پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۲۸
اين افتخار را داشتم مدتي همكار نزديك ايشان باشم. موارد زير درسي بود كه بعنوان يك سرباز از ايشان ياد گرفتم.
درسي كه بعنوان يك سرباز آموختم

نویدشاهد: اين افتخار را داشتم مدتي همكار نزديك ايشان باشم. موارد زير درسي بود كه بعنوان يك سرباز از ايشان ياد گرفتم.

1- روز اول در ميدان ورزشي در پادگان لويزان آشنا شدم. ايشان فرمانده تيپ سوم لشگر 21 حمزه بودند اما در آن روز بعنوان مربي اگرچه تيم تعدادي از سربازان و درجه داران و افسران تيپ را در زمين ورزشي تمرين مي دادند. توجه به اين روحيه يعني ايثار در تربيت و پرورش نسل جوان .

2- فرمانده گردان 144 بودم، در جبهه دزفول اولين گشتي شناسايي را در منطقه نبرد در تاريخ 59/7/17 با ايشان بودم. فرمانده تيپ در سطح خيلي بالاتر قرار دارد. گشتي شناسائي از جمله وظايف فرمانده دسته است. شهيد بزرگوار، براي دادن روحيه و شناسايي دشمن و ياد دادن به همگاران خود جلوتر از همه حركت ميكرد.

3- معاون عملياتي لشگر 64 پياده بودم در پادگان اروميه از نزديك امورعملياتي را شاهد بودم ايشان به ما ياد داد چگونه با اشرار مبارزه كنيم ومقابله نمائيم و به اهالي منطقه و روستاها چگونه صحبت كنيم و مهربان باشيم. چه نگهباني مردمي در منطقه صورت گرفت كه اهالي روستاها و شهرها همواره خود ار مديون آن بزرگوار مي دانستند و همين امر در امنيت استان آذربايجان غربي بسيا ر موثر بود و برقراري آنرا تسهيل كرد.

4- در عمليات قادر بعنوان فرمانده لشگر 23 نوهد، سنگر تاكتيكي خود را در 800 متري نيروهاي دشمن بنا كردند و پا به پاي رزمندگان به جلو رفتند.فكر مي كنم من آخرين نفري بودم كه در شروع عمليات كه ايشان از سنگر خارج شد خداحافظي كردند و روي هم را بوسيديم چون من هم از مسير ديگري راهي شدم.

همواره و در هر حال قيافه مردانه وصورت فرماندهي و محبت و مهرباني پدرانه اين شهيد بزرگوار در جلو چشمم مجسم است انشااله خداوند متعال با امام خميني مهشور گرداند.

راوي: سرتيپ شاهين داد همرزم شهيد


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده