خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 12
چهارشنبه, ۱۳ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۳۱
نگهبان ها برای ممانعت از ادامه برنامه، مکبر را با خود می بردند اما فوراً یک نفر جای او را گرفت و به این ترتیب، نماز تا به آخر ادامه یافت و ما نیزبه خواسته خود رسیدیم.
مکبر شش گوشه - روایت آزاده رمضانعلی خورسندی


نوید شاهد: اسرا، روزگار ظلمانی دوران اسارت را تنها با یاد خدا سپری کردند و حضور آرام‌بخش او را زیر شکنجه بعثیان لمس کردند.  خیلی از آزادگان معتقدند که نماز در بازداشتگاه های مخوف بعثی های عراق تنها ستون رو به آسمانی بود که اسرای نجیب و مؤمن به آن تکیه می کردند. گزیده ای از خاطرات دوران اسارت از زبان آزادگان با موضوع «نماز در اسارت» برگرفته از کتابی با همین نام را در قالب روایت های مختلف در نوید شاهد بخوانید:


اتوبوس مقابل در حرم توقف کرد و مشتاقان اباعبدالله الحسین (ع)، به حالت سینه خیز حتی، کشان کشان خود را به صحن حرم رساندند و غریبانه اشک ریختند.

بچه ها همچنان مشغول راز و نیاز بودند که هنگام نماز ظهر فرارسید. بلافاصله یک صف واحد در داخل حرم تشکیل دادیم و علیرغم میل باطنی عراقی ها، مشغول اقامه نماز شدیم.

نگهبان ها برای ممانعت از ادامه برنامه، مکبر را با خود می بردند اما فوراً یک نفر جای او را گرفت و به این ترتیب، نماز تا به آخر ادامه یافت و ما نیزبه خواسته خود رسیدیم. یعنی اقامه نماز جماعت، آن هم در مکانی که حتی اهالی کربلا نیز از برگزاری نماز جماعت در آن منع شده بودند.

وقتی به اردوگاه برگشتیم، عراقی ها همه ما را مورد اذیت و آزار قرار دادند. خصوصا آن هایی را که به عنوان مکبر بازداشت کرده بودند. اما با این حال، با وجود آن همه سختگیری و فشار دشمن، باز هم نماز جماعت در اردوگاه برقرار بود.


منبع: کتاب نماز در اسارت (خاطرات آزادگان ایرانی درباره نماز از اردوگاههای عراق)، اکرم ارجح و فریده هادیان،نشرسوره مهر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار