شنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۵۵
فقط سكوت،نه!فرياد بي صدايي تو/ سكوت آينه اي !روشني!رسايي تو!/ شبيه شمع،كه در سوگ و جشن مي سوزد
شبيه شمع،كه در سوگ و جشن مي سوزد...


نوید شاهد:

فقط سكوت،نه!فرياد بي صدايي تو

سكوت آينه اي !روشني!رسايي تو!

شبيه شمع،كه در سوگ و جشن مي سوزد

به بغض و اشك،به لبخند ،آشنايي تو

شب تراكم افسانه،قصه ي مسموم

هواي تازه اي از عشق و ماجرايي تو

به عمق دود و صداها،رسوب خواهم كرد

سكوت قله ي وارستگي،كجايي تو؟

غروب،زمزمه،باران،گلوله،خمپاره

به سمت سنگر من،مهربان!مي آيي تو؟

چهار،پنج،خدايا!درست يادم نيست

وضو گرفته ي زخم چه كربلايي تو

مزار خاطره،يك مرد موميايي من

هزار تاول ويك مرد شيميايي، تو

درون سينه تو،رشد مي كند،تاول

نيازمند كمي آب،يا هوايي تو

نگو نبند،به چشمت،چفه اي از اشك

كه زخم تازه اي از جنگ و جبهه هايي تو

غروب مي شوم وبعد يك شب تاريك

كه گاه نافله،خورشيد من،بر آيي تو

سروده:عزت اله عابدي

منبع: كتاب سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران، دفتر هنر و ادبيات، 1381 صفحه: 45

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده