چهارشنبه, ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۷
چه می شد آه اگر محض امتحان یک بار / تو می شدي پدري که... که باورم باشد


نویدشاهد:

و حرف، باز فقط حرف مادرم باشد

و قول داده ام این بار آخرم باشد

خیال... نه ننویسم! خیال... نه نکنم!

خیال خوب تو دیگر نه در سرم باشد

نه در دلم... دل تنگم... ولی مگر می شد؟!

مدام قاب نگاهت برابرم باشد

و یک غریبه صدایت کنم، که « بابا... آب »

فقط توقع یک برگ دفترم باشد

چه می شد آه اگر محض امتحان یک بار

تو می شدي پدري که... که باورم باشد

که از زبان تو یک بار بشنوم -یک بار

که بر زبان تو یک لفظ « دخترم» باشد

تو مرد خانه شوي! مهربان و نان آور

و مادرم فقط این بار مادرم باشد!

تو می شدي... تو... ولی نه فقط شدي عکسی!

که رو طاقچه سنگین و محترم باشد

خیال رنگی و تب دار دختري شده اي

خیال نه... که همان نیم دیگرم باشد

دوباره آخر بازي... دوباره دعوا... قهر

و سایه اي که نمی خواست بر سرم باشد

بیا دوباره و منت کشی بکن... و برو!

که قول داده ام... این بار آخرم باشد

سروده : فائزه امینی - اراك

منبع: کتاب زخم سیب (مجموعه اشعار برگزیده پانزدهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس)،حسین اسرافیلی، نشرصریر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده