سه‌شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۱
شعرتان،حاصل بي تابي و بيداري بود/ در رگ شعر شما، خون سحر، جاري بود/ مي شنيديم، ولي شعر پر از كشف شما/ آنچنان روشن و شفاف،كه"ديداري" بود
به شاعران سوختگان وصال


نویدشاهد:

شعرتان،حاصل بي تابي و بيداري بود

در رگ شعر شما، خون سحر، جاري بود

مي شنيديم، ولي شعر پر از كشف شما

آنچنان روشن و شفاف،كه"ديداري" بود

مثل آيات خدا،شعر شما،سالم و سبز

خالي از خلسه وخميازه وبيماري بود

مثل زخم تن تاول زده جانبازان

زخمه و ضرب غزلهاي شما،كاري بود

تن تب دار صدا سوختگان،را آن شب

نفس سبزشما،گرم پرستاري بود

آسمان هم مگر از سوز سخن،سودي برد

مثل چشم من وتو،آينه زاري بود

با شمايم كه در آن صبح نخستين پرسش

به خداوند جهان،پاسختان،آري بود

بي شمايم كه در آن گردنه هاي سنگين

بارتان،بار امانت به سبكباري بود

با شمايم كه به ما،حس سرايش،داديد

طبع خشكيده اي ما،منتظر ياري بود

شعر را،راه به مضمون نفسهاتان،نيست

دركتان،ساده بگوييم،به دشواري بود

با شما تازه شد و زمزمه ينو،سر داد

جوهر آن همه اشعار،كه تكراري بود

تهران آبان ماه 1380

منبع: كتاب سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران، دفتر هنر و ادبيات، 1381 صفحه: 27

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده