وصیتنامه سردار شهید موسی صمدی شجاع

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند درهم کوبنده ستمگران و رسواگر منافقان

اکنون که اسلام و خاک مقدس اسلامی ایران مورد هجوم جنایتکاران شرق و غرب به نوکری صدام افلقی و نیروهای مزدورش قرار گرفته است به فرد فرد امت مظلوم و شهید پرور ایران واجب است که از این ممکلت اسلامی دفاع نمایند. سپاس خدای را که در عصر و زمان ما، یکی از بندگان شایسته خود را که ذخیره فرموده بود، یاری نمود تا مسلمین را از ذلالت و گمراهی و سقوط حتمی نجات داده و به صراط مستقیم الله رهبری فرماید.

ای مسلمین جهان! از خواب غفلت بیدار شوید و به ندای این رهبر جهانی اسلام پاسخ مثبت دهید که همانا پیروی از این رهبر و این روح خدا، پیروی از ائمه طاهرین سلام الله علیه است. پیروی از این مرجع بزرگ پیروی از رسول الله است. پیروی از این فقیه، به تمام معنا پیروی از قرآن کریم است. پیروی از این ابراهیم زمان و این واژگون کننده بت های زمان، پیروی از فرمان خدا و پیاده نمودن احکام الهی در روی زمین است.

ای مومنین! مبادا غفلت کنید که رمز پیروزی شما به فرموده امام امت، اتحاد و همبستگی و در یکی صفِ واحد بودن شماست.

ای مسلمین جهان! بهوش باشید که پیروزی شما در گرو وحدت شماست و تنها در سایه یک رهبریِ واحد و اتحاد مسلمین است که می توانیم تمام کشورهای اسلامی و مستضعف را از چنگال ابرجنایتکاران شرق و غرب نجات دهیم و قدس عزیز را دوباره از دست صهیونیسم غاصب نجات دهیم و به مسلمین بازگردانیم.

ای رؤسای کشورهای اسلامی که فقط پست ریاست را اشغال نموده اید و برای حفظ چند روزی مقام و ریاست خود، سرنوشت ملت های مسلمان خود را به بازی می گیرید. از خواب خرگوشی بیدار شوید و شخصیت اسلامی خود را بازیابید و تنها در برابر خدای بوجود آورندۀ تمام هستی سر تعظیم فرود آورید و تنها با اتکای به خدای واحد و اَحد که تمام خدایان دروغی در برابر او به نیستی کشیده می شوند داشته باشید.

به ملت های مسلمان خود تکیه کنید. سر سازش با هیچ یک از قدرتهای شیطانی شرق و غرب نداشته باشید و ملتهای خود را برای چند روزی حفظ مقام و ریاست به قدرتهای شیطانی و ستمگران نفروشید که پیروزی و عزت در گروه تبعیت شما از اسلام و متکی بودن شما به ملتهای خود می باشد.

این پیام من و همه شهدای اسلام است که ای ملت مسلمان ایران! قدر این رهبر را بدانید و مو به مو دستوراتش را با جان و دل بخرید. مبادا خدای نخواسته قدر این نعمت را ندانید که خدایی نخواسته این نعمت از شما گرفته شود. لحظه ای امام را تنها نگذارید که تنها گذاشتن اما یعنی تنها گذاشتن جدّش حسین(ع) در کربلا.

در پایان چند جمله هم با پدر و مادر و خانواده ام: ای پدر و ای مادر من! همیشه امام را دعا کنید و از خدا بخواهید از لحظه لحظه عمر ما بگیرد و به عمر امام عزیزمان بیفزاید.

ای پدر و ای مادر من! شما هم دعا کنید که من به آن آرزوی واقعی که شهادت در راه خداست برسم که حسین(ع) به ما آموخته است شهادت برای رضای حق متعال.

ای پدر و ای مادر! برای من گریه نکنید. برای مولایم حسین(ع) گریه کنید. برای مظلوم کربلا گریه کنید که با لب تشنه او را شهید نمودند. برای آقایی گریه کنید که پیغمبر همیشه او را روی سینه خود می نشاند و نوازش می کرد. مادرم اگر خواستی گریه کنی برای علی اکبرِ حسین(ع) گریه کن و افتخار کن که فرزندی را تحویل جامعه دادی که درس شهادت را از مکتبی چون مکتب حسین(ع) آموخت. پدر جان! تا زمان حیات خودت فرزندان مرا به مدرسه بفرست و بعد از مراحل ابتدایی آنها را به حوزه های علمیه بگمار تا مسائل و علوم اسلامی را فرا بگیرند که خدایی نخواسته یک موقعی از مسیر حق و صراط مستقیم انحراف پیدا نکنند.

در پایان پدر جان! جنازه مرا در بهشت زهرای تهران دفن کنید.

پایان 15/6/1360


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده