دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۲۹
پیرامون رویدادهاي شگفت آور جبهه هاي جنگ سخن فراوان است. هر جنگجو کم و بیش ناظر صحنه هاي حیرت انگیزي بوده است که هر یک می تواند شخصیت او را تحت تأثیر بگیرد و حتی او را کاملا دگرگون سازد. اما می دانید، من اعتقاد دارم که این صحنه ها اگر تهی از معنویت باشد نمی تواند اثر مطلوب روي او بگذارد یا اگر بگذارد عمیق و تعیین کننده نیست.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی (13)

نویدشاهد:

«اَسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی»، مجموعه مصاحبه‌های مرتضی سرهنگی (خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی) است که با اسرای عراقی انجام می‌داد.  عمده این مصاحبه‌ها در سال ۶۱ و پس از شکست‌های سنگین قوای دشمن از رزمندگان در اردوگاه های مختلف تهیه شده است. این کتاب در سال 1365  به همت انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی در 367 صفحه منتشر شد.


  گزیده‌ای از خاطرات اسرای عراقی از این کتاب انتخاب شده که در قالب روایت های مختلف در نویدشاهد می خوانید. در روایت سیزدهم آمده است:



پیرامون رویدادهاي شگفت آور جبهه هاي جنگ سخن فراوان است. هر جنگجو کم و بیش ناظر صحنه هاي حیرت انگیزي بوده است که هر یک می تواند شخصیت او را تحت تأثیر بگیرد و حتی او را کاملا دگرگون سازد. اما می دانید، من اعتقاد دارم که این صحنه ها اگر تهی از معنویت باشد نمی تواند اثر مطلوب روي او بگذارد یا اگر بگذارد عمیق و تعیین کننده نیست. اهمیت اتفاقات این جنگ در همین یک نکته است شجاعت خلبان شما هم در آن روز یکی از همین اتفاقات بود.

در آن روز ما از شجاعت او مرعوب شدیم اما امروز که فکرش را می کنم لذت می برم.
این اتفاق در تاریخ  1982/3/20 روي داد - هنگامی که ما براي دست یابی به رودخانه ي کرخه حمله اي را آغاز کرده  بودیم. حالا خدا را شکر می کنم که در آن حمله موفق نشدیم. اگر موفق می شدیم نمی توانستیم از دام ارتش بعث صدام حسین که قادسیه را علم کرده تا کمر اسلام را خم کند بگریزیم و به آغوش رزمندگان شما بیاییم و چند صباحی میهمان کشور اسلامیمان باشیم. ان شاء الله بعد از نابود شدن صدام و حزب بعث که در زمره ي احزاب شیطان است به وطن خودمان باز می گردیم تا عراق را از تسلط شرق و غرب رها سازیم و در فضاي جمهوري اسلامی عراق تنفس کنیم. عمر ظلم کوتاه است. بالاخره ما هم صاحب داریم. بی صاحب که نیستیم. صدام ادعا می کند ولی نعمت اعراب است. در صورتی که صهیونیست است و دشمن اعراب. صهیونیست تشنه ي خون اسلام است و صدام تشنه ي خون جمهوري اسلامی. چه فرق می کند؟

برایتان می گفتم. آن روز که حمله ي ما آغاز شد یکی از اهداف حمله تسلط بر رودخانه ي کرخه بود. در این معرکه دو فروند از هلی کوپترهاي شما ضربات سختی به مواضع ما وارد کرده بودند و ما از دست آنها مستأصل شده بودیم و دائما زیر برد موشک هاي آنان کوبیده می شدیم. آتشبارهاي ضد هوایی ما آن دو هلی کوپتر را آماج رگبارهاي شدید خود گرفته بودند. در آخرین حمله، یکی از هلی کوپترها مورد اصابت قرار گرفت. هلی کوپتر میان زمین و آسمان می سوخت که خلبان آن با چتر بیرون پرید. بعد هلی کوپتر سقوط کرد و تبدیل به آهن پاره شد. هلی کوپتر دوم بر شدت بمباران خود به طرف ما افزود. این عمل باعث شد گردان ما فرار را بر قرار ترجیح بدهد - حال آن که همه می دانستند مهمات هلی کوپتر محدود است و دیر یا زود تمام خواهد شد.

وقتی خلبان شما متوجه از هم گسیختگی ما شد حمله را متوقف کرد و با هلی کوپتر خود به طرف خلبان دیگر که با چتر پایین می آمد رفت - خیلی نزدیک به ما، در میان انبوه دشمن. هلی کوپتر دوم مثل پروانه دور چتر می گشت تا خلبان شما به سلامت به زمین رسید. بعد به زمین نشست و خلبان آن بلافاصله بیرون پرید و او را به درون هلی کوپتر برد. من و گروهی دیگر از افراد که ناظر بودیم تصمیم گرفتیم به طرف هلی کوپتر شما بشتابیم و همین کار را هم کردیم. از پشت خاکریز درآمدیم و به طرف هلی کوپتر دویدیم. وقتی به آنها رسیدیم من گفتم « ما را هم از این معرکه بیرون ببرید. ما می خواهیم شما بیاییم.»  من و چند نفر از افراد سوار شدیم و هلی کوپتر پرواز کرد.

چه لذت بخش بود آن لحظه که از جهنم فرار می کردم. هر دو خلبان خوشحال بودند و ما از هر دو خوشحال تر. راستش اول کمی ترسیده بودیم - اما شجاعت آن دو خلبان باعث شد که ما هم دلگرم بشویم و هراس را از خود دور کنیم. شاید باور نکنید. آنها به ما هیچ نگفتند. با خیال آسوده و در کمال آرامش مانند برادران خود از ما استقبال کردند. مثل این بود که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
وقتی در پایگاه به زمین نشستیم آنها ما را تحویل مقامات دادند و بعد از خداحافظی و روبوسی رفتند. ان شاء الله که خداوند همیشه آنها را سلامت و پیروز بدارد. آمین!
«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص».

منبع:  اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی، مرتضی سرهنگی. سروش (انتشارات صدا و سیما جمهوري اسلامی)1365 ،(صفحه 41)
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده