شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۰۱
ببين كه مثل يك غزل،پر از هجاي زخمي ام /نسيم درد مي وزد ،به شاخه هاي زخمي ام / در انتهاي اين سفر،سري به خلوتم بزن!

نسيم درد مي وزد...


نویدشاهد:

ببين كه مثل يك غزل،پر از هجاي زخمي ام

نسيم درد مي وزد ،به شاخه هاي زخمي ام

در انتهاي اين سفر،سري به خلوتم بزن!

كه بغض،راه بسته بر،صدا،صداي زخمي ام

نسيمي از طراوتت،به شاخ و برگ من،ببخش!

كه خشك وزرد و خالي ام،چو دستهاي زخمي ام

به گوش اين زمين بخوان،حديث سبز عشق را

مگر كه مرهمي شود،به جاي جاي زخمي ام

تو اي غريب آشنا،در اين سكوت پر صدا

ببين!چه نقش بسته اي،به رد پاي زخمي ام

منبع: كتاب سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران، دفتر هنر و ادبيات، 1381 صفحه: 53


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده