يکشنبه, ۰۳ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۵۳
به من خیره بودي به سردي پدر!/ در آن صبح لبریز زردي پدر!/ سفر کردي اما قرار این نبود/ که هرگز دگر بر نگردي پدر!
تو رفتنی که...


نویدشاهد:

به من خیره بودي به سردي پدر!

در آن صبح لبریز زردي پدر!

سفر کردي اما قرار این نبود

که هرگز دگر بر نگردي پدر!

نشد تا براي تو کاري کنم

نخوردم دوباره به دردي پدر!

نمی دانی آخر چه کردي به من

تو آن روز با من چه کردي پدر!

و آوار شد بر سرم آسمان

همان عرصه لاجوردي پدر!

چه دست فلک ناجوانمرد بود

کجا بود آن روز مردي پدر!

شبی خواب دیدم تو را در افق

و افلاك را می نوردي پدر!

تو رفتی که با عشق سازش کنی

تو رفتی که دورش بگردي پدر!

من آن روز صد بار مردم ولی

تو یک بار باور نکردي پدر!

 سروده :شیرین بصیرنیا- ارومیه

منبع: کتاب زخم سیب (مجموعه اشعار برگزیده پانزدهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس)، حسین اسرافیلی، نشر صریر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار