به قلم فرزاد صمدي دارستاني
يکشنبه, ۰۵ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۱۰
با سپاس از تمام كساني كه همواره در زنده نگه داشتن رشاد ت هاي شهيدان والامقام كشورمان مي كوشند و با درود فراوان به همه عزيزاني كه در راه ميهن عزيزمان از جان خود گذشتند. اين جانب فرزاد صمدي دارستاني متولد 1348 در پايگاه هوايي وحدتي دزفول هستم.
عکس ها و خاطره هايي از «عمو ماشيني»...

فرزاد صمدي دارستاني در كنار تنديس شهيد و ماكت هواپيمايش در رودبار

نویدشاهد
: با
سپاس از تمام كساني كه همواره در زنده نگه داشتن رشاد ت هاي شهيدان والامقام كشورمان مي كوشند و با درود فراوان به همه عزيزاني كه در راه ميهن عزيزمان از جان خود گذشتند. اين جانب فرزاد صمدي دارستاني متولد 1348 در پايگاه هوايي وحدتي دزفول هستم. پدرم يكي از دوستان نزديك و صميمي و در ضمن هم شهري شهيد والامقام سيدعلي اقبالي دوگاهه است، لذا در بيشتر اوقات در كنار هم بودند و بنده نيز در دوران كودكي ايشان را مي ديدم و هر زمان نام آقاي اقبالي در منزل و هر جايي ديگر مطرح مي شود همواره رؤياهاي كودكي و مهرباني هاي ايشان در ذهنم به پرواز درمي آيد. به خاطر دارم در همان دوران در پايگاه دزفول بوديم و بنده به بيماري سياه سرفه دچار شده بودم. جالب اينجاست كه به تشخيص و تجويز پزشك، از سر گذراندن يك اختلاف فشار هوا باعث درمان اين بيماري مي شد و زماني كه شهيد علي اقبالي در جريان قرار گرفت سريعاً هماهنگي هاي لازم را انجام داد و بنده را سوار هلي كوپتر كرد و در آسمان شهر دزفول و آن مناطق پرواز كرديم و در پايان كاملاً بهبود حاصل شد.

شهيد اقبالي يك پيكان قرمزرنگ داشت و در آن زمان داشتن خودرو و رانندگي يك برتري محسوب مي شد. من و برادرم فرشاد كه دو سال از من كوچك تر بود در عالم بچگي ايشان را «عمو ماشيني » صدا مي كرديم. آن زمان اين بزرگوار كارت پستالي از آمريكا در دوره خلباني براي بنده و هر يك از اعضاي خانواده به صورت مجزا ارسال كردند كه خوشبختانه همگي به يادگار مانده است. سال 1358 شهيد اقبالي در پايگاه هوايي تبريز بودند و ما به اتفاق خانواده از پايگاه هوايي اصفهان كه محل خدمت پدرم بود فقط به خاطر ديدن ايشان و خانواده محترم شان عازم تبريز شديم. در تبريز هم هيچ آشنايي ديگري نداشتيم و چند روزي در منزل ايشان مهمان بوديم. به خاطر دارم يك روز كه بيرون از منزل بوديم و در بازار شهر مي گشتيم، از بد روزگار، پدرم كيف پولش را گم كرد، در حالي كه تمام خرج سفر را در كيف خودش به جا نهاده بود. آن زمان نه دستگاه خودپردازي بود و نه امكاناتي كه از بانك مجدداً پول بگيري، خلاصه يادش بخير شهيد اقبالي گفت نگران نباشيد و مبلغ 3000 تومان به پدرم داد و كل خرج سفر برگشت ما به اصفهان را دربرگرفت و هيچ كم و كسري نداشتيم و كلي هم خوش گذشت!

عکس ها و خاطره هايي از «عمو ماشيني»...

فرزاد صمدي دارستاني سمت راست و فرشاد برادرش در اين سال ها

آخرين باري هم كه با شهيد بزرگوار همراه بوديم تابستان سال 1359 بود كه در ارتفاعات جنگلي شهرستان رودبار بوديم به نام )سِلونِ سَر(، و من و برادرم فرشاد قارچ جنگلي مي كنديم. شهيد اقبالي به دليل آموزش هاي ويژه خلباني كه ديده بودند قارچ هاي خوراكي و سمي را از هم تشخيص مي دادند و براي ما نيز توضيحات كافي را ارائه كردند. اين آخرين باري بود كه من و خانواده در كنار ايشان بوديم و چهره زيبا و مهربان او را مي ديديم. كمي بعد و در همان سال، با گذشت يك ماه از جنگ و در پايان يك عمليات موفق برون مرزي در راه برگشت به ميهن عزيزمان هواپيماي اف.پنج ايشان مورد اصابت پدافند هوايي رژيم بعثي قرار گرفت و صحيح و سالم به اسارت دژخيمان درآمد. ليكن متأسفانه و در كمال مظلوميت، به طرز ناجوانمردانه اي مورد شكنجه قرار گرفت كه در نهايت به شهادت ايشان انجاميد. سال 1381 بعد از بيست و دو سال كه تا آن لحظه هيچ كسي خبري از ايشان نداشت و خانواده گرامي شان و همه ما انتظار برگشت آن عزيز را داشتيم، پيكر مطهرش را بعد از مراسمي باشكوه كه يادم هست آن روز در ستاد نيروي هوايي تهران برگزار شد در پايان سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني مشايعت كرديم. خوشبختانه چشمم يك بار ديگر به سيدعلي اقبالي افتاد و اين بار در تابوتي بر دوش نيروهاي تشريفات ارتش، كه با نظمي خاص و رژه اي كه هر بيننده را خيره و بهت زده مي كرد، ايشان را به سوي آرامگاه ابدي اش همراهي كرديم. در آن لحظه غم انگيز احساس كردم تمام آرزوهاي كودكي ام را از دست داده ام و بي اختيار وارد رژه ارتش شدم و دوشادوش دژبانان عزيز نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران تا درِ خروجي ستاد، ايشان را بدرقه كردم. سپس اين پيكر مطهر مرد افتخارآفرين روي دوش عده كثيري از هموطناني كه او از جان و مال شان حراست مي كرد نهاده شد و در بهشت زهرا)س( در خاك وطن خود آرام گرفت. ياد و خاطره اش تا هميشه زنده و جاويد باد.

عکس ها و خاطره هايي از «عمو ماشيني»...


دستخط شهيد اقبالي روي يك كارت پستال اهدايي براي فرزاد صمدي دارستاني

منبع: ماهنامه فرهنگی شاهد یاران شماره 121

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده