خاطراتی از کتاب «نماز در اسارت» - 5
سه‌شنبه, ۰۸ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۳۵
اخلاص عزیزان اسیر به هنگام نماز، علی الخصوص گریه آنها در موقع قرائت اذکار و ادعیه، مسئول قاطع (سعد) را سخت تحت تاثیرقرار داده بود. تا آنجا که او نیز به صفوف نماز گزاران ملحق شد.
قنوت مبارزه


نویدشاهد: اسرا، روزگار ظلمانی دوران اسارت را تنها با یاد خدا سپری کردند و حضور آرام‌بخش او را زیر شکنجه بعثیان لمس کردند.  خیلی از آزادگان معتقدند که نماز در بازداشتگاه های مخوف بعثی های عراق تنها ستون رو به آسمانی بود که اسرای نجیب و مؤمن به آن تکیه می کردند. گزیده ای از خاطرات دوران اسارت از زبان آزادگان با موضوع «نماز در اسارت» برگرفته از کتابی با همین نام را در قالب روایت های مختلف در نوید شاهد بخوانید:

اخلاص عزیزان اسیر به هنگام نماز، علی الخصوص گریه آنها در موقع قرائت اذکار و ادعیه، مسئول قاطع (سعد) را سخت تحت تاثیرقرار داده بود. تا آنجا که او نیز به صفوف نماز گزاران ملحق شد. بچه ها به او تعارف می کردند: « بیا جلو بایست!» و او در جواب می گفت:
نه، نه ! اینجا هستم. من هم مثل شما داخل صف می ایستم.
بعد از چند روز، نزدیک ظهر او را جلو اتاق خودش دیدم که با آب سطل کوچکی که از آشپزخانه پر کرده بود و    ضو می گرفت.
روزها یکی پس از دیگری سپری می شد و سعد، با حرفهایی که بچه ها درباره خدا و انقلاب و امام خمینی می زدند، روز به روز بیشتر متحول می شد،  تا اینکه یکی از سربازان شرورعراقی به نام کریم، رفتار او را زیر نظر می گیرد و پس از مدتی، منجر به خروج وی از اردوگاه، و یا بهتر بگویم دستگیری او می گردد.
جریان از این قرار بود که سعد، ساعت 10/30 صبح، با بچه های یکی از آسایشگاهها مشغول صحبت بوده که کریم، همراه با سرگرد عراقی وارد می شود و وقتی سعد را در حال  صحبت درباره نماز می بینند، او را زیر مشت و لگد می گیرند.
پس از این قضیه سعد از همه در خواست دعا کرد و برای همیشه با بچه ها وداع گفت.

 
منبع: کتاب نماز در اسارت (خاطرات آزادگان ایرانی درباره نماز از اردوگاههای عراق)، اکرم ارجح و فریده هادیان، نشر سوره مهر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده