواپیمای من آسیب دید. کنترل هواپیما بسیار سخت شده بود. در این شرایط معمولا خلبان خود را نجات می دهد و هواپیما را رها می کند. نمی دانستم چه کنم.

یکدفعه از پشت بی سیم صدای آرامش بخشی شنیدم. خودش بود. استاد همیشگی من.

او از پشت بی سیم شروع به صحبت و راهنمایی کرد. کلام او برای من آرامش بود. گویی در کنار من در کابین نشسته و مرا کمک می کند.

با لطف خدا و کمکهای او توانستم سالم در پایگاه به زمین بنشینم. آری سرتیپ هاشم آل آقا به گردن بیشتر خلبانان یا شاید بگوئیم به گردن نیروی هوایی حق دارد.

مدتی بود که عراق به کشتی های ایرانی حمله می کرد. شنبه 20 مرداد 63 دو فروند جنگنده اف 14 به قصد خلیج فارس پرواز کردند.

مسئول دسته پروازی و خلبان یکی از آنها هاشم بود.

چند کشتی ایرانی در سواحل بوشهر مشغول پهلوگیری بودند. در همین زمان چند جنگنده عراقی به آسمان خلیج نزدیک شدند. عراق توسط آمریکا به موشکهای حرارتی هوا به هوا مجهز شده بود.

درگیری هوایی برای دقایقی به طول انجامید. یکی از هواپیماهای عراقی از ارتفاع پایین به پشت اف 14 امد. موشک او به سوی هواپیمای هاشم شلیک شد.

ما در پایگاه بودیم. از طریق بی سیم و رادار عملیات آنها را پیگیری می کردیم. به یکباره نفس ها در سینه حبس شد!

ما دیگر هواپیمای هاشم را در صفحه رادار نمی دیدیم. کمک او با چتر نجات بیرون پرید اما هاشم...

هواپیما در منطقه ای در شمال خلیج فارس که حالت باطلاقی داشت سقوط کرد.

ساعتها و روزها تلاش گروه تجسس هوایی بی فایده بود. دیگر نه از هاشم خبری شد نه از لاشه هواپیما.

سرتیپ آل آقا مزد زحمات شبانه روزی خود را گرفت. حیف بود که او به مرگ طبیعی از دنیا برود.

خداوند او را انتخاب نمود. او به جرگه شهدای گمنام و جاویدالاثر دفاع مقدس پیوست.

روای: سرتیپ خلبان جاویدنیا و فرماندهان نیروی هوایی

منبع: شهید گمنام/ 72 روایت از شهدای گمنام و جاویدالاثر/ گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی/1393
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر: