روز اول خرداد سال 1341 که نوزادی با گریه خود، شادی را به خانواده حاج فاضل لفیتی بخشید، هیچ کس نمی دانست که روزی همین دختر کوچک نورسیده، با شهادت مظلومانه اش، سند رسوایی مدعیان آزادی عربها از یوغ دشمنان خواهد شد.
شهیده لیلا لفیتی


نویدشاهد: روز اول خرداد سال 1341 که نوزادی با گریه خود، شادی را به خانواده حاج فاضل لفیتی بخشید، هیچ کس نمی دانست که روزی همین دختر کوچک نورسیده، با شهادت مظلومانه اش، سند رسوایی مدعیان آزادی عربها از یوغ دشمنان خواهد شد.

شهیده لفیتی، زنی پاک و مومنه بود که به عشق ائمه اطهار، فرزندان پسرش را جواد و احمد نام نهاد و دخترش را زینب.

آن روز یعنی نوزدهم دی 1365 شهلا همراه فرزندانش در منزل پدری اش بود که ناگهان بمباران آغاز شد. اضطراب همه را فرا گرفت و از همه بیشتر شهلا را. چرا که او می بایست هم نگران سه فرزندش باشد هم جنینی که در شکمش داشت.

اما بمباران، آن دلهره را زیاد طولانی نکرد و انفجار،- خیلی زود- او را به آرامشی ابدی رسانید. شهیده شهلا با سه فرزندش، و مادرش بدریه و خواهرش حمیده و مریم به خون غلتید.

و اینچنین بود که ستم بعثی، زندگی را از آنها و از جنینی که در انتظار تولد بود، گرفت.

آنروز مردم مسلمان سوسنگرد از خود می پرسیدند: راستی به کدامین گناه کشته شدند؟ پرسشی که پاسخی جزء شرمساری منادیان دروغین حقوق بشر نخواهد داشت.

منبع: کتاب یادنامه زنان شهیده شهرستان سوسنگرد( آینه های روبرو)، سید قاسم یاحسینی و سید حبیب حبیب پور، نشر نیلوفران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده