سيد داوود علوي، فرزند ميرمجيد و اكرم، در سال 1342 در شهرستان سراب به دنيا آمد. خانم اكرم فرامرزي، مادرش، نقل مي كند:« قبل از تولدش يك شب در خواب ديدم كه پسري به دنيا آوردم و اين بچه در بغل من مي خواهد پرواز كند، ولي از يك طرف صدايي آمد و گفت: اين بچه در 23 سالگي پرواز خواهد كرد.»

زندگی نامه شهید سید داوود علوی

نویدشاهد: سيد داوود علوي، فرزند ميرمجيد و اكرم، در سال 1342 در شهرستان سراب به دنيا آمد.

خانم اكرم فرامرزي، مادرش، نقل مي كند:« قبل از تولدش يك شب در خواب ديدم كه پسري به دنيا آوردم و اين بچه در بغل من مي خواهد پرواز كند، ولي از يك طرف صدايي آمد و گفت: اين بچه در 23 سالگي پرواز خواهد كرد.»

دوره ابتدايي را در مدرسه پهلوي شهرستان سراب، دوره راهنمايي را در مدرسه حافظ و دوره متوسطه را در دبيرستان امام خميني (فعلي) پشت سر نهاد.

زمان تحصيل در دبيرستان، عضوفعال انجمن اسلامي آن جا بود و در اكثر مراسم و برنامه ها شركت فعال داشت.

اوقات فراغت به مطالعه كتاب هاي شهيد آيت الله دستغيب مي پرداخت .

ساكت و آرام، فعال و اجتماعي بود.

او همواره در نماز جمعه، دعاي كميل و يا مراسمي از اين قبيل شركت مي كرد. در بعضي از اداره ها كه به كارهاي مردم رسيدگي نمي كردند و حق آنان پايمال مي شد، در برابر اين مسايل احساس مسئوليت مي كرد و از خود عكس العمل نشان مي داد.

زماني كه از شخصي ناراحت مي شد، سعي مي كرد او را هدايت كند.

هميشه مصداق آيه شريفه ان الله مع الصابرين بود . در تمام مشكلات صبر پيشه مي كرد و با صبر كردن و درست انديشيدن راه چاره را انتخاب مي نمود.

او توصيه مي كرد به دروغ و غيبت نپردازيد و تهمت نزنيد.

دوست داشت روحاني شود و به شغل پزشكي نيز علاقه داشت.

دعاي كميل را در حالت سجده مي خواند. وقتي سجده اش تمام مي شد، از بس گريه كرده بود، سجاده اش كاملاً خيس بود.

او چون فردي مومن و با ايمان بود، از كساني كه در راه اسلام نبودند، نماز نمي خواندند و كارهاي غير شرعي انجام مي دادند، متنفر بود.

هر روز حداقل يك جزء از قرآن را مي خواند. او هميشه دائم الوضو بود و هيچ وقت نمازش ترك نمي شد.

در تمام تظاهرات و راهپيمايي هاي قبل از انقلاب شركت داشت.

او پيرو ولايت فقيه بود و دوست داشت راه امام را ادامه بدهد.

بعد از انقلاب او عضو فعال انجمن اسلامي شد . در مساجد فعاليت مي كرد. در فعاليت هاي تبليغاتي نيز شركت داشت.

به افراد مومن احترام مي گذاشت و در مراسم مذهبي نيز شركت مي كرد.

او بعد از اخذ ديپلم به خدمت سربازي اعزام شد.

اول درارتش خدمت مي كرد، بعد بقيه دوران سربازي را در سپاه گذراند.

در بيست سالگي از طريق سپاه به جبهه رفت.

هدف و انگيزه او از رفتن به جبهه جنگ في سبيل الله ، اطاعت از امر ولايت فقيه و رضايت خداوند بود.

در كارهاي جمعي جبهه معمولاً كارهاي سخت و زياد را به عهده مي گرفت. همچنين در پشت جبهه فعاليت هاي زيادي از خود نشان مي داد.

هميشه نمازهاي يوميه و نافله هاي شبش با گريه و زاري همراه بود.

او در لشگر 31 عاشورا خدمت مي كرد و مسئوليتش در جبهه فرمانده گروهان تخريب بود.

توصيه مي كرد:« تا وقتي جنگ هست، ما بايد با تمام توان چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ معنوي از اين جنگ حمايت كنيم تا به پيروزي برسيم.»

در امور سياسي و مذهبي مشورت مي كرد و راه صحيح را انتخاب مي نمود.

از كساني كه در جبهه حضور نمي يافتند و طرفدار انقلاب نبودند متنفر بود.

آرزوي او اين بود كه به شهادت برسد. دوست داشت اگر شهيد نشد در خدمت امام باشد.

چهل ماه در جبهه بود و سه بار مجروح شد.

در مورخه 1363/12/25 از ناحيه صورت بر اثر اصابت تركش مجروح و در بيمارستان شريعتي مشهد بستري گرديد.

درتاریخ 1365/10/19 در عمليات كربلاي 5 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت تركش به كتف راست به درجه رفيع شهادت نايل گرديد.

شهيد سيد داوود علوي در وصيت نامه ي خود چنين نوشته است : «سرداران عزيز، پيوسته به فكر و ذكر خدا مشغول باشيد و كارها و اعمال خود را خالص براي رضاي خداوند تبارك و تعالي انجام دهيد.

هميشه با وضو باشيد و نماز خود را در اول وقت بخوانيد، چرا كه بهترين عمل نزد خدا نماز به وقت است. دعا كليد رحمت و وضو كليد نماز و نماز كليد بهشت است. ذكر صلوات را بيشتر بگوييد. زودتر به همه سلام كنيد و با روي گشاده و بشاش با هم مصافحه كنيد كه اين كار موجب آمرزش و ريزش گناهان است . در مراسم مذهبي، عزاداري و نمازهاي جمعه و جماعت شركت نماييد.

پيمان و بيعت خود با امام امت، خميني كبير را محكم كنيد، كه همانا بيعت كردن با او بيعت با امام زمان )عج( است.

مادر عزيزم، از شما استدعا دارم كه براي شهادت من گريه نكنيد هر وقت دلتان گرفت براي شهداي كربلا به خصوص براي مظلوميت فاطمه زهرا )س( گريه كنيد. در ايام وفات و شهادت ائمه اطهار(ع) مرثيه خواني و عزاداري را در خانه مان همچنان ادامه دهيد.»

پيكر پاكش در استان آذربايجان شرقي در محل گلزار شهداي سراب به خاك سپرده شد.

پي نوشت ها

-1 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 1

-2 فرامرزي، اكرم- سرگذشت پژوهي، ص 6

-3 همان، صص 5و 7

-4 علوي، سيد طاهر- سرگذشت پژوهي، ص 26

-5 فرامرزي، اكرم- سرگذشت پژوهي، ص 8

-6 اسماعيلي، مجتبي- سرگذشت پژوهي، ص 30

-7 نوازي، غلامرضا- سرگذشت پژوهي، ص 30

-8 همان، ص 30

-9 همان، ص 30

-10 اسماعيلي، مجتبي- سرگذشت پژوهي، ص 30

-11 فرامرزي، اكرم- سرگذشت پژوهي، ص 10

-12 سرگذشت پژوهي- خاطرات

-13 فرامرزي، اكرم- سرگذشت پژوهي، ص 8

-14 پرونده فرهنگي شهيد- زندگي نامه

-15 علوي، سيد طاهر- سرگذشت پژوهي، ص 27

-16 اسماعيلي، مجتبي- سرگذشت پژوهي، ص 30

-17 نوازي، غلامرضا- سرگذشت پژوهي، ص 30

-18 علوي، سيد طاهر- سرگذشت پژوهي، ص 27

-19 نوازي، غلامرضا- سرگذشت پژوهي، ص 29

-20 فرامرزي، اكرم- سرگذشت پژوهي، ص 9

-21 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2

-22 اسماعيلي، مجتبي- سرگذشت پژوهي، ص 30

-23 نوازي، غلامرضا- سرگذشت پژوهي، ص 31

-24 سرگذشت پژوهي- خاطرات

-25 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2

-26 فرامرزي، اكرم- سرگذشت پژوهي، ص 13

-27 اسماعيلي، مجتبي- سرگذشت پژوهي، ص 30

-28 فرامرزي، اكرم- سرگذشت پژوهي، ص 13

-29 نوازي، غلامرضا- سرگذشت پژوهي، ص 31

-30 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص 2

-31 پرونده كارگزيني شاهد- برگه بنياد شهيد

-32 پرونده فرهنگي شاهد- وصيت نامه

-33 سرگذشت پژوهي- مشخصات شهيد، ص2

منبع: فرهنگنامه جاودانه های تاریخ/ زندگینامه فرماندهان شهید استان آذربايجان شرقي جلد دوم

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده