چهارشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۰۳
يك شب ساعت 11/30 سرزده جهت جلسه اي با جناب سرهنگ جواديان به قرارگاه حمزه رفتيم كه درآنجا با شهيد آبشناسان رو به رو شديم.
عاشق كار وخدمت


نویدشاهد: يك شب ساعت 11/30 سرزده جهت جلسه اي با جناب سرهنگ جواديان به قرارگاه حمزه رفتيم كه درآنجا با شهيد آبشناسان رو به رو شديم. ايشان با دست و پاي شكسته وسر باندپيچي نشسته بودند وكار انجام مي دادند كه ما خيلي تعجب كرديم.

ايشان به قدري پرانگيزه وپر انرژي بودند كه مريض شدن، زخم برداشتن وجراحت ديدن در قاموس تفكراتش معنا ومفهومي نداشت. آن قدر عاشق كار وخدمت بودند كه سراز پا نمي شناختند.

راوي: همرزم شهيد سرلشگر حسن آبشناسان اميرسنجري (فرمانده وقت قرارگاه حمزه سيد الشهدا)

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده