صیحه آسمانی نجف
دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۵
...اف بر ما که این چنین، لکه ناپاکی بر دامن قهرمانان و ابنای پاک سرشت این آب و خاک شدیم، اگر رشید بودیم، انتخاب سراسر نامشروع و قلابی دیروز را با سکوت امضا نمی نمودیم!
بخشی از مقاله نواب صفوی در مخالفت با انتقال جنازه رضاخان در نشریه «منشور برادری»


نویدشاهد:

...اف بر ما که این چنین، لکه ناپاکی بر دامن قهرمانان و ابنای پاک سرشت این آب و خاک شدیم، اگر رشید بودیم، انتخاب سراسر نامشروع و قلابی دیروز را با سکوت امضا نمی نمودیم! اگر رشید بودیم، می دانستیم مجلس شورای ملی یا خانه مغضوب ملت بیچاره، جای نمایندگان تحمیلی، دزدهای سرگردنه، بیگانه پرست ها و رقاصهای بی ناموس هرزه نیست، بلکه جای مردان پارسا و با شرف و با اطلاع از آیین جعفری است. ...به نص صریح قانون اساسی هر آن قانونی که مطابقت با آیین اسلام را ندارد، عنوان قانونی نداشته و محترم نباشد، فلذا کسانی صلاحیت نمایندگی مجلس را دارند که آیین جعفری بدانند و از تصویب مخالف آن خودداری نمایند.

بلکه اگر رشید بودیم، سنگر دین و میهن را اینطور خالی نمی گذاردیم تا هوس آوردن جنازه سخت ترین معاند اسلام و پلیدترین ننگ ایران در مغز خشک و آشوب طلب افرادی جنایت شعار و خیره سر تولید گردد. گرچه آنان دانسته و ما نیز می دانیم که خاکستر سوخته او بازیچه بادهای جزیره موریس است و شایان او هم همین است و ایرانیان به هیچ وجه تاب دیدن نعش میکروبی او را نداشته، سهل است که جو هوای ایران، بلکه فضای جمیع ممالک اسلام تحمل و گنجایش غبار سوخته استخوان او را هم ندارد، لکن از نقطه نظر شیطنت و ترور کردن پیکره دین و میهن، این خیال خام از مخیله بعضی درندگان و تروریست های عصر اتم گذشته است و گرنه غرض، گوربه گور کردن رضا خان نیست... آری می خواهند تاریخ ایران را در هم بر هم نموده، نسل بعدی را در اشتباه اندازند، آری می خواهند با دهان های پر، باز بگویند و بخوانند که رضا خان شخص خائن و طماعی نبوده، بلکه جنایات و تعدیات بیست ساله او را خدمات برجسته وانمود کرده و به خورد این ملت دهند... آری می خواهند یک دسته خائن و مزدور را در لباس روحانی به استقبال جنازه برده و بدینوسیله روحانیت را مرهون و ریشخند کنند و حال آنکه هرکس در این قضیه، کمترین مساعدتی بنماید، جنایت و ناپاکی اش بر جامعه روشن می شود...

عجبا صحن و حرم مطهر حضرت ثامن الحجج ارواحنافداه و در و دیوار مسجد گوهرشاد به نابود کننده هزاران زن و مرد بیگناه لعنت می کند! هنوزناله مجروحینی که زنده زنده در چاه های تیره مشهد مقدس ریخته شده، به گوش می رسد، هنوز هم هزاران طفل یتیم و در به در آنان بالغ نشده وصدها بیوه زنشان سیاه پوشند. هنوز زمین این کشوراز خون رجال برجسته و نامی اش مانند مرحوم حاج آقا نورالله، حاج آقا جمال اصفهانی، سید حسن مدرس، آقا زاده خراسانی، نصرت الدوله ها، مستوفی ها و سردار اسعدها و صدها هزار مردان زبردست و کاردان می جوشد. هنوز تمام املاک صفحات شمال را که پدر مهربان به قلدری گرفته است، به صاحبانش رد نشده و هزاران در به در و بی نوا، در فقر و پریشانی اسیرند، صاحب همین جنازه بود که عصا بر سر وصورت مرحوم مدرس زد، صاحب همین جنازه بود که با چکمه به حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها وارد و عالم ربانی ابوذر زمان، مرحوم حاج شیخ محمد تقی بافقی یزدی را به واسطه کلمه ای که در موضوع حجاب و ناموس گفته بود، به باد فحش گرفته و دنده های او را به زیر چکمه درهم شکسته و به کنج زندانش انداخت. صاحب همین جنازه بود که عمامه وعبا را از رجال روحانی و چادر و معجر از زنان شما ربوده و پرده ناموستان را در برابر نظر هر ناپاکی درید. صاحب همین جنازه بود که برای ترقیات مملکتی و اصلاح اخلاق پسران و دختران شما دستگاه کارناوال را به راه انداخته و شنای نگفتنی استخر منظریه وامجدیه را تشکیل و تئاترها و میکده ها و شیره کش خانه ها و فاحشه خانه ها را بسط و توسعه داد.

...صاحب همین جنازه بود که کثیری از دانشمندان به نام و استوانه ای علوم دینی و اجتماعی و رزمندگان ثابت ممالک اسلامی، را که هر یک به تنهایی جمیع شئونات دنیای اسلام را حافظ و حارس بودند، از مشهد و غیره مشهد، از قبیل آیت الله میرزاعلی اکبر اردبیلی، آیت الله میرزاصادق آقا تبریزی، آیت الله آقا سید عبدالعظیم تبریزی، آیت الله حاج میرزا عبدالعلی تبریزی، آیت الله حاج میرزا ابوالحسن انگجی، آیت الله آقا سید مرتضی خسروشاهی و.... که بعضی ازاینان هنوز در قید حیاتند و یا در تاریکی زندان ها زهر خورانیده و از وطنشان آواره و سال های درازی آنان را ویلان و سرگردان نمود.

صاحب همین جنازه بود که کمر جنگ با حسین بن علی (ع) را تا آنجا بست که از تعزیه داری در پشت دربند هم جلوگیری نمود.

....صاحب همین جنازه بود که شب تاسوعای حضرت حسین (ع) را که صد میلیون عالم گریان و نالان است به بهانه شب تولد خود، جشن گرفته و جمعی بد گوهر و ناپاک را با نوازندگی و خوانندگی در شوارع عام گردانیده و مردم را به چراغانی مجبور و پیروان آل محمد (ص) بلکه قلب چهار صد میلیون مسلمان را جریحه دار نمود...

صاحب همین جنازه بود که با تمام شئون دینی و اجتماعی این ملت جنگیده و در اثر مستی غرورش آبروی شش هزار ساله این کشور را به خاک مذلت ریخته و چه بگویم، مگر یکی دو تا صد تا هزار تاست، مثنوی هزار من کاغذ می شود...

اینجاست که دو دست خویش را بر گوش گذارده، با صدایی رعد آسا، فریاد می زنیم که محیط ما تحمل و گنجایش جسد این ناپاک را ندارد، اگر چه جسد قلابی باشد، اولیای امور کاری نکنند که سینه ها از بغض هیات حاکمه لبریز شده، باعث هیجان عمومی گردد. داغ ما را تازه نکنید و نمک به زخم ما نپاشید.

منبع: کتاب زندگی و مبارزات شهید سید مجتبی نواب صفوی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده