شهيد حميد صديق در 25 ارديبهشت سال 1342 بدنيا آمد او كودكي صبور و مهربان بود. در عين برخورداراي از هوشي زياد داراي روحي بزرگ سركش نيز بود بطوري كه 4 سال بيش نداشت كه اصرار ميك‌رد مدرسه برود و درس بخواند كه سرانجام در 5 سالگي پا به دبستان نهاد و تحصيل را آغاز كرد.
زندگی نامه و وصیت نامه شهید حمید صدیق

زندگینامه شهید

شهيد نظر ميكند به وجه الله حضرت امام خميني »ره «

شهيد حميد صديق در 25 ارديبهشت سال 1342 بدنيا آمد او كودكي صبور و مهربان بود. در عين برخورداراي از هوشي زياد داراي روحي بزرگ سركش نيز بود بطوري كه 4 سال بيش نداشت كه اصرار ميكرد مدرسه برود و درس بخواند كه سرانجام در 5 سالگي پا به دبستان نهاد و تحصيل را آغاز كرد. سپس در مدارس راهنمائي طالقاني و دبيرستان شهيد منتظري )شهريار سابق( ادامه تحصيل داد.

حميد در شهريور سال 57 تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به خارج برود ولي چون اتمام مراحل پذيرش او مصادف با اوج گيري انقلاب شكوهمند اسامي ايران گرديد از رفتن منصرف شد و نظرش اين بود كه الان مملكت به ما نياز دارد و بايد بمانيم و جانفشاني كنيم و همپاي امت بپاخاسته به مبارزه با رژيم طاغوتي پرداخت.

پس از پيروزي انقاب اسامي با تاش چشمگير به همكاري با انجمن اسامي مدرسه منتظري پرداخت و فعاليتهايفرهنگي اسلامي خود را وسعت بخشيد و چون داراي ذوق هنري بود جذب برنامه هاي تئاتر مركز انقاب اسامي قلهك گرديد و از آنجا بود كه متوجه پاگرفتن برنام ههاي فوق در دل نهاد نوپاي امور تربيتي شد و پس از آشنائي با مسئوليني چون برادر زاهدي )مدير كل امور تربيتي( و موحدنيا كه علاقه خاصي در جهت دادن به مسائل هنري داشتند تصميم به همكاري با امور تربيتي شميران )ناحيه 18 سابق( گرفت و ضمن ادامه تحصيل، اوقات فراغت را مصروف فعاليتهاي هنري در زمين ههاي سرود، فيلمسازي و تئاتر نمود و در كنار برادران متعهد امور تربيتي به ارائه برنام ههاي حساس هنري پرداخت و ضمناً در سنگر انجمن اسامي مدرسه و امور تربيتي ناحيه از مبارزه پيگير با لیبرالها و منافقين غافل نماند. تا اينكه در تابستان 59 همانطور كه گفته شد بعلت داشتن زمينه هاي تربيتي، پرورش هنري، و هنري فعاليتهاي هنري، جهت همكاري مستقيم به امور تربيتي دعوت شد. و بعنوان همكار واحد هنري فعاليتهاي سياسي، اعتقادي خود را قوت بخشيد و نقش عمد هاي در بسيجهاي دانش آموزي )راهپيمائيها و سخنرانيها از جمله آغاز مدارس و 13 آبان( ا يفاء نمود و خاطراتي اثر بخش و فراموش نشدني در دل دان شآموزان از خود بر جاي گذاشت. در سمينار امور تربيتي مسئوليت ضبط و پياده نمودن نوار صداي معلمين شهيدي چون رجائي و باهنر را بعهده گرفت.

در تعطيات نوروزي سال 60 بعنوان مسئول سمعي و بصري با كاروان امور تربيتي شميران راهي جنوب كشور شد و مسئوليت پخش فيلم را در اين مدت كوتاه در بيش از هشت شهرك جنگزده بعهده گرفت و ضمناً به اتفاق برادر شهيد ناصر قرباني دو فيلم ارزنده مستند از همين سفر و فعاليتهاي سپاه هنديجان تهيه نموده كه بعنوان اثري زيبا از وي به يادگار مانده است. ضمناً در ادامه فعاليتهاي سازند هاش رغبت خاصي نسبت به برنام ههاي فوق برنامه از خود نشان داد. و به طور مرتب براي دانش اموزان برنامه هاي جهاد سازندگي و كوهپيمايي، نماز جمعه ترتيب مي داد و خود مستقيم در اين برنام هها شركت فعالي داشت و اعتقادش بر اين بود كه در اين برنام ههاست كه م يتوان مسائل اعتقادي و اخلاقي را بطور عملي آموزش داد و يك لحظه از اين مطالب غافل نگرديد تا اينكه در امور تربيتي منطقه 3 بعنوان مسئول هنري ادامه كار داد و مسابقات بزرگ هنري سال 60 منطقه 3 به همت ايشان برپا گرديد، كه حاصلش شناخت عده اي دانش آموز هنرمند حزب الله بود كه اكنون از پويندگان راه اين شهيد مي باشند.

شهيد حميد صديق در شهريورماه سال 60 به اتفاق برادر ناصر قرباني به عضويت گروه جنگهاي نامنظم شهيد چمران درآمد و براي نبرد با صداميان كافر راهي جنوب كشور شد. پس از مدتي به تقاضاي مسئولين امور تربيتي جهت ادامه تصدي مسئوليت هنري منطقه 3 به تهران بازگشت و باز كار و فعاليت خستگي ناپذير خود را سر گرفت و اين بار نيز مسابقات بزرگ هنري به مناسبت سومين سالگرد پيروزي انقاب اسامي 22 بهمن 60 و جشنواره هنري را برپا كرد و سپس بنا به دعوت سرپرست كانون شهيد مفتح جهت اداراة امور هنري و فوق برنامه راهي اين كانون شد و بلافاصله سرپرستي يك اردوي تربيتي يك هفته اي در ايام تعطيات نوروزي 61 را در كانون بعهده گرفت كه اثري سازنده و فوق العاده بر روي دان شآموزان شركت كننده داشت كه نم يتوان به هيچ وجه تلاشهاي شبانه روزي نامبرده را ارج نهاد. در همين اثناء به سمت معاون كانون منصوب گرديده و در آغاز فصل تابستان فعاليتهاي ارزنده و سازنده اي را شروع نموده كه عاوه بر وظائف محوله مسابقات با شكوه گامي به سوي قرآن را در دو بخش خواهران و برادران برپا كرد كه گام مؤثري در هماهنگي دانش آموزان در سنگر مساجد و مدارس بود و ضمناً در اختتام اين برنام هها كه مصادف با هشتم شهريور سالگشت شهادت معلمان شهيدمان رجائي و باهنر بود مراسمي با شكوه را تدارك ديد. ضمناً با تلاشي خستگي ناپذير اقدام به تش يكل واحد بسيج مقاومت دان شآموزي نمود و به كمك تني چند از برادران سپاه بعد از گذاشتن دوره اردوي يك هفت هاي نظامي گروه مقاومت شهيد مفتح را شكل داد. در ادامه جهت تشويق دانش آموزان آنان را به اتفاق تني چند از برادران مربي در پايان فعاليتهاي فشرده نظامي به اردوگاه رامسر برد كه به اعتراف مسئولين اردوگاه اولين اردوي پرمحتوا و پربار و منظم و نظيفي بوده كه پس از انقاب در آنجا برگزار مي گرديده. و ضمناً قبل از تش يكل اين اردو به جبه ههاي نبرد حق عليه باطل شتافته و در عمليات رمضان دوشادوش ديگر برادران رزمنده به پيكار با مزدوران آمر كيايي پرداخته بود.

شهيد حميد صديق در آغاز سال تحصيلي 62 - 61 نقش عمده و بسزايي را در برنامه هاي راهپيمايي عظيم دان شآموزان منطقه 3 بعهده داشت و سپس در ادامه فعاليتها در مراسم 13 آبان گردانندگي كلية امور مربوط به مراسم را بعهده گرفت كه پس از آن بنا به پيشنهاد مسئولين سرپرستي كانون فرهنگ اسامي بعثت به ايشان محول گرديد كه نامبرده در روزي باراني كه تمام نقاط جنوبي شهر را سيل فرا گرفته بود به آنجا رفته و با توجه به مشاهده فقر مادي و فرهنگي اين سمت را پذيرفت. قابل تذكر كه اين كانون در جنوب تهران است. پس از تصدي يك روزة كانون بعثت ضمن ديدار با عد هايي از برادران رزمنده فكر نبرد و رويارويي با صداميان كافر بر سرش افتاده و بگفته خودش ميل ديدار دوستان كرب يلاي دلش را به سوز واداشت و به انتخابي با چشم باز و عزمي راسخ تصميم به رفتن گرفت و با اعتقادي كه به ولايت فقيه و روحانيت مبارز داشت پس از اقامه نماز مغرب و عشا مطلب را با برادر حجت الاسام فومني نمايندة مردم قهرمان فومن در مجلس شوراي اسامي در ميان گذاشت و كسب تكليف نمود و با آرزوي توفيق الهيش از جانب اين روحاني مبارز با كلية هم سنگران مسجد خداحافظي نمود.

ساعت 7 صبح چهارشنبه 19 آبان توسط سپاه پاسداران به جبهه غرب اعزام گرديد طبق آخرين نامه اش به تاريخ 23 آبان ماه چند روزي در پادگان ابوذر تعليمات فشرده ديده بود و قرار بود در 24 / 8/ 61 حمله داشته باشند و بالاخره در شبي سخت و پراز حماسه و تاش و خروش خستگي ناپذير و تحركي خارق العاده بر روي ميادين مين و زير رگبار گلوله و مسلسل و تركش خمپاره در جواب ياران و همسنگرانش كه او را دعوت به نشستن م كيردند گفته بود «جان را خدا داده و هروقت هم كه بخواهد مي گيرد » و در سپيده دم 25 / 8/ 61 به هنگام اذان براثر گلول هاي آتشين كه داغ عشق را بر پيشانيش نشاند دعوت حق را لبيك گفت و پس از اداي قدسي ترين لاكم: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله - شربت شهادت را نوشيد و به ملكوت اعاء پيوست.

راهش پر رهرو و من الله التوفيق

پيام ها

به برادران و خواهران: بشما توصيه ميكنم از امام امت خميني بت شكن و ولايت فقيه و جمهوري اسامي دفاع كنيد و پشتيبان آنها باشيد جز راه اسام و راه امام را نپو ييد و فقط به خدا فكر كنيد.

به بچه ها: بچه ها ابتدا در سهايتان را خوب بخوانيد چون كشور اسام احتياج به انسانهاي متفكر دارد و در كنار آن به هنر بپردازيد چون جداً سرش بي لاكه مانده است. هنري كه هدفش خدا باشد و لاغير. به دوستان : هر كاري را ميكنيد براي خدا انجام دهيد. دست به هر كاري كه م يزنيد ابتدا نام خدا را بياوريد.

وصيت نامه شهيد حميد صديق

ضمن عرض سام، من اين راه را با چشمي باز پيدا كرد هام و طي خواهم كرد. شهادت را نه بعنوان هدف بلكه خدمتي در راه اسام انتخاب نمود هام. برادران و خواهران وظايف و فروع دين را حتماً انجام دهيد بيشتر دعا بخوانيد، بيشتر قرآن بخوانيد، چون پشتوانه پيروزيهاي ما همين دعاها و قرائت قرآنها م يباشد. برادران، خواهران تابع رهبري جامع حضرت امام خميني باشيد. برادران و خواهران جهاد در پشت جبهه كه همان جهاد اكبر م يباشد ادامه دهيد، و واقعاً كار بسيار مشكلي م يباشد، برادران و خواهران، به فرهنگ جامعه بپردازيد كه مهمترين بخش جامعه كنوني ما م يباشد. دوستان محصل در صورت كيه مي توانيد درس بخوانيد كه اسام احتياج دارد در غير اينصورت به جبهه آئيد و در اينجا خدمت كنيد تا انحراف پيدا نكنيد. جنازة مرا هرچه با شكوهتر به خاك بسپاريد، تبليغ براي اسام كنيد و سعي كنيد نامي از من نبريد چون خودم در مبارزه با همين من به جبهه آمدم، و فقط براي اهل بيت امام حسين «ع » گريه كنيد. كلية مسائل در مورد حقوق و غيره را در وصيت قبلي خودم كه در منزل است نوشت هام، بخوانيد و تا آنجا كه مي توانيد عمل كنيد، فقط دوربينهاي خانم نعمت زاده را از امور تربيتي نگرفته ام از ايشان عذر خواهي كنيد چون عمري باقي نبود ديگر. از برادران بنام عليرضا جعفري 80 تومان گرفته ام مبلغ فوق را به مرتضي ضرابي )از بچه هاي سرود و بسيج( دهيد تا بدر خانة ايشان بدهد. اگر خواستيد وصيت مرا بنويسيد )كه چيزي ندارد( و تكثير كنيد در كنار آن وصيت ناصر را هم بنويسيد، كلية مراسم مرا در مسجد جامع قلهك بگيريد و حاج آقا فومني صبحت كنند.

به اميد پيروزي رزمندگان اسلام

حميد صديق61/8/23  

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده