از سوی نشر دارخوین منتشر شده است:
«آنچه در خرمشهر گذشت» نوشته «محمود نجیمی»، کتابی است که به تازگی از سوی نشر «دارخوین» منتشر شده و وقایعی کامل از خرمشهر را روایت می کند.
به گزارش نوید شاهد، انتشارات «دارخوین» مدتی است که مجموعه ای با عنوان «آنچه در ... گذشت» منتشر می کند که هر جلد آن به یک شهر اختصاص دارد. نگارش این مجموعه را «محمود نجیمی» از تیپ «8 نجف اشرف» (تیپ احمد کاظمی) که شاهد عینی در این شهرها بوده، برعهده گرفته است.

کتاب «آنچه در خرمشهر گذشت» جلد چهارم این مجموعه است که به تازگی منتشر شده و روایتی کامل از وقایع خرمشهر دارد.

این کتاب در 634 صفحه و 7 فصل گردآوری شده است. نویسنده در فصل اول به «زمینه های شروع جنگ تحمیل»، «جنگ ما قبل از جنگ- دکتر محسن رضایی»، «درگیری های مرزی و آغاز جنگ تحمیلی»، «خرمشهر درزمان عثمانی ها»، «تصمیم خطرناک و آینده ای نامعلوم»، «اشغال خرمشهر» و «لشکر سوم برای اشغال خرمشهر» پرداخته است.

فصل دوم به« اشغال خرمشهر در چند نگاه» ، «اشغال خرمشهر به قلم سرتیپ پاسدار دکتر حسین علایی»، «معرفی مکان های درگیری با دشمن در خرمشهر» و«خرمشهر، خونین شهر می شود سید علی بنی لوحی» اختصاص دارد.

در فصل سوم «اسناد ارتش عراق در اشغال خرمشهر»، «جنایت های ارتش عراق در خرمشهر»، «غارت شهر و گمرک توسط فرماندهان عراقی» و «547 روز بعد از اشغال» روایت شده اند.

در فصل چهارم با عنوان « خاطراتی از یک شاهد عینی»، «دستنوشته های رزمنده بسیجی محمود نجیمی از رزمندگان سپاه» ثبت شده است.

در فصل پنجم با عنوان «حقایق پنهان»، «بخشی از جلسات و مکالمات بی سیم های فرماندهان»، «ابلاغ رمز عملیات و شروع حمله» و«عملیات از زبان سردار شهید احمد سیاف زاده» آمده است.

فصل ششم با عنوان «عملیات بیت المقدس به روایت کالک و اسناد» به «کالک و نقشه های محورها»، «مقدمات عملیات»، «دستورات عملیاتی به کلی سری»، «گزارش های نوبه ای»، «اسامی افسران عراقی»، «ترجمه چند سند از دشمن»، «آمار مجروحین و شهدا» و «روزنامه های عربی» اختصاص دارد.

در فصل هفتم با عنوان «خرمشهر به روایت تصویر» که فصل پایانی کتاب است، «عکس های اشغال خرمشهر به دست دشمن بعثی عراق»، «مقاومت 35 روز مدافعان در شهر» و «عکس های منتخب عملیات بیت المقدس» آمده است.


روایت یک شاهد عینی از «آنچه در خرمشهر گذشت»

در فصل اول کتاب بخشی با عنوان «لشکر سوم برای اشغال خرمشهر» نوشته شده که به روزهای نخست اشغال خرمشهر را روایت می کند که نقطه اوج آن یادداشت شهید «محمد جهان آرا» به امام خمینی (ره) است. در این بخش می خوانیم:

« عراقی ها که به نظر می آید از کارون عبور کرده باشند متوجه می شوند هنوز این شهر بندری در محاصره مقاومت می کند. لذا لشکر زرهی به نام لشکرسوم، که از قویترین لشکرهای عراق به حساب می آمد و فرماندهانی مثل اسماعیل تایه النعیمی، و ماهر عبدالرشید در آن فرماندهی می کردند را برای اشغال خرمشهر می فرستند.

این اصل یک فرمانده توجیه و مدیراست که در هر منطقه ای می خواهد عملیات کند، از آن منطقه و نیروهای روبرویش، اطلاعات کافی داشته باشد. لذا فرماندهان عراقی در جلسه ای این گونه بازگو می کنند: «اینها در گزارش ها به ما گفته بودند، ایرانیان دیگر ارتشی ندارند! با پیروزی انقلاب در ایران تعدادی از سران ارتش اعدام شده اند و عده ای فرار کرده اند؛ 50 هزار مستشار آمریکایی از ارتش ایران اخراج کرده اند؛ و روابطش با مادر، که آمریکا باشد کاملاً قطع شده است. سپاه پاسداران نوپا هم که هنوز به عنوان

یک نیروی جنگی مطرح نیست و فاقد هرگونه ادوات نظامی هستند، پس چگونه شما سی روز است پشت دروازه های محمّره زمین گیر شده اید؟!»

بعد سؤال می کند؛ نکند اینها که به ما سلاح و مهمات می دهند تا ایران را بگیریم، به ایرانی ها نیرو می دهند تا در مقابل ما بجنگند؟! دستور می دهد که باید از آنها اسیر بگیرید؛ و اسیر از مدافعان خرمشهر می گیرند و با شکنجه زبانش را باز می کنند. عراقی ها متوجه می شوند که با کسانی دارند می جنگند به نام پاسدار و بسیجی.

لذا فرمانده عراقی دستور می دهد و به یگان های تحت امر خود ابلاغ می زند و می گوید: «از امروز به بعد هر پاسداری را اسیر کردید یا زیر تانک له و لوردهاش کنید؛ و یا بسوزانیدش. (این دستور بعد از آزادی خرمشهر در سنگرهای دشمن بدست آمد.)

سرانجام بعد از 35 شبانه روز مقاومت ، این هم با ابتدایی ترین سلاحهای جنگ؛ خرمشهر عزیز سقوط می کند و دشمن از هیچ جنایتی در این شهر دریغ نمی کند.

آن روز محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر همه همرزمانش را فراخواند و آن کلام دلنشینش را بیان کرد:. «... اینجا کربلاست، من حجت خود را از شما برداشتم، هر که می خواهد، می تواند برود و هرآنکس که می ماند بداند که اینجا شهادت دارد، اسارت دارد، مجروحیت هم در میان است.»

بچه هایی که باقیمانده بودند، هم قسم شده و با جهان آرا بیعت کردند که تا پایان دست از جهاد بر ندارند؛ در همین جا بود که جهان آرا خطاب به همرزمانش که به خاطر سقوط شهر بهم ریخته اند می گوید: «بچه ها! اگر شهر سقوط کرد آن را دو باره فتح خواهیم کرد؛ موظب باشید ایمانتان سقوط نکنند»

و لذا در آخرین یادداشت هایش از سقوط شهر خطاب به حضرت امام خمینی می نویسد: «امام ما! از روزی که جنگ آغاز شد تا روزی که شهر سقوط کرد، من هر روز عاشورا را می دیدم.»

چاپ اول کتاب «آنچه در خرمشهر گذشت» نوشته محمود نجیمی با شمارگان 1000 نسخه به تازگی از سوی انتشارات «دارخوین» روانه بازار نشر شده است.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده