سه‌شنبه, ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۶
اين سال شمار براساس سال هاي شمسي/ ميلادي تنظيم گرديده است و از سال 1114ه.ش/1735م-سال احداث بوشهر جديد (بندر نادري) در زمان نادرشاه افشار-تا سال 1308ه. ش1927/م. - سال در گذشت غضنفرالسلطنه برازجاني از هم رزمان شهيد رئيس علي دلواري -شامل مي شود اين مجموعه وقايع مربوط به هجوم هاي سه گانه انگلستان به بوشهر که در سال هاي 1838، 1856، 1915م. به وقوع پيوسته است در بر مي گيرد. همچنين فهرست منابع و مآخذي که از آن ها استفاده يا به آن ها مراجعه شده است نيز در بخش ضمايم درج گرديده است.
سال شمار وقايع جنوب ايران (از 1114ه.ش/1735ميلادي تا 1308ه. ش/1927ميلادي)


دكتر عبدالکريم مشايخي

درآمد

در تاريخ نگاري نوين، اهميت مجموعه اي که ترتيب و توالي وقايع تاريخي يک ملت، قوم و...را در بر گيرد کاملاً آشکار است، چه بهتر مي تواند پژوهشگران و محققان را به کار آيد.

با توجه به اين اهميت و طرح ضرورت تهيه سال شمار وقايع قيام مردم جنوب، به توسط دوست فاضل و دانشمندم جناب آقاي دکتر خيرانديش در هيأت علمي کنگره شهيد رئيس علي دلواري، انجام اين مهم را فرض دانسته در صدد تهيه و تدوين آن برآمدم و اينک آن چه پيش روي خواننده گرامي قرار دارد حاصل اين تلاش است.

اين سال شمار براساس سال هاي شمسي/ ميلادي تنظيم گرديده است و از سال 1114ه.ش/1735م-سال احداث بوشهر جديد (بندر نادري) در زمان نادرشاه افشار-تا سال 1308ه. ش1927/م. - سال در گذشت غضنفرالسلطنه برازجاني از هم رزمان شهيد رئيس علي دلواري -شامل مي شود اين مجموعه وقايع مربوط به هجوم هاي سه گانه انگلستان به بوشهر که در سال هاي 1838، 1856، 1915م. به وقوع پيوسته است در بر مي گيرد. همچنين فهرست منابع و مآخذي که از آن ها استفاده يا به آن ها مراجعه شده است نيز در بخش ضمايم درج گرديده است.

در پايان از تمامي اعضاي هيأت علمي کنگره و برادر محمد دادفر که با راهنمايي بي شائبه خود مرا ياريگري نمودند صميمانه تشکر و قدرداني مي شود.

1114ه.ش/1735م

نادر شاه افشار بوشهر را به عنوان مرکز نيروي دريايي خود برگزيد. از اين زمان تاريخ جديد بوشهر آغاز گشت و با حاکميت خاندان آل مذکور مبدل به مهمترين بندر تجاري ايران گرديد.

1136ه.ش/1757م

آغاز پادشاهي مستقل کريم خان زند. در دوره کريم خان زند خوانين و جنگويان دشتي، دشتستاني و تنگستاني به ياري او شتافتند. لذا از اين زمان در حيات سياسي کشور نقش مهمي پيدا کردند.

ـ در اين زمان شهر برازجان در منطقه زراعي جنوب شهر فعلي بنا نهاده شد.

ـ شورش ميرمهناي بندرريگي و افول موقعيت بندرريگ.

1141ه.ش/1762م

تأسيس نمايندگي بريتانيا در بوشهر

عقد قرارداد مهم بين کمپاني هند شرقي و کريم خان زند راجع به آزادي تجارت و معافي از گمرکي کالاهاي انگليسي

1174ه.ش/1795م

تأسيس سلسله قاجاريه به وسيله آغا محمد خان

1190ه.ش/1812م

گشايش اولين کنسولگري بريتانيا در بوشهر

1191ه.ش/1813م

در پي شکست فتحعلي شاه قاجار در برابر روسيه عهد نامه ننگين گلستان منعقد شد

1206ه.ش/1828م

انعقاد عهدنامه ننگين ترکمانچاي-از دست رفتن اراضي شمال رود ارس0آغاز مداخلات وسيع بيگانه و کسب امتيازات توسط آنان

1211ه.ش/1832م

ياغيگري کامران ميرزا حاکم هرات. به دليل گسترش انگلستان در هندوستان هرات که جزو خاک ايران بود مورد توجه استعمارگران هند قرار گرفت آن را دروازه هندوستان مي دانستند

1216ه.ش/1837م

محمد شاه براي دومين بار اقدام به لشکرکشي به هرات و محاصره اين شهر نمود. متعاقب لشکرکشي محمد شاه به هرات، کشتي هاي جنگي دولت انگليس در صدد واکنش برآمده، به دنبال تيره شدن روابط دو کشور يک فروند از آن ها در برابر بوشهر آمده پانصد نفر سرباز از کشتي پياده کرده، در محله کوتي که خانه باليوز انگليس در آن جا بود منزل نمودند. شيخ حسن مجتهد ال عصفور و شيخ سلمان برادرزاده اش و باقرخان تنگستاني با اهالي بوشهر ازدحام نموده تمامي سربازها و باليوز را از بوشهر اخراج نمودند و چندين نفر از طرفين کشته گشت

1216ه.ش/1837م

انگليس ها به تلافي شکست بوشهر، جزيره خارک را متصرف و آن جا را پايگاه خود قرار دادند

1217ه.ش/1838م

هيأت سياسي نظامي انگليس به علت مسأله هرات و ساير اختلافات موجود از ايران خارج شدند

1218ه.ش/1839م

درگيري مردم بوشهر با آدميرال ميتلند و سنگ اندازي به او

1220ه.ش/1841م

پالمرستون کوشش نمود تا روابط سياسي انگليس و ايران که بر سر مسأله هرات قطع شده بود دوباره برقرار گردد. دو کشور قراردادي تجارتي امضا ء نمودند که به موجب آن ايران در لندن و بمبئي و انگلستان در تهران و تبريز و بوشهر کنسولگري دائر مي کرد.

نيروهاي مخالف انگليسي ها پس از يک رشته زد و خوردها پاسگاه پليس جنوب در دشت ارژن تصرف کرده و نيروهاي مستقر در آن را به اسارت گرفتند. برخلاف انتظار سرپرسي سايکس تشکيل دهنده پليس جنوب، عمليات دشت ارژن براي انگليس ها موفقيت آميز نبود و تلفات فراواني متحمل گرديدند.

1221ه.ش/1842م

نيروهاي انگليسي جزيره خارک را تخليه مي کنند

گشايش مجدد قنسولگري بريتانيا در بوشهر به دنبال تعطين شدن آن در سال 1839م

1226ه.ش/1847م

به پالمرستون گزارش شد که محمدشاه قصد حمله مجدد به هرات را دارد

1227ه.ش/1848م

محمد شاه درگذشت و فرزندش ناصرالدين شاه به جانشيني او تعيين گرديد

1232ه.ش/1853م

آغاز جنگ هاي کريمه، در اين جنگ ها انگليس، عثماني، فرانسه عليه روسيه مي جنگيدند. سياست ناصرالدين شاه طرفداري از روس ها بود

1232ه.ش/1853م

انگلستان در واکنش نسبت به سياست ناصرالدين شاه روابط خود را با ايران به حالت تعليق درآورد

1234ه.ش/1855م

ناصرالدين شاه، موراي سفير انگليس را به حضور پذيرفت و به او گفت که ايران نمي تواند در جنگ بين روس ها و عثماني بي طرف باقي بماند، موراي در پاسخ وي گفت که اگر ايران از بي طرفي خود به نفع روس ها چشم نپوشد، عواقب آن براي ايران ناخوشايند خواهد بود

1234ه.ش/1855م

دوست محمد خان حاکم کابل درصدد برآمد که به قندهار نيرو اعزام نمايد و با اين هدف کابل، قندهار و هرات را به صورت ايالاتي يکپارچه و متحد تحت نظارت خود در آورد. او از حمايت دولت انگليس هند برخوردار بود

1234ه.ش/1855م

موراي از تهران به انگلستان عزيمت نمود و ديپلمات هاي انگليس نيز ايران را ترک نمودند

دوست محمد خان قندهار را تصرف کرد و شايعه شد که او بعداً به هرات لشکر خواهد کشيد

ناصرالدين شاه در پاسخ به تقاضاي کمک محمد يوسف ميرزا حاکم هرات يک نيروي نظامي به فرماندهي سلطان مراد ميرزا به خراسان اعزام داشت.


سال شمار وقايع جنوب ايران (از 1114ه.ش/1735ميلادي تا 1308ه. ش/1927ميلادي)

1235ه.ش/1856م

جولاي

کابينه انگلستان دستور زير را به هند صادر کرد:

«هر چه زودتر نسبت به آماده کردن قواي نظامي با قدرت که توان اشغال جزيره خارک در خليج فارس و نواحي بوشهر واقع در سرزمين اصلي ايران را داشته باشد اقدام لازم معمول دارند.»

1235ه.ش/1856م

ناخدا دوم فليکس جونز به عنوان نماينده مقيم انگليس در بوشهر تعيين شد

سپتامبر

ناخدا دوم فليکس جونز پرسنل جمعي نيروي دريايي هند گزارش کرد که ساکنان بوشهر و ساير شهرهاي ساحلي جنوب ايران با دريافت خبر مقدمات اردوکشي از بمبئي فوق العاده خشمگين شده و جو سياسي بوشهر آنچنان متشنج شده که جونز آرشيو نمايندگي سياسي انگليس و نفوذ موجود در آن جا را به يک ناو گشتي انگليس که در نزديکي بوشهر لنگر انداخته بود منتقل کرد.

از سوي دولت انگليس دستور داده شد نسبت به اعزام قشون به خليج فارس اقدام لازم معمول دارد و در همان حال به قنسول هاي انگليس در تهران و تبريز دستور داده شد تا هر چه زودتر خاک ايران را ترک کنند.

نوامبر

قشون اعزامي شامل 45فروند کشتي جنگي از بنادر کراچي، پور بندر وينگولا و بمبئي رهسپار خليج فارس گرديد. فرماندهي نيروهاي انگليس به ژنرال استاکر واگذار شده بود

16نوامبر

ناخدا دوم جونز نمايندگي سياسي مقيم بوشهر، کنسولگري بوشهر را تعطيل نمود

4دسامبر

اشغال خارک بدون هيچ گونه مقاومتي

6دسامبر

ناوگان اعزامي انگليس در ساحل هليله، واقع در 10مايلي خور بوشهر لنگر انداختند

7دسامبر

عمليات تخليه قشون از کشتي ها در خليج کوچک هليله آغاز شد و يک روز بعد عمليات نظامي شروع گرديد

9دسامبر

نيروهاي مجاهد تنگستان تحت امر باقر خان با فداکاري قابل توجهي در برابر نيروهاي متجاوز انگليسي به مقاومت پرداختند.

احمد خان تنگستاني فرزند رشيد باقرخان رشادت فوق العاده اي ابراز نموده، بعد از به قتل رسانيدن ژنرال «ديويد استاپ فورد» در نبردي تن به تن، خود نيز در راه دين و وطن به شهادت رسيد.

10-9دسامبر

در پي بمباران هاي سنگين ناوهاي جنگي انگليس، سرانجام بوشهر به اشغال نيروهاي انگليسي درآمد. در اين عمليات تلفات سنگيني به نيروهاي انگليسي وارد شد، فرماندهان هنگ هاي سواره نظام و پياده نظام انگليسي هر دو کشته شدند و چندين افسر انگليسي به شدت زخمي گرديدند.

10دسامبر

حاکم بوشهر ميرزا حسن علي خان دريابيگي پرچم ايران را به نشان تسليم فرود آورد. و به زودي سربازان انگليسي -هندي، شهر بوشهر را اشغال مي کنند.

19دسامبر

به سرلشکر جيمز اوترام فرمانده جديد نيروهاي انگليسي دستور داده شد. عازم بوشهر گردد و به محض ورود به آن شهر چنانچه متوجه شدند که شاه از عقب نشيني از هرات خودداري مي کند، بايد با قسمت عمده قواي تحت امر خود جهت تصرف خرمشهر به اروند رود و از طريق کارون به شوشتر پيشروي کرده، از آن جا اصفهان را مورد تهديد قرار دهد.

27 ژانويه 1857

ورود سرلشکر اوترام به بوشهر و استقرار او به عنوان فرماندهي کل نيروهاي انگليسي

3-5 فوريه

اردوکشي اوترام به سوي برازجان، اردوگاه نيروهاي ايراني در ننيزک قرار داشت، قرار شد شجاع الملک نوري فرمانده نيروهاي ايراني در دالکي مستقر شود و سواران قشقائي در ننيزک و با رسيدن انگليسي ها به برازجان از دو سمت شمال و جنوب آن ها را مورد حمله قرار دهند.

5 فوريه

ورود نيروهاي اوترام به برازجان در حالي که شهر کاملا خالي از سکنه بود و يک شب پيش شهر تخليه شده بود.

5 فوريه

عقب نشيني سريع انگليسي ها به خوشاب، اوترام که وضع خطرناک نيروهاي خود را در برابر قواي ايران ديده بود به سرعت برازجان را تخليه کرده، عازم بوشهر شد.

5 فوريه

شب هنگام نيروهاي ايراني خود را به انگليسي ها رسانيده با آتش توپخانه حمله را آغاز کردند. انگليسي ها در حالت سردرگمي شب را به صبح رساندند و با تحمل تلفات آماده عقب نشيني شدند.

6 فوريه

زير باران شديد و تعقيب نيروهاي ايراني- انگليسي ها سراسيمه به سمت بوشهر عقب نشستند. نيروهاي ايراني به خصوص سواران قشقائي آنان را تا بوشهر تعقيب کردند.

7 فوريه

ورود انگليسي ها به بوشهر در نيمه هاي شب و استقرار مجدد در آن جا و مستحکم ساختن آن به منظور مقابله با حمله نيروهاي ايراني.

با ايستادگي نيروهاي ايراني در دشتستان، انگليسي ها عمليات در خوزستان را مد نظر قرار دادند.

1236ه.ش/1857م



4مارس

ناصرالدين شاه که از پيشروي انگليس ها وحشت کرده بود، عهدنامه پاريس را که براساس آن افغانستان براي هميشه از ايران جدا مي شد، پذيرفت و روابط دو کشور مجدداً عادي شد.

14مارس

سرلشکر استاکر فرمانده قبلي نيروهاي انگليس در عمليات جنوب با شليک گلوله به حيات خود پايان داد.

26مارس

ژنرال اوترام در رأس يک ستون نظامي متشکل از هنگ 64پياده نظام سلطنتي، گردان 78 کوهستان و گردان هاي 20/23و 22پياده، يگان هاي سواره نظام سنگين اسلحه 14مارس با استعداد 4887 نفر سرباز خرمشهر را از طريق دريا مورد حمله قرار داد.

سپتامبر1857

ناصرالدين شاه نيروهاي ايران را از هرات فراخواند.

دوم اکتبر

سرتيپ جاکوب در رأس افراد ساخلوي بوشهر عازم هند گرديد، ناخدا دوم فليکس جونز وظايف محوله را به

عنوان نماينده سياسي مقيم بوشهر از سر گرفت.

1858م فوريه

پايان دادن به اشغال خارک

1260ه.ش/1881م

رئيس علي دلواري فرزند رئيس محمد در روستاي دلوار، دهي از دهستان ساحلي بخش اهرم شهرستان بوشهر در شش کيلومتري جنوب باختر اهرم متولد شد.

1274ه.ش/1895م

ناصرالدين شاه به ضرب گلوله ميرزا رضاي کرماني در بقعه حضرت عبدالعظيم کشته شد و فرزندش مظفرالدين شاه در سن 45سالگي به پادشاهي رسيد.

1280ه.ش/1901م

ويليام ناکس دارسي امتياز استخراج نفت ايران را در سراسر کشور به استثناي پنج ايالت شمالي به دست آورد.

1285ه.ش/1906م

به دنبال مبارزات خونين مردم ايران مظفرالدين شاه با استقرار مشروطيت موافقت نمود. او ده روز بعد از امضاي قانون اساسي از دنيا رفت و محمدعلي شاه به سلطنت رسيد.

احمدخان دريابيگي حکمران بنادر شد.

آغاز حکمراني غضنفرالسلطنه در برازجان

آغاز به قدرت رسيدن زائرخضرخان در اهرم

1286ه.ش/1907م

انگلستان و روسيه توافق نمودند. ايران را به سه منطقه تقسيم کرده شمال براي روس ها، جنوب شرقي براي انگليس ها و منطقه مرکزي نيز بي طرف.

1286ه.ش/1907م

پس از انعقاد قرارداد 1907م فيما بين دولتين روسيه و بريتانيا، انگليس ها، يک عده نظامي در بوشهر پياده کرده، عازم شيراز شدند. عده اي از اهالي بوشهر که محرک و پيشواي آن ها ميرزا علي کازروني بود چند تلگراف به ناصر ديوان کازروني مخابره و از او تقاضا کردند که از عبور قشون اجنبي جلوگيري نمايد.

ناصرديوان در محلي به نام تنگ ترکان با عده اي تفنگچي با اردوي انگليسي مصادف داده ضربات مهلکي بر آن ها وارد کرده و آن ها را مجبور به عقب نشيني نمود.

1287ه.ش/1908م

در زمان استبداد صغير محمدعلي شاه، مرحوم آيت الله سيد عبدالحسين لاري که از علما و مجتهدين اعلم جنوب و از طرفداران جدي مشروطه و حکومت دموکراسي بود به مرحوم سيد مرتضي علم الهدي دستور داد که بوشهر را از تصرف مستبدين و طرفداران محمد علي شاه خارج کنند.

سيد مرتضي مجتهد اهرمي با کمک رئيس علي دلواري و مرحوم ميرزا علي کازروني گمرک و ساير ادارات دولتي بوشهر را به تصرف درآورد و محافظت مال التجاره آن را که بالغ بر دو ميليون تومان بود به رئيس علي با يکصد نفر تفنگچي همراه او سپرد.

رئيس علي دلواري در تمام مدتي که در بوشهر بودند (قريب 9ماه) با مردم اين شهر با حسن سلوک رفتار نموده، به نحوي که اين معني موجب تعجب و تحيّر دوست و دشمن گرديد.

5 فروردين

1288ه.ش/1909م

اهالي بندر لنکه اعم از شيعه و سني به تبعيت از نهضت مردم بوشهر به رهبري شيخ شبر، ادارات دولتي را تصرف و نايب الحکومه را وادار به تسليم نمودند.

1288ه.ش/1909م

محمد علي شاه قاجار بعد از سه سال حکومت مستبدانه و قتل و کشتار آزاد ي خواهان از حکومت معزول شد و فرزند خردسالش احمد شاه به جانشيني وي تعيين گرديد.

1289ه.ش/1910م

واسموس به عنوان کنسول آلمان وارد بوشهر شد.

1289ه.ش/1910م

واسموس بعد از يک سال مأموريت در بوشهر به برلن مراجعت نموده و نامبرده که قبل از تصدي مقام کنسولي آلمان در بوشهر در ماداگاسکار زندگي مي کرد، مجدداً به آن جا رفت و سه سال متوالي بدون اين که با اروپاييان رفت و آمد يا اوقات خود را در باشگاه ها بگذرانند به تحصيل زبان فارسي پرداخت و در سال 1913باز به بوشهر عزيمت نمود.

1294ه.ش/اوت1914م

در اوايل ماه اوت جنگ جهاني اول شروع شد و کشورهاي آلمان، اتريش، روسيه، فرانسه، و انگستان درگير شدند.

دولت مستوفي الممالک در غياب مجلس شوراي ملي با صواب ديد جمعي از رجال برجسته کشور تصميم گرفت، ايران را رسماً بي طرف اعلام دارد تا بدين وسيله کشور را از مهلکه جنگ دور کند.

1294ه.ش/1915م

8 مارس

واسموس براي بار سوم به ايران بازگشت. در بندر ريگ او و همراهانش در دامي که يکي از خوانين انگلوفيل ان شهر براي او تدارک ديده بود گرفتار آمدند.

واسموس و يکي از همراهانش به نام ليندرز گرفتار شدند و بوهنشتورف عضو ديگر گروه آلماني واسموس از جنگ تفنگداران حيدرخان حيات داوودي گريخت و به بغداد بازگشت. واسموس خود نيز هنگامي که قصد داشتند تا او و ليندرز را تحويل سربازان انگليسي دهند گريخت و برازجان به غضنفرالسلطنه برازجاني ضابط آن جا پناهنده شد.

9مارس

ليسترمن کنسول آلمان و آقاي ايزنهوت رئيس تجارتخانه آلماني موسوم به ونکهوس به اتهام تماس با رهبران مجاهدان جنوب در بوشهر دستگير شدند و با کشتي انگليسي به هندوستان تبعيد گرديدند.

1294ه.ش/1915م


سال شمار وقايع جنوب ايران (از 1114ه.ش/1735ميلادي تا 1308ه. ش/1927ميلادي)

12ژوئيه

ميجر اوليفانتOLPHANT MAJORفرمانده نيروهاي مستقر در مواضع مقدم جبهه جنوب و جي. رنکينگRANKING.G در مواجهه با نيروهاي رزمنده تنگستاني در سبزآباد بوشهر جان خود را از دست دادند.

1294ه ش/8اوت 1915م

انگليسي ها صبح زود بوشهر را اشغال کردند. عده زيادي نظامي هندي از کشتي پياده شدند و دارالحکومه را از موقرالدوله حکمران بوشهر تحويل گرفتند.

مشار اليه را حبس و اداره عدليه را منحل کردند و 14نفر از آزادگان بوشهري را به هندوستان شهر «تانه» تبعيد نمودند.

1294ه.ش/1915م

عشاير جنوب به رهبري رئيس علي دلواري، شيخ حسين چاه کوتاهي و زائرخضرخان تنگستاني بر نيروهاي انگليسي مستقر در بوشهر هجوم آورده و تلفاتي برآن ها وارد ساختند.

18اکتبر

احمد خان دريابيگي دوست انگليس ها بار ديگر ظاهراً از طرف دولت ايران به حکمراني بنادر منصوب شد.

1294ه.ش/1915م

مستوفي الممالک از مقام نخست وزيري استعفا داد و مشيرالدوله به جاي وي به نخست وزيري رسيد.

1294ه.ش/1915م

21ژوئيه /30تير

يک اسواران و سه توپ به منظور سرکوب رئيس علي دلواري از بصره به بوشهر ارسال گرديد.

10اوت 1915م

نيروهاي انگليسي براي اجراي يک رشته عمليات عليه رئيس علي بوشهر را به مقصد دلوار زادگاه رئيس علي و کانون اصلي مبارزه ترک گفتند. نيروي مزبور عبارت بود از ناوهاي جونو، پيراموسPYRAMUS، لاورنسLAWRENCEو دالهوزيDALHOSIEتحت فرماندهي کاپيتان ويک)WAKEنيروي دريايي سلطنتي (N.R)(افسر ارشد نيروي دريايي خليج فارس) نيمي از پياده نظام نود و ششم به انضمام دو مسلسل به فرماندهي ميجر سي. اي اچ. وينتل(C.E.H.WINTLE)

13تا15اوت

نيروهاي انگليسي به تلافي کشته شدن نايب کنسول و ملازمانش در اطراف کوه کزي به دست رئيس علي و يارانش تصميم گرفتند دلوار را تسخير و با خاک يکسان و ساکنين آن جا را قتل عام نمايند، بنابراين شروع به بمباران مناطق مسکوني و قطع نخلستان هاي اطراف آن جا نمودند، ليکن مقاومت دليرانه مبارزان تنگستاني به رهبري رئيس علي و قواي کمکي دشتي به رهبري خالوحسين بردخوني سبب گرديد تا انگليس ها بعد از تحمل تلفات در دلوار فوراً با پايگاه اصلي خود عقب نشيني کرده و اين فتح و پيروزي موقعيت درخشاني براي رئيس علي دلواري و يارانش فراهم ساخت.

25مرداد/16اوت

عشاير جنوب (دليران تنگستاني -دشتي و دشتستاني) با عبور از ميان قرارگاه هاي استحفاظي انگليس ها که سمت جنوبي بوشهر را از بالاي برج مقام تا درياي واقع در طرف مشرق برج مقام، همچنين تنگک محمد جعفري تا سبزآباد را سيم خاردار کشيده بود. چند شبيخون جسورانه به سربازان هندي و انگليسي تحت فرمان ژنرال اچ.تي. بروکينگ(H.T.BROKING) وارد ساخته و در حدود 24نفر از نيروهاي وي را به هلاکت رساندند.

26مرداد/17اوت

عين الدوله برکنار و کابينه جديدي در تهران به رياست مستوفي الممالک تشکيل شد.

شهريور/ سپتامبر

در شيراز مجاهدين و هواداران شان به خاطر تصرف بوشهر به دست نيروهاي انگليسي بردامنه تبليغات خويش عليه انگليس ها افزودند.

12شهريور/3سپتامبر

ژنرال بروکينگ که فرماندهي قواي انگليس در بوشهر را به عهده گرفته بود گزارش کرد که احتمال مي رود قواي ايراني(دليران تنگستاني، دشتستاني) بنابر تخمين او حدود 2000 نفر که در دلوار و برازجان مستقر بودند در شب هاي تاريک حمله اي صورت دهند.

نيروهاي انگليسي براي حمايت از نيروهاي تحت فرمان دريابيگي به اهرم رفتند. يکي از اهداف اين لشکرکشي تعيين يک حاکم جديد براي آ نجا بود. دريابيگي از مقابله با زائر خضرخان فرو مانده بود، خواستار پشتيباني نظامي نيروهاي انگليسي شد.

12شهريور 1294/ 3 سپتامبر1915

رئيس علي دلواري به همراه چند نفر از هم رزمانش به قصد شبيخون به قرارگاه هاي سربازان انگليسي به تنگک صفر واقع در 10 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر عزيمت کرد. آن ها در مواضعي حساس قرار گرفته، اردوگاه افراد دشمن را آماج گلوله هاي خود مي سازند. اما ناگهان رئيس علي مورد هجوم قرار گرفته به شهادت مي رسد پس از وصول اخبار تنگستان مجلس ختمي در مسجد وکيل شيراز از طرف مادر علي قلي خان برپا شد و هزاران نفر با چشم اشکبار در ترحيم رئيس علي شهيد دلوار شرکت جستند و سينه چاک نمودند.

شهريور/8سپتامبر

نايب کنسول بريتانيا در شيراز(غلام علي خان نواب) به انتقام شهادت رئيس علي مورد حمله قرار گرفته، کشته شد.

شهريور(جنگ کوه کزي)

چندي پس از شهادت جان گداز رئيس علي دلواري، حجت الاسلام آقا سيد مرتضي علم الهدي که با رئيس علي دوستي ديرينه داشت به نام خونخواهي او،زائر خضرخان و شيخ حسين خان چاه کوتاهي را تشويق و ترغيب به جنگ با قواي انگليس نمود که اين اقدام منجر به تهاجم شباهنگاهي در کوه کزي واقع در جنوب بوشهر به نيروهاي اجنبي گرديد. در اين جنگ تلفات وارده بر نيروهاي انگليسي سنگين بود و حدود يک سوم از نيروهاي سوار از پاي در آمد، دو افسر، ميجر پنينگتون و ليوتنان ال. اي ال تورنتون و دو افسر هندي کشته شدند ليکن بر اثر آتش سنگين توپخانه و کمبود فشنگ و تشنگي نيروهاي مجاهد مجبور به تخليه مواضع خود و عقب

نشيني گرديدند. خالو حسين بردخوني در اين جنگ به اسارت درآمد و فرزند شيخ حسين خان چاه کوتاهي به نام شيخ عبدالحسين خان که 25سال داشت به شهادت رسيد.

مهر/ اکتبر

ولي فارس(مخبرالسلطنه) که پس از گرفتن بوشهر توسط انگليس ها به کمک آلمان ها گروهي داوطلب تحت فرماندهي افسران ژاندارمري بسيج کرده بود با فشار انگليس ها بر دولت مرکزي بر کنار و قوام الملک که گرايشات انگليسي داشت به کفالت ايالت فارس رسيد.

اول ابان 1294/اکتبر1915

دو نفر کارمند کنسولگري بريتانيا در شيراز مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح شدند. دو روز بعد ميجر اوکانر(کنسول انگليس در شيراز) به مارلينگ اطلاع داد که اگر بي درنگ اقدامي مقتضي مجري نگردد اتباع بريتانيا ديگر امکان اقامت در شيراز نخواهد داشت.

آبان 1294/ 10 نوامبر1915

ميجر اوکانر(کنسول بريتانيا در شيراز)و فرگوسن (FERGUSSON)مدير شعبه بانک شاهنشاهي شيراز و اسميت رئيس تلگراف خانه هند و اروپ و خانم او و يکي از کارمندان اداره تلگراف و يک بازرگان انگليسي به نام ليوينگستن، پتيگرو و خانم او و يک نفر منشي سنگالي توسط مجاهدان شيراز به اسارت درآمده و در عرض يک ساعت عازم بوشهر گرديدند.

26آبان 1294/ 17نوامبر 1915

ميجر اوکانر (کنسول بريتانيا در شيراز) و آقايان فرگوسن و اسميت و يکي از کارمندان اداره تلگراف آقاي ليوينگستون(LIVINGSTON) يکي از تجّار و سوارهاي مستحفظ کنسولگري که توسط کميته حافظين استقلال ايران در شيراز دستگير شده بودند بعد از چند روز بازداشت نزد غضنفرالسلطنه رهبر مجاهدان برازجاني به اهرم اعزام تا نزد زائر خضرخان که داراي قلعه مستحکمي بود نگهداري شوند.

29آبان1294/ 20 نوامبر 1915

خانم فرگوسن و دو دخترش و خانم اسميت که در اسارت رزمندگان تنگستاني در اهرم به سر مي برند همراه با يک نيروي مستحفظ و نامه اي از ميجر اوکانر به عنوان اقدامي انسان دوستانه رهايي يافته وارد بوشهر شدند.

آبان 1294/نوامبر1915

با فرا رسيدن ناوهاي فيلومل بريتومارت و برامبل ناوگان انگليس در خليج فارس تقويت گرديد تا در صورت اعلان جنگ انگليس عليه ايران انگليسي ها را در امر محاصره بنادر کمک کنند.

30آذر1294/ 21نوامبر1915

معاون نماينده سياسي مقيم بريتانيا در بوشهر مستر چيک از قوام الملک کفيل ايالت فارس نامه اي دريافت نموده که در آن نامه قيد شده بود که به زودي يک نيروي ايلي تشکيل داده و با حمله به ژاندارمري اوضاع را به نفع خود برمي گرداند.

18دي 1294/ 8 ژانويه 1916

تلاش قوام الملک در فارس براي مقابله با ژاندارم ها به جايي نرسيد و مجبور شد از شيراز فرار کرده به لار پناه برد و در آن جا از دوستان انگليسي خود تقاضاي مساعدت مالي و تسليحاتي نمود.

بهمن 1294/ژانويه 1916

به منظور کمک به قوام الملک در فارس و تثبيت موقعيت انگليسي ها در جنوب به معاون نماينده سياسي مقيم در بوشهر (مستر چيک) دستوراتي داده شد و دو روز بعد نايب السلطنه هند ليوتنان کلنل سرپرسي- سايکس را به خاطر تجارب گسترده اي در مورد ايران و اطلاعات عميقش از ايران مأموريت يافت تا يک نيروي نظامي استحفاظي در جنوب کشور تشکيل دهد. (پليس جنوب)

اسفند 1294/مارس1916

نيروي صد و بيست و چهارم پياده بلوچستان و دو اسواران از نيروهاي پانزدهم نيزه دار براي تقويت ساخلوي بوشهر از بين النهرين وارد اين شهر گرديد زيرا سرپرسي سايکس و مارلينگ هر دو بر اين باور بودند که تهاجمي بر ضد رزمندگان تنگستاني و دشتستاني مي تواند تأثيرات سياسي مناسبي به نفع قوام الملک در فارس داشته باشد.

7ارديبهشت 1295/ 17آوريل 1916

نيروهاي انگليسي براي نمايش قدرت به همراه يک ستون نظامي در حول و حوش مشيله (منطقه اي در ضلع جنوبي بوشهر) به يک حرکت شناسايي دست زدند. ستون مزبور به روستاي چغادک که مرکز تجمع واستقرار نيروهاي رزمنده تنگستاني و دشتستاني بود يورش آورد و ضمن ويران نمودن روستاي مزبور با دادن تلفاتي مجبوربه عقب نشيني گرديد.

فروردين و ارديبهشت 1295/آوريل 1916

تلاش براي رهايي ميجر اوکانر کنسول انگليس و ديگر اسراي انگليسي در اهرم انجام گرفت و دولت ايران از صولت الدوله خواست تا از نفوذ خود استفاده کرده موجب رهايي اسراي مزبور گردد.

27خرداد 1295/ 17ژوئن 1916

مارلينگ سفير انگليس در تهران طي مخابره تلگرافي به ميجر تريور قائم مقام کنسول انگليس در بوشهر اطلاع داد که وزارت خارجه بريتانيا و وزارت هندوستان تصميم گرفته اند که براي آزاد سازي اسراي بريتانيا در اهرم با مطرح ساختن شرايطي که احتمالاً مورد پذيرش سران مجاهدين خواهد بود وارد مذاکره گردد. از جمله شرايط سران مجاهدين براي آزادي گروگان ها موارد ذيل بود:

1)رهايي 16نفر از کساني که در اسارت انگليسي ها بودند از جمله خالوحسين بردخوني هم رزم شهيد رئيس علي دلواري که در جنگ کوه کزي به اسارت درآمد.

2)تضمين بازگشايي راه شيراز، برازجان، بوشهر.

3)استرداد پول و بار چاي رهبران تنگستاني که در بوشهر ضبط شده بود.

9تير1295/ 30ژوئن1916

دکتر ازوپاردي(AZZOPARDY. Dr)از اتباع مالت و يکي از اسرا در اهرم که به علت بيماري آزاد شده بود وارد بوشهر گرديدند.

مرداد1295/زوئيه و اوت 1916

مذاکره براي آزادي اسراي انگليسي در اهرم مدتي به طول انجاميد ولي بالاخره پس از چندي آخرين اسير، کلنل اوکانر در 20اوت/29مرداد به بوشهر آورده شد.

1295/ 12اوت 1916

سپهدار اعظم در اثر بحران ناشي از پيشروي ترک ها در خاک ايران و عدم رضايت احمد شاه و تمايلات روسي خود ناگزير استعفا داد و در 13اوت احمد شاه فرمان رياست وزرايي وثوق الدوله را صادر کرد، بعد از مدتي به علت مخالفت انگليسي ها و بالاخص شخص چرچيل از اعضاي سفارت انگليس وثوق الدوله موفق به تشکيل کابينه نگرديد.

23مهر 1295/ 15 اکتبر 1916

فرمان فرما که به فرمانروايي فارس و کرمان منصوب گرديده بود به همراه کلنل گاف وارد شيراز شد.

26آذر 1295/ 17دسامبر1916

يک واحد پليس جنوب که در کازرون مستقر بود از جانب ناصرالديوان کازروني کلانتر آن جا مورد حمله قرار گرفت و پس از خلع سلاح از شهر بيرون رانده شدند. حاکم شهر کازرون نيز که گرايشات انگليسي داشت به وسيله ناصرالديوان زنداني گرديد.

30آذر1295/ 21دسامبر1916

نيروهاي مخالف انگليسي ها پس از يک رشته زد و خوردها پاسگاه پليس جنوب در دشت ارژن تصرف کرده و نيروهاي مستقر در آن را به اسارت گرفتند. برخلاف انتظار سرپرسي سايکس تشکيل دهنده پليس جنوب، عمليات دشت ارژن براي انگليس ها موفقيت آميز نبود و تلفات فراواني متحمل گرديدند.

ارديبهشت 1296/آوريل1917

سر چارلز مارلينگ به ميجر تريور در بوشهر دستور داد که طرح حمايت از احمد خان دريابيگي در اعزام قوايي بر ضد رهبران قيام چاه کوتاه، تنگستان و برازجان را به مرحله اجراء گذارد.

ارديبهشت 1297/مه 1918

ظاهراً قيام کازرون به تحريک صولت الدوله انجام گرفته و يکي از دلايل اين شورش اختلافاتي بود که بين صولت الدوله و فرمان فرما به وجود آمد. صولت الدوله تصميم گرفت سر بر دستور العمل هاي تهران نهاده براي انهدام پليس جنوب و اخراج انگليسي ها وارد عمل شود.

29ارديبهشت 1297/مه1918

فرمان فرما از صولت الدوله نامه اي دريافت کرد که در آن آمده بود اگر دستور ديگري از دولت ايران نرسد ايلات جنوب ايران و به ويژه ايل قشقايي بر ضد نيروهاي هند و پليس جنوب که به گفته او نيروي خارجي هستند و از سوي دولت به رسميت شناخته نشده بود وارد کارزار خواهند شد.

31 ارديبهشت 1297/مه 1918

سرپرسي سايکس ضمن ارسال گزارش اظهار داشت که حدود 6000 نفر قشقائي در اطراف خان زنيان و احتمالا 600 نفر در دشت ارژن مستقر شده اند. روحانيون و صولت الدوله به تبليغ جهاد برخاسته (آيت الله محلاتي) و کل ايل قشقايي به صورتي متحد آماده کارزار است.

2خرداد 1297/ 23مه 1918

فرمان فرما والي فارس نامه اي از صولت الدوله دريافت داشت که به منزله اعلام جنگ عليه پليس جنوب و نيروهاي هندي به شمار مي رفت.

4خرداد 1297/ 25مه 1918

عشاير فارس به فرماندهي صولت الدوله عمليات محيرالعقولي، عليه قواي انگليس انجام دادند که در تاريخ عمليات نظامي به «عمليات ده شيخ» معروف است قشقائي ها با 4500 نفر جنگجو شجاعانه بر عليه متجاوزان انگليس جنگيدند و ضمن وارد آوردن تلفات فراوان بر آن ها خود نيز در حدود 600الي 700 کشته برجاي گذاشتند. در اين جنگ ناصر ديوان کازروني نيز به همراه مجاهدان کازروني قشقائي ها را کمک نمودند و در خاتمه جنگ که با پيروزي مجاهدان توأم بود. سردار عشاير صولت الدوله مکتوبي براي ناصرالديوان کازروني فرستاد و از جوانمردي و رشادت وي در مبارزه با انگليسي ها تشکر و قدرداني کرد.

4خرداد 1297/ 25مه 1918

نيروي پليس جنوب در خان زنيان دست به شورش زده و کاپيتان ويل سرجنت کومبر را به هلاکت رسانيده و پاسگاه را نيز به قشقائي ها و کازروني ها تحويل دادند.

5خرداد1297/ 25 مه 1918

سرپرسي سايکس طي تلگراف هاي 16و27 که به هندوستان مخابره کرد اوضاع را بعد از پيروزي نيروهاي صولت الدوله در خان زنيان بر قواي انگليس وخيم توصيف کرد.

25خرداد1297/ 5ژوئن 1918

حکومت هند نظر خود را در مورد اوضاع فارس به اطلاع وزارت امور خارجه هندوستان رساند. به عقيده حکومت هند قيام صولت الدوله بيانگر آشکار انزجار ملي ايرانيان از دخالت هاي انگليسي ها بود.

25خرداد1297/ 5ژوئن 1918

حدود 1300تفنگچي که اکثراً کازروني بودند در حومه شيراز در امتداد محور احمد آباد -کشن-مسجد بردي مستقر شده اند و حد ود 300الي 400 نفر تحت فرماندهي ناصر ديوان کازروني در چنار-راهدار موضع گرفته، حدود3000 نفر قشقائي نيز به فرماندهي صولت الدوله در ده شيخ مستقر شدند.
در شيراز روحانيون دست به کار شده و قصد داشتند مردم را بر ضد انگليسي ها و تمام ايرانياني که در خدمت آن ها بودند بشورانند.

14مرداد1297/ 5اوت1918

صمصام السلطنه استعفاء داد و کابينه جديدي به رياست وثوق الدوله تشکيل گرديد.
در طول ماه اوت سرچارلز مارلينگ گزارش کرد با آن که وثوق الدوله از ما نخواهد خواست که در جاده بوشهر- شيراز دست به عمليات پاکسازي بزنيم ولي از اجراي آن خشنود خواهد شد.

شهريور 1297/سپتامبر1918

اوضاع شيراز آرام بود سردار احتشام رقيب صولت الدوله در اوايل سپتامبر در تعقيب صولت الدوله فيروز آباد را ترک گفت و در حوالي 15سپتامبر /24شهريور در جنوب قير برنيروهاي صوت الدوله حمله آورد.
صولت الدوله وادار به عقب نشيني شد ولي براثر ايستادگي صولت الدوله عرصه بر احتشام تنگ شد.

30شهريور 1297/ 21سپتامبر1918

غضنفرالسلطنه برازجاني همراه با 400تفنگچي به چاه کوتاه آمد. مستربيل توصيه کرد که حاکم بوشهر طي ديداري از غضنفرالسلطنه از او بخواهد که افرادش را برگرداند. و در صورت امتناع غضنفرالسلطنه نيروهاي انگليسي چاه کوتاه را تصرف کنند. در 22سپتامبر/31 شهريور زائر خضرخان با سي تفنگچي به نيروهاي شيخ حسين خان و غضنفرالسلطنه در چاه کوتاه پيوست. اندکي بعد از شروع تلاش هايي که براي مذاکرات آغاز گرديد روشن شد که سران مجاهدين به هيچ وجه قصد سازش ندارند و نيرويي معادل 600 تفنگچي به اتخاذ مواضع دفاعي در اطراف چغادک مشغول شدند.

7مهر 1297/ 29سپتامبر1918

نيروهاي انگليسي مواضع مبارزين دشتستاني، چاه کوتاهي، دشتي و تنگستاني را زير آتش گرفته نيروهاي رزمنده ايراني بعد از ساعاتي مقاومت به علت شکست جناح چپ مجاهدين به فرماندهي زائرخضرخان چون امکان داشت قشون انگليسي بقيه مبارزان را در حلقه محاصره گازانبري قرار دهد غضنفرالسلطنه و شيخ حسين چاه کوتاهي راضي به عقب نشيني شدند و چغادک به تصرف نيروهاي انگليسي درآمد.

مهر 1297/اکتبر1918

غضنفرالسلطنه با تمام افرادش به ارتفاعات اطراف کوه گيسکان پناه برده، شيخ حسين خان، چاه کوتاه را ترک گفته و به بوشکان پناه برد و زائرخضرخان در شب هاي 14و15مهر همراه افرادش به اردوي انگليسي ها در عالي چنگي شبيخون زد.

23مهر1297/ 15اکتبر1918

شيخ عبدالله چاه کوتاهي برادر شيخ حسين خان به جاي او به سرپرستي چاه کوتاه منصوب شد و پادگان انگليس چاه کوتاه برچيده شد. در شب 27مهر ستون کوچکي از نيروهاي انگليسي به سوي اهرم پيشروي کرد.
زائر خضرخان چند روز قبل به آن جا رفته بود. ستون مزبور پس از يک روز راهپيمايي طولاني و تقريباً بدون رو به رو شدن با هيچ گونه مقاومتي وارد اهرم شد ولي زائر خضرخان و واسموس هر دو آن جا را ترک گفته بودند. انگليسي ها پس از تخريب بخشي از بناي قلعه (کلات اهرم)عصر همان روز به عالي چنگي بازگشتند.

29مهر 1297/ 21اکتبر 1918

غضنفرالسلطنه در لرده واقع در ارتفاعات شرق برازجان همراه با گروهي از تفنگچيانش موضع گرفته ژنرال السمي تصميم گرفت پيش از آن که نيروهاي غضنفرالسلطنه افزايش يافته و خط مواصلاتي را در معرض خطر قرار دهند آن ها را پراکنده سازند.

1آبان 1297/ 23اکتبر1918

ژنرال السمي در اول آبان به برازجان وارد و آن جا را متصرف شد.

6آبان 1297/ 31اکتبر 1918

ژنرال السمي براساس اطلاعات موجود و شناسايي کاپيتان والاس افسر ستاد فرماندهي تنها راه پيروزي را غافلگيري کامل نيروهاي غضنفرالسلطنه دانست. نيروهاي انگليسي با عده زيادي بعد از راهپيمايي شبانه به قله بلندي مشرف بر لرده رسيد و عليرغم غافلگيري مجاهدين برازجاني با مقاومت فزاينده آن ها رو به رو گرديد. نيروهاي دشمن در دو گروه به فرماندهي ژنرال والاس و ميجر فرنگز نيروهاي طرفدار غضنفرالسلطنه را مورد حمله قرار دادند، و عليرغم آتش توپخانه سنگين خود متوچه گرديدند که عشاير با استقرار در مواضعي مشرف بر مسير عقب نشيني نيروهاي انگليسي آن ها را در محاصره گرفته اند. نيروهاي انگليسي بعد از دادن تلفات زياد مجبور به عقب نشيني گرديده و به هدف هاي از پيش تعيين شده دست نيافتند.

1297ه. ش/1918م

انگليس ها پس از تسلط بر برازجان و پناهندگي غضنفرالسلطنه به کوه هاي گيسکان، ضابطي برازجاني را به آقاخان زيارتي ملقب به ضرغام السلطنه از مخالفان وي واگذر کردند. وي مقبوليت غضنفرالسلطنه را نداشت و در دوره تسلط خود بر برازجان که از حمايت انگليسي ها برخوردار بود با استبداد و خشونت با مردم رفتار نمود.

17دي 1297/ 31دسامبر1918م

نيروهاي انگليسي براي حمايت از نيروهاي تحت فرمان دريابيگي به اهرم رفتند. يکي از اهداف اين لشکرکشي تعيين يک حاکم جديد براي آن جا بود. دريابيگي از مقابله با زائرخضرخان فرومانده بود، خواستار پشتيباني نظامي نيروهاي انگليسي شد. از سوي واحدهاي انگليسي مستقر در اهرم ستوني به کمک دريابيگي اعزام شد. زائر خضرخان به خائيز پناه برد، و ستون انگليسي فراخوانده شد.

1298ه.ش/1918م

واسموس و اورتل که با لباس مبدل فارس را ترک گفته بودند توسط ژاندارمري ايران دستگير و به انگليسي ها تحويل داده شدند.
انگليسي ها آن ها را از طريق باکو به آلمان فرستادند.

1298ه. ش/1918م

قوايي مرکب از 100پياده،50 سوار و يک عراده توپ اتريشي شبانه حرکت کرد و در سپيده دم به شيخ حسين خان هجوم آوردند. اين عمليات به فرماندهي کاپيتان مون انگليسي و افراد پليس جنوب انجام گرفت که در نتيجه آن شيخ حسين خان چاه کوتاهي سالار اسلام ضابط و کدخداي چاه کوتاه(هم رزم رئيس علي دلواري و زائر خضرخان اهرمي) بعد از سال ها مبارزه پيگير با انگليس ها سرانجام به همراه فرزند رشيدش شيخ خزعل خان به شهادت رسيدند.

1299ه.ش/1919م

غضنفرالسلطنه که از طرف انگليسي ها به شيراز تبعيد شده بود با انتخاب مصدق السلطنه به سمت والي فارس مجدداً به عنوان ضابط خطه برازجان تعيين و زمام امور آن ناحيه را به عهده گرفت.

1301ه.ش/1291م

به هنگام مراجعت احمد شاه قاجار از اروپا به ايران از طريق بوشهر کليه خوانين از جمله صولت الدوله و غضنفرالسلطنه به همراه عده کثيري سوار به حضور او رسيدند. بنا به گفته باقرخان تنگستاني غضنفرالسلطنه يک جفت قالي ابريشمي ممتاز به احمد شاه تقديم داشت شاه هم با اعطاء يک قبضه تفنگ سه تير آلماني متقابلاً به وي احترام گذاشت. پدر شهيد رئيس علي نيز مورد قدرداني قرار گرفت.

فروردين 1301ه.ش/1921م

زائر خضرخان تنگستاني امير اسلام ضابط و کدخداي اهرم که از آغاز جنگ بين الملل اول و تصرف بوشهر به وسيله قواي متجاوز انگليس دليرانه با آن ها جنگيده بود. سرانجام در سال 13141قمري /1301شمسي به تحريک انگليسي ها همراه با پسرش سام خان به شهادت رسيد.

1308ه.ش/1927م

غضنفرالسلطنه که سال ها بر عليه استعمارگران مبارزه نموده با توطئه اي حساب شده با همياري اولياء دولت موقت (رضاخان) به شهادت رسيد.

1372/10/19

منابع و مآخذ
1
ـ سايکس، کريستوفر، فعاليت هاي جاسوسي واسموس لارنس آلماني در ايران، حسين سعادت نوري.
2
ـ سايکس، سرپرسي، تاريخ ايران،2جلد ترجمه محمد تقي فخر داعي گيلاني
3
ـ رايت، دنيس، انگليسيان در ميان ايرانيان، ترجمه لطفعلي خنجي
4
ـ رايت، دنيس، ايرانيان در ميان انگليس ها، ترجمه منوچهر طاهرنيا
5
ـ بامداد، مهدي، تاريخ رجال ايران 6جلد
6
ـ سپهر، مورخ الدوله (احمد علي)ايران در جنگ بزرگ 18-1914
7
ـ ذوقي، دکتر ايرج، تاريخ روابط سياسي ايران و قدرت هاي بزرگ1925-1900
8
ـ مايرلي، جيمز، عمليات در ايران، ترجمه کاوه بيات
9
ـ هدايت، مهدي قلي، خاطرات و خطرات
10
ـ رکن زاده آدميت، محمد حسين، دليران تنگستاني
11
ـ بيات، کاوه، ايران و جنگ جهاني اول(اسناد وزارت خارجه)
12
ـ رکن زاده آدميت، محمد حسين، فارس و جنگ بين الملل
13
ـ سفيري، فلوريدا، پليس جنوب ايران (اس. پي. ار)
14
ـ فراش بندي، علي مراد، گوشه اي از تاريخ مبارزات مسلحانه مردم، دشتي، دشتستان و تنگستان
15
ـ شميم، علي اصغر، تاريخ ايران در دوره سلطنت قاجار
16
ـ وادلار، ر، خليج فارس در عصر استعمار ترجمه پرفسور شفيع جوادي
17
ـ فراش بندي، علي مراد، خاندان تنگستاني
18
ـ کلي. جي. بي، هجوم انگليس به جنوب ايران، ترجمه حسن زنگنه
19
ـ داد، گرني، لشکرکشي به ايران، حسن زنگنه
20
ـ خورموجي، محمد جعفر، حقايق الاخبار ناصري، به کوشش حسين خديو جم
21
ـ اخگر، احمد زندگي، من در طول هفتاد سال تاريخ معاصر ايران
22
ـ احرار، احمد، طوفان در ايران
23
ـ فراش بندي، علي مراد، جنوب ايران در مبارزات ضد استعماري
24
ـ کيانفر، عين الله، استخري، پروين، کشف تلبيس
25
ـ بيات، کاوه يادداشت هاي ده ساله کنسول انگليس در بوشهر
26
ـ قطبي، بهروز، اسناد جنگ اول جهاني در ايران
27
ـ ياحسيني، سيد قاسم، دلير مردان خطه جنوب (مقاله روزنامه کيهان مورخ 22دي 1372).
28
ـ آوري، پيتر، تاريخ معاصرايران، محمد رفيعي مهر آبادي.

ماهنامه شاهد یاران، شماره 52

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده