سه‌شنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۲۳
مرغي غريبم،خسته ام،بال وپرم زخمي است/ ديگر سر رفتن ندارم،پيكرم زخمي است/ هم زخم كاري دارم و هم درد بي درمان
چنديست من،بر زخم هاي خود،يقين دارم...

نویدشاهد:

مرغي غريبم،خسته ام،بال وپرم زخمي است

ديگر سر رفتن ندارم،پيكرم زخمي است

هم زخم كاري دارم و هم درد بي درمان

نيمي پر از فريادو نيم ديگرم،زخمي است

روزي كتاب لحظه هايم،شعر سبزي بود

امروز اما،برگ برگ دفترم،زخمي است

چنديست من،بر زخمهاي خود،يقين دارم

آن سان يقين دارم،كه حتي،باورم زخمي است

حتي اگر يك شب،بسوزم،باز مي بينيد

فردا،اجاق خسته ي خاكسترم،زخمي است

سروده: مهران حسن زاده

منبع: كتاب سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران، دفتر هنر و ادبيات، 1381 صفحه:2 3

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده