گفتگوی اختصاصی با علی فریدونی خالق تصاویر ماندگار جنگ:
علی فریدونی می گوید: این عکس‌ها بچه های ما هستند و یادگار تاریخی ما خواهند بود و اگر دیر بجنبند معلوم نیست چه بلایی سر عکس‌ها خواهد آمد. اگر من روزی آلزایمر بگیرم چگونه به یاد بیاورم عکسی را چه زمانی و در چه حالتی و کجا گرفته‌ام؟

نوید شاهد: با علی فریدونی عکاس به نام دفاع مقدس به گفتگو نشستیم. دقایقی میهمانش شدیم در دفتر انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس واقع در خیابان حافظ شمالی. فریدونی در سال 1334 در شهریار دیده به جهان گشود و سال 1348 به تهران آمد.یک سال بعد عکاسی را در عکاسخانه بصورت تجربی آغاز کرد.با ادبیات خاص خودش می‌گوید چون سال 56 در خبرگزاری پارس آن زمان (ایرنا امروزی) استخدام شده است هم یاقوتی ست هم طاغوتی! سال 58 و 59 صاحب دو فرزند پسر شد و با شروع انقلاب چون در یک خانواده مذهبی رشد کرده بود جذب فعالیت های سیاسی و علیه رژیم شاه می‌شود دوران انقلاب در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و با خصوصیات و نوار های امام از طریق پدر همسرش آشنا شد. هنگام ورود امام در خبرگزاری بود و می‌گوید به واسطه‌ی شغلش اولین فردی بود که عکس‌های ورود امام را دیده است. 7 سال در لابراتوار خبرگزاری فعالیت می‌کرد و با شروع جنگ بصورت داوطلب در 23 عملیات کوچک و بزرگ شرکت داشته است. حاصل 33 ماه حضورش در جبهه های جنگ 25000 فریم عکس است که در آرشیو ایرنا موجود می‌باشد؛ آرشیوی که فریدونی با نگرانی بیش از 5 سال است که نابودی‌اش را هشدار می‌دهد. در سال 61-62 عکاسی تجربی را در ایرنا آغاز کرد و در کنار عکاسی جنگ کار خبری هم انجام می‌داد تا اینکه در سال 89 بازنشسته شد. و امروز فریدونی که از نسل سومی ها و چهارمی ها نا امید است و دوربین‌های دیجیتال را جایگزین مناسبی برای پیشکسوت آنالوگ‌اش نمی‌داند.

با این عکاس دفاع مقدس به گفت‌گو نشستیم تا از دغدغه‌های اجتماعی و شخصی‌اش برایمان بگوید :

انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس

حدود 12 - 13 سال که با همت عده‌ای از عکاسان جنگ من جمله آقایان میرهاشمی، صمدی، حیدری، جوادیان، بدرفر؛ راه اندازی شده تا عکس‌ها و عکاسان انقلاب و جنگ را یک جا جمع کنند و اینجا برای ما به پاتوقی تبدیل شده که عکاسان این حوزه با یکدیگر تعامل داشته باشند. در این سالها حدود 6-7 کتاب منتشر و مجموعه نمایشگاه‌هایی هم با همین موضوع برگزار شده است. تمرکز اصلی ما در انجمن بر روی جمع آوری نگاتیوهای موجود از دوران جنگ و انقلاب است. چون مجموعه‌ی زیادی از نگاتیو‌های این دوان در حال نابودی‌ست. من جمله آرشیو خودم در خبرگزاری ایرنا که به مسئولین هم اطلاع دادیم که این نگاتیو ها بعلت جذب باکتری در حال خورده شدن و از بین رفتن است. متاسفانه بارها این صحبت ها انجام شده و این خطر گوشزد شده است که تاکنون هیچ کدام از مسئولین ما نیامده است که از من بپرسد ریشه ی این حرفهای شما کجاست و پیگیر این موضوع بشوند. من 34 سال از عمرم را در ایرنا بوده‌ام و بر همین اساس می‌دانم که نگاتیوهای دوران دفاع مقدس و انقلاب در حال نابودی‌ست.

رعایت حق کپی رایت عکاسان

انجمن خوشبختانه توانسته اعتماد بسیاری از عکاسان را جذب کند. اسکنرهای خوبی خریداری شده و پرسنلی برای اسکن و ساماندهی و روتوش و پژوهش در مورد عکس‌ها استخدام کرده است. و از این عکس‌ها برای مناسبت‌های مختلف، چاپ کتاب و برگزاری نمایشگاه مورد استفاده قرار می‌گیرد. انجمن با در نظر گرفتن حق کپی رایت عکاسان، با حذف 15 تا 20 درصد برای هزینه‌های کار انجمن کسر می‌شود و بقیه‌ی آن به حساب آن‌ها ریخته می‌شود. که در این کار ما جزو اولین کسانی هستیم که حق کپی رایت را رعایت می‌کنیم در صورتی که بارها پیش آمده عکس‌های ما بدون کسب اجازه و پرداختن حق کپی رایت بنر شده و یا بر جلد مجلات قرار گرفته است.

در زمان ریاست آقای ناطق نوری بر مجلس با برخی دوستان سراغ ایشان رفتیم و قرار بر این شد که این قانون کارشناسی، پیش نویس قانون کپی رایت نوشته و به ایشان ارایه شود تا در زمان ریاست ایشان به تصویب برسد. ولی متاسفانه این قضیه جزو مسایلی بود که پشت گوش انداخته و به فراموشی سپرده شد. و این روزها متاسفانه زیاد دیده می‌شود که از آثار عکاسان بدون کسب اجازه استفاده می‌شود. متاسفانه سال پیش ایرنا یک سال تمامی عکس های آرشیوی را با کیفیت بالا بر روی خروجی خود قرار می‌داد و این باعث شد همه مجله ها و روزنامه ها عکس ها را ذخیره کردند و بدون پرداخت هیچ حق الزحمه ای کارها را منتشر می کنند.

چاپ کتب اختصاصی برای عکاسان جنگ

حدود یکسال پیش تصمیم گرفته شد که انجمن برای هر عکاس یک کتاب از مجموعه آثارش منتشر کند که تاکنون حدود 15 نفر از عکاسان برای چاپ کتاب مستقل شناسایی و انتخاب شدند و اولین کتاب را از آثار آقای احمد علیزاده نوحی به چاپ رساندیم که از پیشکسوتان این عرصه در آبادان هستند و نزدیک به 74 سال سن دارند . علاوه بر آن بصورت استانی هم تصمیم گرفته شده کتاب مجزا جمع‌آوری شود به طور مثال استان اصفهان کتابش هم اکنون به چاپ رسیده و آذربایجان در حال آماده سازی ست.

نزدیک به یک و نیم میلیون فریم عکس تاکنون بایگانی شده است. که از ارگان‌های مختلف و آرشیوهای شخصی افراد جمع‌آوری شده و آنها را در شرایط مناسب نگهداری می‌کنیم. ولی متاسفانه امکانات ما محدود است و انجمن مکان مستقل و مناسبی برای انجام این کارها در اختیار ندارد. در نتیجه هنوز خیلی از آرشیوهای شخصی افراد تاکنون حتی شناسایی هم نشده‌اند و بسیجی‌ها و رزمنده‌های زیادی وجود دارند که با دوربین‌های شخصی خود گاها عکس‌های ارزشمندی را ثبت کرده اند و جمع‌آوری این عکس‌ها نیازمند یک عظم ملی و فراخوان عمومی‌ست.

57 کتاب عکس برای جنگ 33 روزه !

جا دارد اشاره کنم که رژیم صهیونیستی برای جنگ 33 روزه حدود 57 کتاب عکس منتشر کرده است. در حالی که ما با 8 سال جنگ و گذشت 24 سال از آن واقعه فکر نمی‌کنم با کارهای اخیر انجمن و پیش از آن ستاد تبلیغات به بیش از 10 15 اثر برسد. من در نمایشگاهی به وزیر ارشاد هم این گلایه را داشتم که شما که انقلابی هستید به این فکر باشید با گذشت سال‌ها از جنگ چه کارهای در این عرصه انجام شده و چه کارهایی هنوز صورت نگرفته است و معاونین خود را برای این کارهای انجام نشده بازخواست کنید که گزارش بدهند چه کاری برای فرهنگ و تاریخ دفاع مقدس انجام داده‌اند.

آرشیو عکس‌های انقلاب و دفاع مقدس ایرنا در حال نابودی!

ارگان‌های مشابهی وجود دارند که این کار را جسته گریخته انجام دادند ولی نتوانستند به درستی آن را به پایان برسانند. ایرنا یکی از ارگان‌هایی بود که می خواست برای آرشیو عکس خود این کار را انجام دهد که متاسفانه این کار را شرکت پیمانکار به افراد غیر متخصص و دانشجوهایی با رشته‌های غیر مرتبط با حداقل دستمزد داد که ابتدایی ترین آموزش‌ها به آنها داده نشده بود و من شاهد بودم به طور مثال حتی نگاتیوها را با تماس مستقیم دست جا به جا می‌کردند و همین کار به مرور زمان باعث از بین رفتن نگاتیوها شد.

در زمان آقای جوانفکر قرار بر این شد فایل های نگاتیوی برای احیای برخی عکس ها خریداری شود که نزدیک به 20 میلیون پول آنها می‌شد و قرار بر این بود یک ماهه خریداری شود. بعد از سه ماه مذاکراتی که با آقای جوانفکر داشتیم 20 میلیون بابت خرید نگاتیو ها اختصاص دادند.در حالی که ما 36 دفتر خارج از کشور داشتیم و میتوانستیم از آن طریق خریداری کنیم گفتند بعلت تحریم نمی توانیم آن نگاتیو ها را خریداری کنیم و مامور خرید به جای آن میز و صندلی خرید! حداقل حمایتی که می‌تواند از انجمن بعنوان تنها نهادی که پیگیر این مساله است می‌تواند صورت بگیرد این است که حداقل مکانی به ما اختصاص دهند یا حمایت فرهنگی از ما داشته باشند. یا اینکه سهمیه‌ی کاغذ برای چاپ کتاب‌ها در اختیار ما قرار بدهند و ما را موظف به چاپ کتاب کنند.

این عکس‌ها بچه های ما هستند و یادگار تاریخی ما خواهند بود و اگر دیر بجنبند معلوم نیست چه بلایی سر عکس‌ها خواهد آمد. اگر من روزی آلزایمر بگیرم چگونه به یاد بیاورم عکسی را چه زمانی و در چه حالتی و کجا گرفته‌ام؟ الان به طور مثال وقتی عکاس، عکس دوران انقلابش را می‌بیند به یاد نمیاورد عکس را کجا گرفته است.

مجلات بین المللی عکس جنگ

یکی از بزرگترین مشکلات ما در دوران دفاع مقدس این بود که هیچگونه دسترسی به مجلات و کتاب‌های خارجی در حوزه کاری خودمان نداشتیم در نتیجه ازتجربیات آنها فرصت استفاده را نداشتیم و همه ی آموخته های ما محدود به فعالیت های تجربی خودمان بود. افراد با ریسک بیشتر و حضور بیشتر می توانستند تجربه کسب کنند و خیلی ریسک‌ها می‌شود در این کار که هرلحظه امکان دارد حادثه‌ای برای عکاس رخ دهد؛ همانند شهید گودرزی که با من در عملیات عاشورا حضور داشت و یک ترکش به مخچه اش اصابت کرد و به شهادت رسید. آقای اخوان از سال 61 در لبنان اسیر است و به او لقب جاویدالاثر را داده‌اند و فقط هرسال در سالگردش مراسمی می‌گیرند و خبری از ایشان چاپ می‌شود و دیگر هیچ اتفاقی نمی‌افتد و ما نمی‌دانیم زنده است یا شهید شده!

ولی اکنون در چند سال اخیر انجمن توانسته کتاب های مرتبط را جمع آوری کند و کتاب های عکسی از جنگ جهانی دوم، اروپا و امریکا را جمع آوری کرده ایم که برای کار تحقیقاتی عکاسان و دانشجویان در اختیارشون قرار می‌گیرد.

جایگاه کنونی ایران در عکاسی جهان

هنوز در دانشکده‌ی هنر ما فقط عکاسی خارجی تدریس می شود. چرا نباید آثار عکاسان داخلی ما تدریس شود؟ آقای سعید صادقی یکی از پرکار ترین و حرفه ای ترینعکاسان دفاع مقدس ما است و فکر می کنم بیش از 40 ماه در جبهه ها حضور فعال داشته ولی کدام یک از آثار ایشان بحث می شود در موردش که در چه شرایطی و چگونه گرفته شده است. متاسفانه ما خارجی پرست هستیم و قدر عکاسان خودمان را نمی دانیم. عکس های شاخصی دوران انقلاب را به ثبت رسانده است. ولی بعد از سی سال خودمان به فکر افتادیم و عکاسان را جمع کردیم و از آنها تقدیم کردیم. عکس های خبری خاصی هم توسط عکاسان ما به ثبت رسیده است. خود من در بحبوحه اتفاقات دهه شصت توانستم داوطلبانه دو مورد از هواپیما ربایی هایی که در آن زمان رخ داد را به ثبت رساندم و در معتبر ترین نشریات خارجی از جمله «تایم» به چاپ رسید. پنج روز به طور مداوم صبح تا شب در محل حادثه حضور داشتم و روز پنجم حوادث خطرناکی رخ داد و به درخواست هواپیما ربا به صحنه رفتم تا از کشته شدگان عکس تهیه کنم.

فعال سیاسی-هنری بودم

من آدم احساسی و همچنین مذهبی هستم و از سال 55 که با خانواده همسرم آشنا شدم با فکر و ایدئولوژی امام هم آشنا شدم و شیفته‌ی تفکرات ایشان شدم. روز 12 فروردین برای ورود امام سه نفر انتخاب شده بودند که برای عکاسی بروند و آن روز من در لابراتوار ماندم تا نگاتیو لحظه ی ورود امام را آورند و آن عکس معروف که پر تیراژ ترین عکس انقلاب ماست که هرساله بنر می شود و من جزو اولین نفراتی هستم که آن عکس ها را می بینم. من فعال سیاسی هم بودم. بعداز ظهر ها که از ایرنا تعطیل می شدم به عکاسخانه می رفتم و برخی عکس های امام که محرمانه به دست ما از فرانسه می رسید را به عکاسخانه می بردیم و از شب تا صبح عکسهای امام را چاپ میکنیم و من چاپ و توزیع می کردم این عکس ها را و حدود 13 عکس که در آرشیو ایرنا هم وجود دارد که آن زمان من آنها را به آرشیو ایرنا بردم تایکم روزی از آنها استفاده کنیم.

قبل انقلاب فعالیت سیاسی و عکاسی را توامان انجام میدادم و دنبال می کردم و این دو در هم حل شده بود اما بعد از انقلابدیگر عکاسی بر بعد دیگر چیره شد و من سعی کردم تفکرات خودم را با عکس به دیگران منتقل کنم.

اولویتم با ثبت تاریخ بود!

من در مقاطع حساس همیشه اولویت اولم عکس گرفتن بود و سعی می کردم ابتدا تاریخ را ثبت کنم بعد اگر شد به دیگر کارها فکر میکردم. چون عکس ماندگار است و این عکس می ماند ولی اگر دوربین را کنار میگذاشتم و به صحنه می رفتم و من هم شهید می شدم هیچ چیز باقی نمی ماند و من می پوسیدم. قطعا چون عشق من عکاسی ست هیچگاه از عکس هایی که گرفتم پشیمان نشدم. من در جوانی احساس خلاء میکردم و این احساس خلاء در من با عکاسی پر شد و از همان ابتدا می دانستم که من اولویت اول و کار اصلی من ثبت این لحظات است چون تعداد عکاسان دفاع مقدس در آن زمان کم بود.

خیلی از عکس هایی هم که گرفته شده نه جامعه می‌پذیرد و نه جایز بود که پخش شود در نتیجه خیلی از عکس‌ها هنوز پخش نشده است. اتفاقا یک مجموعه عکس پس از بیست و هفت سال منتشر کردم در یک نمایشگاهی که جوان ها آمده بودندو تعجب میکردند که چه‌جور یک چنین عکسی بیست و هفت سال منتشر نشده است.

دیگر همانند نسل اولی ها نخواهیم دید

نسل اولی ها طرز فکر خاصی داشتند. این حرف رو به مدیرعامل وقت ایرنا گفتم نظام دیگر همانند نسل اولی ها به خود نخواهد دید. چون حالات خاصی داشتند و روح و نفس امام را درک کردند. خیلی از اراذل آن زمان در زمان جنگ متحول شدند و به جبهه ها رفتند و شکارچی تانک شدند. یا یک بسیجی که 90 درصد شیمیایی ست و ما برای ساخت مستند به منزلش می رویم و میگوید تنها خواسته من این است که عکسی که از من گرفتید را روی سنگ قبر من چا کنید و برایم بیاورید . و اینجور مسایل انقدر بزرگ هستند که حتی نمی شود خیلی از آنها را نوشت.

مشکل از ماست که نتوانستیم بچه های خودمان را هدایت کنیم و فرهنگ سازی کنیم و فرهنگ ایثار و شهادت را به آنها بیاموزیم. این جامعه‌ی ما بود که نتوانست بچه ها را با آن خصوصیات فرهنگی نگه داریم.

نسل امروز مانند نسل گذشته نیست و دیگر انواع و اقسام وسایل ارتباط جمعی وجود دارد که خوراک فرهنگی به آنها می دهد و از سوی دیگر ما در این زمینه ضعیف هستیم. رهبری هم همیشه تاکید دارند که تولید فرهنگی داشته باشیم ولی متاسفانه توجه زیادی به این حرف ها نمی‌شود.

خداحافظی با دوربین آنالوگ

من چون در ایرنا بودم نتوانستم جلوی دوربین های دیجیتال مقاومت کنم و بخاطر سرعت کار و رقابتی که با دیگر خبرگزاری ها وجود داشت برای ارسال عکس ها مجبور شدم به این روند تن بدهم. در سال 82 ایرنا با اولین دوربین‌های دیجیتال این تغییر روند را شروع کرد و به مرور زمان دوربین های خود را تغییر داد. ولی باز هم به نظر من دورین آنالوگ یک چیز دیگری است به طور مثال قبل از انقلاب یک فیلم20 فریمی که می‌گرفتیم برای یک دیدار که می رفتیم که پوشش بدهیم ممکن بود 7-8 عکس بیشتر نگیریم. دبیر سرویس هم همیشه انتظار عکس بیشتر داشت و عکاس قبل از چاپ میگفت که فریم 4 و 7 عکس خوبی برای کار شدن است. اما امروزه هستند کسانی که 400 فریم از یک مراسم می‌گیرند که حتی 30 فریم از آن هم نمی توانند جدا کنند که ما از بین آن عکس ها را انتخاب کنیم. و در مدتی ضربه ی بزرگی به عکاسی زد این دوربین ها و خیلی ها بدون تفکر عکس می گرفتند.

هنوز هم دوربین دیجیتال به نظر من نتوانسته به دوربین آنالوگ از نظر رنگ برسد و البته روز به روز در حال پیشرفت است ولی ا این حال ما بچه های قدیمی هنوز عاشق دوربین های آنالوگ هستند.

انتهای گزارش

احسان نادر پور

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده