دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۰
روحیه ی بالایی داشت، مدام دنبال کار و فعالیت بود . لحظه ای آرام و قرار نداشت درطول شبانه روز مدام در حال جابجایی بود، یک ماشین استیشن داشت، که همیشه استراحت و خوابش در همان ماشین بود.

نسبت به مصرف بیت المال بسیار حساس بود!

روحیه ی بالایی داشت، مدام دنبال کار و فعالیت بود . لحظه ای آرام و قرار نداشت درطول شبانه روز مدام در حال جابجایی بود، یک ماشین استیشن داشت، که همیشه استراحت و خوابش در همان ماشین بود . حاج مهدی وقتی در حال جا به جایی از منطقه ای به منطقه دیگر بود از این فرصت استفاده می کرد و به همان شکل نشسته در ماشین می خوابید . برای جبهه از تمام وجود مایه می گذاشت.

نسبت به مصرف بیت المال بسیار حساس بود و می گفت: ما در محاصره اقتصادی هستیم . مردم با سختی این پولها را برای ما می فرستند باید به نحو احسن از آن ها استفاده کنیم .

به فکر بچه های واحد و نیروهای تحت امرش بود و می گفت: چون نیروهای مخابرات شب تا صبح هم کار می‌کنند، شب گرسنه می شوند .

خودش می رفت خرید می کرد، یک آشپزخانه نیز راه انداخته بود و برای بچه ها غذا آماده می کرد . یک بار که رفته بود میدان تره بار تا خرید کند، شخصی به او گفته بود مقداری پول به من بده تا این ها را در ماشین بار کنم . حاج مهدی به او گفته بود من خودم حمال جمهوری اسلامی هستم . خودم بار می زنم . اما از پول سپاه نمی توانم چیزی به شما بدهم .

حتی در مقر مخابرات که اهواز بود یک زمین خالی وجود داشت، حاج مهدی به دو نفر از سربازان بومی گفت در آن زمین خیار و گوجه و ... بکارند . سپس آن ها را می فروختند و پول آن را صرف جنگ می کردند.

این که امکانات سپاه در کجا و چگونه مصرف شوند برایش مهم بود و مراقب بود تا ذره ای از آن هدر نرود .

علیرضا علی دادی همرزم شهید

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده