شهید مهدی نصیری لاری ادیب و شاعر و عارف مبارز در هفتم تیر ماه 1360 به همراه 72 یار از یاران حسین زمان به شهادت رسید.


مهدي نصيري لاري

نام پدر : حبيبالله

تاریخ تولد : دوشنبه ، 7 فروردين ، 1312

محل تولد : كرمان

سن هنگام شهادت: 48

تحصیلات : كارشناس

تخصص : علوم تربيتي

شهید مهدي نصيري ‌لاري از ولادت تا شهادت


تولد تا جواني

هفتمين روز بهار سال 1312 هجري شمسي، خانه ميرزا حبيب الله نصيري لاري در روستاي سلطان آباد از توابع ارزوئيه بافت شاهد تولد كودكي بود كه پدر و مادرش به يمن وجود مبارك حضرت صاحب الزمان (عج) نام مهدي را براي او برگزيدند.

ميرزا حبيب الله كه از شهرستان لار به سيرجان آمده بود افزون بر موعظه و ارشاد مردم به كار كشاورزي نيز مشغول بود. مادر مهدي، فاطمه خانم نيز بانويي متدين و سخت كوش بود كه به تربيت فرزندان بسيار همت مي گمارد.

مهدي داراي هوش و استعداد سرشاري بود،به همين دليل ميرزا حبيب الله او را به مكتب فرستاد تا با آموختن قرآن، راه درست زيستن را نيز بيابد. سه سال بعد يعني در 8 سالگي، غم مرگ پدر سراسر وجود او را گرفت و سايه يتيمي و تنگ دستي بر سر او و خانواده اش سايه افكند. او كه به نصايح پدر همواره توجه مي كرد، به خاطر داشت كه در نخستين روز مكتب رفتن از او خواسته بود، هيچ گاه بواسطه بروز مشكلات دنيوي، از هدفي كه دارد روي برنگرداند. استعداد او در ميان همسالان اش موجب رجحان او شده بود. خيلي زود علوم قرآني و كتب ديني و ادبي را فراگرفت. مهدي 12 ساله بود كه يكي از بستگانش بنام حاج محمدعلي بهروزي از وي خواست تا با هجرت به شيراز، تحصيل خود را ادامه دهد. پس از ورود به شهر حافظ، در كمتر از يك سال با شركت در آزمون، مقطع دروس ابتدايي را پشت سر گذاشت و وارد مقطع متوسطه شد. مهدي نصيري لاري با علاقه اي كه به آموختن داشت، گواهي پايان دوره را در طي يكسال با احراز رتبه سومي به پايان رساند و با كسب رتبه اول وارد دانشسراي مقدماتي شد.

همزمان با تحصيل، از مباحث اخلاقي و ديني شهيدآيت الله دستغيب نيز استفاده كرد. او در دانشسراي مقدماتي نيز توانست طي دو سال با رتبه ممتازي ديپلم بگيرد.

پس از آن شهيد مهدي نصيري لاري به سبب موفقيت در كسب رتبه ممتازي دانشسراي مقدماتي محل خدمتش را خودش انتخاب كرد. از اين رو به مهد شاعران پارسي گو وارد شد و تعليم و تربيت نوباوگان ميهن را در كنار فراگيري علوم حوزوي و روش مبارزه عقيدتي مبتني بر اسلام آغاز كرد. مسئولان آموزش و پرورش شهر شيراز كه به روحيات اسلامي وي آگاه بودند، نتوانستند حضور وي در شهر شيراز را تحمل كنند بنابراين او را به منطقه «اوز»، يكي از مناطق بد آب و هواي استان فارس (در آن مقطع زماني) اعزام كردند. اما ديري نپائيد كه مهدي نصيري لاري با اعتقاد راسخي كه داشت و به واسطه صفا و صميميت ذاتي خود، توانست ميان برادران شيعه و سني منطقه بويژه جوانان محبوبيت كسب كند. وي تا سال 1335 در اين منطقه زندگي كرد و در اين سال به خدمت سربازي فراخوانده شد. در 26 سالگي ازدواج كرد و يكسال بعد به همراه همسرش، محل خدمت خود را از شيراز به لار يعني زادگاهش تغيير داد. در سال 1339 به سبب انس والفتي كه با سيرجان داشت راهي اين شهرستان شد. وي در اين شهر نيز به آموزش كودكان اين ديار پرداخت.

او در دوران حضور در مدرسه همواره با كسانيكه مي خواستند با افكار مخرب نوجوانان و جوانان را به دامان جريان هاي سياسي منحرف بكشانند مقابله مي كرد. يك روز هنگاميكه يكي از توده اي هاي به ظاهر معلم سعي در القاء افكار كمونيسيتي به دانش آموزان داشت با شهيد نصيري لاري روبرو مي شود. وي با بياني رسا و مستدل عقايد پوچ و بي اساس توده اي ها را رد مي كند كه همين امر باعث عصبانيت فرد ملحد مي شود و درگيري ميان او و شهيد نصيري لاري بوجود مي آيد.

در شهريور سال 1341 چند روز مانده به امتحانات دانشسراي عالي،از زمان آزمون مطلع شد و عليرغم فرصت كم در ميان همه شركت كنندگان استان كرمان باز هم رتبه نخست را به خود اختصاص داد و براي ادامه تحصيل رهسپار تهران گرديد و در يكي از مناطق جنوب تهران (خيابان گرگان) سكونت گزيد.

شهيد مهدي نصيري لاري پس از پايان تحصيل مقطع كارشناسي در دانشگاه به همراه همسرش به سيرجان بازگشت و فعاليت هاي آموزشي،اجتماعي،سياسي و فرهنگي خود را با قوت ادامه بخشيد.

من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه

ذره اي بودم و عشق تو مرا بالا برد

خم ابروي تو بود و كف مينوي تو بود

كه در اين بزم بگرديد و دل شيدا برد

شهید مهدي نصيري ‌لاري از ولادت تا شهادت


سوابق مبارزاتي:آشنايي با فدائيان اسلام و نيز مرحوم آيت الله كاشاني

همزمان با آغاز مبارزه در جريان ملي شدن صنعت نفت،نوشتن روزنامه ديواري و اشعار با مضامين انقلابي، حركت در مسير نهضت حضرت امام خميني از سال 1341، پنج بار دستگيري توسط عمال رژيم و تبعيد و بازنشستگي اجباري، مبارزه با جريانهاي فاسد فكري نظير حزب توده و منافقين، تشكيل سخنراني در ساماندهي اعتراضات مردمي

كار تشكيلاتي: عضويت در حزب جمهوري اسلامي

مسئوليت ها: تدريس در مدارس ، عضو كميته استقبال از حضرت امام خميني در سال 1357 هـ.ش، فرماندار سيرجان ، نماينده مردم لارستان در مجلس شوراي اسلامي

آثار علمي: مجموعه نفيس و ارزشمندي از اشعار و قطعات ادبي با مضامين فرهنگي،اجتماعي، اخلاقي و سياسي

دوستي با فرهنگ و هنر متعالي از ويژگي هاي بارز شهيد

يكي از ويژگي هاي ذاتي شهيد نصيري لاري علاقه مندي او به شعر و ادب فارسي و نيز هنر اصيل اسلامي بود. او از دوران جواني داراي طبع شعر و نويسندگي بود و از زمان حضور در دانشسرا سعي كرد با تهيه روزنامه ديواري و ... آنها را به عرصه ظهور برساند. در يكي از روزها كه مهدي نصيري لاري مقاله اي را با عنوان «درشت استخوان در مانده» بر وزن «بزرگ ارتشداران فرمانده» قرائت و در آن از ظلم و عصيان رژيم پهلوي نام برده بود. مرحوم جلال آل احمد دستي بر شانه او زده و با همان لحن خاص خود گفته بود: «حضرت، كار كني،چيزي مي شوي»

«جلال آل احمد»يكبار نيز پس از خواندن مقاله «كور بليط فروش» كه نصيري به شيوايي فراوان شرح كور شدن او را به نبود دكتر، دارو و درمان هاي غلط، ربط داده بود، رو به دانشجويان كرد و گفت: «به خدا اين حضرت نويسنده است»

او در نوشتن قطعه هاي ادبي نيز تبحر فراواني داشت. تسلط او بر فنون ادبي و علوم بلاغت موجب غناي نوشتاري او شده بود. قطعات و سروده هاي شهيد نصيري لاري بيشتر با موضوعات اخلاقي،سياسي، اجتماعي همراه بود.

در يكي از قطعه هاي ادبي خود با عنوان «خوشبختي به سراغ كسي نمي آيد» چنين هنر خود را متجلي ساخته است: «به انتظار نبايد نشست تا دست قضا ما را به سوي سعادت رهبري مي كند، خود نيز بايد تلاش كنيم، بر روي زندگي بايد لبخند بزنيم، تا زندگي نيز با ما همگام شود و چهره خندان خود را بر ما نمايان كند. اگر از آسمان اندوه بارد و از زمين رنج جوشد، مي توان در نهان خانه دل مشعل سعادت و آسايش برافروخت. اگر سيل حوادث امواجي كوه پيكر برانگيزد، مي توان با عزم استوار خروش كرد. بناي سوانح را با اراده اي آهنين مي توان در هم ريخت و از لابه لاي آثار رنج و اندوه، كاخ سعادت را بنا نهاد.»

شهيد نصيري لاري بواسطه قريحه ذاتي و نيز حضورش در شهر شيراز كه به گفته خود مهد عشق،كعبه عشاق،سرزمين شعر و عرفان و زادگاه بزرگترين اختران تابنده افلاك علم و ادب ايران است،نبوغ شعري خود را شكوفا كرد. او پس از سوء قصد منافقين به حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي) در تاريخ ششم تيرماه 1360 سروده اي را آغاز كرد ولي يك روز بعد از آن بواسطه حضور در ساختمان مركزي حزب جمهوري اسلامي آن را ناتمام گذارد.

باز دست فاسدي آمد برون ز آستين خصم خونخواري دگر

تا كَنَد از بوستان انقلاب شاخه سرسبز و پرباري دگر

آلت مزدور شيطان بزرگ حمله ور شد بر كيان انقلاب

خواست تا خاموش سازد از جفا بلبل شيرين زبان انقلاب

شهيد نصيري لاري و آغاز قيام عليه بيداد

كنون يك ناله اما سرانجام چو يك آتشفشان فرياد گردم

چو سنگ خاره ره بر من ببندد يكي چون كوه كن فرهاد گردم

شهيد مهدي نصيري لاري از نوزده سالگي به علت آشنايي با معارف اسلامي، به سوي مبارزه عليه بيداد و ستم كشيده شد و مبارزات فدائيان اسلام و حركت هاي آيت الله كاشاني و جريان ملي شدن صنعت نفت توجه او را جلب كرد. او همزمان با قدم گذاشتن در عرصه پيكار با خاندان منحوس پهلوي، با حزب توده نيز مقابله مي كرد.