خاطره ای از شهیده فریده سیاحی
چهارشنبه, ۰۲ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۱۰
روزی که پسرش به جبهه رفت زیر لب دعا کرد که او قبل از پسرش به شهادت برسد، چون تحمل داغ فرزند دلبندش را ندارد . آن روز هیچ کس گمان نمی کرد که شهیده فریده سیاحی، از سوسنگرد به بهشت پر بکشد و با بدنی غرقه خون به دیدار حضرت فاطمه زهرا(س) بشتابد.
شهیده فریده سیاحی


نویدشاهد: روزی که پسرش به جبهه رفت زیر لب دعا کرد که او قبل از پسرش به شهادت برسد، چون تحمل داغ فرزند دلبندش را ندارد . آن روز هیچ کس گمان نمی کرد که شهیده فریده سیاحی، از سوسنگرد به بهشت پر بکشد و با بدنی غرقه خون به دیدار حضرت فاطمه زهرا(س) بشتابد.

اما روز هفدهم بهمن ماه 1363 آرزوی او را برآورده کرد. آن روز آن زن متدین و مومن هیچگاه نماز اول وقت و تلاوت قرآن و زمزمه دعایش، تعطیل نمی شد، اتاقها و تمام منزل را تمیز و مرتب کرد و گفت: می خواهم اگر مردم، مردم که می آیند خانه ام پاکیزه باشد و اگر منزلم نامرتب باشد می گویند: چه زن تنبل و نامرتبی بود. سپس دو فرزندش را به نزد اقوامش فرستاد گویا به او الهام شده بود که اتفاقی در راه است.

آن حادثه چیزی جز بمباران سوسنگرد توسط نیروهای متجاوزبعثی نبود. بمبارانی وحشیانه که بر اثر آن فریده سیاحی و خواهرزاده اش شهید و چند تن از اعضای خانواده اش از جمله همسرش مجروح گردیدند.

در روز تشییع پیکرهای شهدای آن بمباران و دفن آنها در قبرستان سید هادی، از تدین و پاکی شهیده فریده سیاحی سخن می گفتند و به روح پاک او درود می فرستادند.

منبع: کتاب یادنامه زنان شهیده شهرستان سوسنگرد( آینه های روبرو)، سید قاسم یا حسینی و سید حبیب حبیب پور، نشر نیلوفران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده