در سال 1330 در خانوادة مذهبي از ايل سليماني ـ طايفه حسيني ، تيره مير شكاري سليماني چشم به جهان گشود . تا پايان دورة ابتدايي در آغوش گرم خانواده و همگام ايل و طايفة خود در مدرسة عشايري به تحصيل مشغول بود .
زندگينامه شهيد علي ناز مير شكاري سليماني
    
    

نویدشاهد: علی ناز در سال 1330 در خانواده مذهبي از ايل سليماني ـ طايفه حسيني ، تيره مير شكاري سليماني چشم به جهان گشود . او تا پايان دوره ابتدايي در آغوش گرم خانواده و همگام ايل و طايفه خود در مدرسه عشايري به تحصيل مشغول بود. دوره دبيرستان را در شهر كرمان با همه مصائب و مشكلات و دوري از خانواده ، نبود امكانات و غيره به پايان رسانده و در سال 1352 موفق به اخذ ديپلم طبيعي از دبيرستان امام خميني (پهلوي سابق) گرديد .

سال بعد وارد دانشسراي مقدماتي شده و پس از اتمام اين دوره در شهرستان كهنوج با عشق و علاقه خاصي به تعليم و تربيت فرزندان مردم ومحروم اين منطقه پرداخت . در تشويق و ايجاد تسهيلات براي بچه هاي ايل جهت ادامه تحصيل از هيچ كوششي فرو گذار ننمود و مانند برادران مهربان آنها را درس تقوي و دينداري مي آموخت .

بسياري از بچه هاي ايل و نيز بچه هاي شهرستان كهنوج كه امروزه در حوزه هاي علميه و دانشسراها و دانشگاه ها ادامه تحصيل مي دهند ، نمونه اي از ثمره زحمات بي دريغ اوست .

از اين زمان بود كه مخالف با رژيم منحوس پهلوي را به صورت علني آغاز كرده و در پخش اعلاميه و عكس هاي امام و نيز آگاه كردن عشاير ، دانش آموزان و معلمان و ساير اقشار مردم ستمديده اين شهرستان محروم نقش ارزنده اي را ايفا نمود و بارها از طرف عمال رژيم شاه مورد تهديد قرار گرفت .

با توجه به ايمان قوي ، اراده پولادين و اعتماد قلبي به اسلام و آرمانهاي انسان ساز آن ، اين تهديدها هيچ خللي در ادامه راهش ايجاد ننمود . او كه راه را شناخته بود ، سختي هاي راه سد راهش نگشته و كوه و صحرا پيش سيل بي قرارش يكي شده و از هيچ چيز نمي هراسيد .

در سالهاي 56 و 57 كه انقلاب به اوج خود رسيد ، با به تعطيل كشاندن مدارس كهنوج همگام با ديگر فرهنگيان مبارز در تحصن معلمين و راهپيمائيهاي مردم مقاوم كهنوج كرمان كه پرچمداري آنرا روحانيت مبارز و هميشه در صحنه عهده دار بود ، شركت فعال داشت و پيام رهايي از زير يوغ استعمار و خفقان رژيم ستمشاهي را به گوش همه مردم اين استان و عشاير سلحشور رساند .

پس از پيروزي انقلاب اسلامي همگام با ديگر امت حزب الله بالاخص برادران انجمن اسلامي فرهنگيان ، گوش به فرمان امام و با هوشياري تمام به مقابله با گروهكهاي منحرف و التقاطي كه قصد سوء استفاده از موقعيت را داشته و سعي در انحراف افكار مردم محروم اين منطقه از صراط مستقيم انقلاب اسلامي را داشتند ، پرداخت و در زمره كساني بود كه از همان ابتدا شخصيت والاي شهيد بهشتي را درك كرده و چهره نفاق بني صدر و دار و دسته اش را خوب شناخته بود .

از جمله اقدامات جالب توجه شهيد (با همكاري ساير برادران متعهد) تأسيس و راه اندازي اولين دبيرستان در اين شهرستان است كه خود ايشان تا هنگام شهادت رياست آن را عهده دار بود . پس از شروع جنگ تحميلي همكاري فعالي با بسيج سپاه داشته و در ترغيب و تشويق نيروهاي بسيجي اعم از روستايي ، شهري و عشايري جهت اعزام به جبهه از هر فرصتي استفاده مي كرد.

پيامهاي روح بخش امام در ارتباط با بسيج عمومي چنان در روح والاي او اثر مي گذاشت كه چندين بار به همراه دانش آموزان راه جبهه را پيش گرفته و به خيل سنگرنشينان مي پيوست .

وي در چند عمليات مهم شركت فعال داشته و در عمليات والفجر 8 نيز كه منجر به آزاد سازي شهر استراتژيك فاو گرديد ، مجروح شيميايي شد .

.... و بالاخره در عمليات كربلاي 4، ( 1365/10/4 در جزيره ام الرصاص) ، خداوند دعاي هميشگي اش ‹‹ اللهم الرزقني توفيق الشهاده في سبيلك» را كه در شبهاي سرد زمستاني و در دل سنگرها و در بيابانهاي خوزستان با گريه و ناله عاشقانه سر مي داد ، پذيرا گشته و خلعت زيباي شهادت را بر قامت رعنايش پوشاند. تقوي، فروتني، اهميت دادن به واجبات و مستحبات شهيد زبانزد فرماندهان و رزمندگان گردان 415 و ديگر بسيجيان لشكر پيروز ثارا... و دانش آموزان وهمكاران و ساير اقشار مردم كهنوج و نيز عشاير منطقه بوده و هست.

وصيتنامه شهيد علي ناز مير شكاري

بسم رب الشهداء والصديقين

بسم الله الرحمن الرحيم: همانا شهادت مي دهم كه خدا ، يكتا و بي همتا است و جز او معبود ديگري نيست و حضرت محمّد (ص) بنده و رسول اوست كه دين حق را از پيشگاه خداوند آورده است و امام علي عليه السلام و يازده فرزندش امامان به حق و امام خميني نايب يرحق حضرت ولي عصر (عج) است.

و روز رستاخيز بدون شك خواهد آمد و ترديدي در آن نيست و خداوند تمام مردگان را بر خواهد انگيخت.

اينجانب علي ناز مير شكاري فرزند ابراهيم با عقلي سالم در راه مبارزه با دشمن بعثي كه بر عليه دين خدا و جمهوري اسلامي مبارزه مي كند گام نهاده ام وآنچه را كه در بالا عرض كردم حقيقتي است كه پذيرفته ام . و شما مردم را وصيت مي كنم به پيروي از ائمه اطهار و حضرت امام خميني روحي فداه آن نائب بر حق حضرت ولي عصر (عج) .

مردم بدانيد امام خميني بر حق است و وارث هزاران سال رنج و زحمت ، شلاق ، شكنجه ، تبعيد و اعدام شيعيان به خصوص روحانيت مبارز است.

آن مرد خود ساخته و به خدا رسيده آن مرد تكيه زده بر مسند حضرت محمد (ص) قدرش را بدانيد و از او تبعيت كنيد زيرا تاريخ اينگونه انسانها كمتر سراغ دارد و مبادا او را تنها بگذاريد اگر خير دنيا و آخرت را مي خواهيد. زيرا راهش راه الله و اولياء الله است .

اين جانب افتخار مي كنم بنده بي قدري از بندگان خدا و سرباز كوچكي از سربازان اسلام و امام امت باشم. سربازي گنهكار كه خود را باز يافته و راه را تشخيص داده و اينك از خدا مي خواهم بر عمر و عظمت اين فرزند پيغمبر بيافزايد .

ليكن خداي متعال دنيا را سراي امتحان، و اهل آن را براي فنا و كوچ آفريده است، و تازگي ها و نوآوريهاي دنيا فرسوده مي شود و نعمتهاي آن رو به اضمحلال و نابودي مي نهد. شاديهايش به غم و اندوه تبديل مي گردد، زيرا دنيا منزلي گذرا و كوچك است.

پس توشه بر گيريد كه تقوي بهترين توشه است، پرهيزگار باشيد كه انشاء الله رستگار شويد و شما همكاران فرهنگي و دانش آموزان عزيز در سنگر علم ودانش نيز به نام خدا و به ذات خدا و در راه خدا و بر آيين رسول الله حركت كنيد و شما عزيزان محصل كه تا حال خوب امتحان داده ايد، اميدوارم كه همگي در اين امتحانات الهي سرافراز بيرون آييد و ادامه دهنده راه شهداي مستضعفي مانند حسن خان زند و عبدالله جان منشور باشيد كه روحشان شاد به خوب مدركي رسيدند.

و شما پدر بزرگوارم كه عمري را در راه پرورش من زحمت كشيديد و مرا از خردسالي به نوجواني و بالاخره به سن تكليف رسانيديد، خدا انشاءالله به شما اجر خواهد داد. من كه نتوانستم گوشه اي از زحمات شما را جبران نمايم. شما را به خدا قسم مي دهم كه قصورات مرا ناديده بگيريد و در قيامت مرا ببخشيد و هميشه دعايم كنيد و خداي ناكرده در اين امر الهي مبادا نگران باشيد. پدر جان واقعه كربلا را در نظر بگير و صبر و استقامت امام حسين (ع) كه آنچه را از ياران برادر، برادر زاده، فرزند يا ديگر ياران داشت به خدا تقديم نمود و در آخر هم خود عاشقانه به معبود پيوست. اما پدر شما هنوز سه پسر داري و مبادا در غم من خشم خدا را نسبت به خود بر انگيزي و خداوند به شما صبر عنايت فرمايد.

و شما برادرانم گرچه مي دانم رفتن من شما را نگران مي كند اما وقتي به عمق قضيه بنگريم هيچ گونه ناراحتي ندارد و حتي بايد در اين رفتنها لبخند زد و خداي را شكر گفت زيرا بالاترين افتخار اين مرگ است. و به فرموده سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين: مرگ در راه عزت جز زندگي جاويدان نيست و زندگي با ذلّت جز مرگي كه زندگي به دنبال ندارد نمي باشد . و خداي را شكر گوييم كه من گنهكار در اين دانشگاه قبول شده ام . مي دانيد مواد امتحاني ورود به اين دانشگاه (ايثار ـ مردانگي ـ شجاعت ـ بريدن از دنيا) مي باشد و محل تحصيل، سرتا سر جبهه جنوب تا غرب است. يعني سرزمين عاشقان الله و در امتحان نهايي از اين مواد خدا ممتحن است و اگر قبول شدي به مدرك شهادت دست مي يابي و خدا را به آبروي معصومين درگاهش قسم مي دهم مرا هم در اين امتحان به مدرك واقعي برساند و شماهم برايم دعا كنيد و د اين واقعه خم به ابرو نياوريد. زيرا اين قافله همگي رفتني هستند و چه خوب كه در اين راه برويم و اين دنيا با همه زرق و برقش هيچ نيست .به قول شاعر كه مي گويد :

دل بر اين پيرزن عشوه گر دهر مبنـــد

كين عروسي است كه در عقد بسي داماد است

اين قافله راهيست، اما ره يافتن و به مقصود رسيدن چه خوش است. به شما توصيه مي كنم همه تلاش و كوششتان در زندگي براي رضاي خدا باشد. فرائض دين را اهميت دهيد و به خمس و زكات بيشتر توجه بنماييد به قوم و خويشان نيكي كنيد و دست مستمندان را بگيريد.

و شما خواهرانم، در فراق من به خدا تمسك جوئيد و هيچ نگران نباشيد و ياد خواهران شهداء باشيد كه چگونه چندين گلشان پرپر شده است و به خاطر خدا صبر پيشه كرده اند و اين تنها شما نيستيد بلكه نمونه هاي شما بسيار داريم. جهت خوشحاليم رعايت اخلاق اسلامي را بكنيد و تا مي توانيد با مردم مهربان باشيد و به مسائل دين اهميت دهيد. انشاءالله خداوند بشما صبر عنايت فرمايد .

و شما همسر خوبم، شايد نتوانستم كه در زندگي كوتاهمان مقداري از حقوق شما را ادا نمايم و به خاطر تحمل سختيها كه در زندگي ايستادگي نمودي اجر شما را به فاطمه بنت رسول الله (ص) وامي گذارم و اميدوارم مرا ببخشيد. و اما شما مريم يك سال و هشت ماهه ام، شما را به خدا مي سپارم اميدوارم وقتي بزرگ شدي، بناي زندگيت را بر خواسته هاي مكتب پر باراسلام بگذاري زيرا اين مكتب آزاديبخش اسلام است كه ر كمبودي را در زندگي انسان پر مي سازد. مي دانم برايت مشك است بي پدر باشي، اما چه كنم كه خدايم از همه كس بايد راضي تر باشد و من هم راضي هستم به رضاي خدا و وقتي كه انشاءالله خودت را شناختي آنوقت خدايت را مي شناسي بعد مي داني كه سخن دل من چيست. من اميدوارم به كمك مادرت و خانواده ام به اين مرحله برسي و اين را هم مي دانم كه مادر خوبت نخواهد گذاشت در زندگي شما كوچولو چه از نظر تربيتي و چه از نظر خواسته هاي روحي تزلزلي ايجاد نشود و همه شما را به خدا مي سپارم .

برقرار و مستدام باد جمهوري اسلامي، توفنده باد انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني و گسترده باد در همه جهان، سرنگون باد همه حكومتهاي ضد خدايي به خصوص حكومت بعث و صدام ضد خدا .

خدايا ، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار .

والسلام علي ناز مير شكاري


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده